بستن
کد خبر: ۱۰۵۲۱۱۷

درگذشت فیلسوف «ایرانشهر»

درگذشت  فیلسوف «ایرانشهر»

آرمان ملي- احسان اسقايي: سيدجواد طباطبايي، فيلسوف، پژوهشگر و استاد پيشين علوم سياسي دانشگاه تهران درگذشت. طباطبايي فرانسه را در کودکي آموخت وبه علت بررسي درس‌هاي حوزوي بر زبان عربي مسلط بود. او بعد از پايان تحصيل در فرانسه به عضويت هيات علمي دانشگاه تهران درآمد و معاون پژوهشي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران شد. بعدها طباطبايي به علت انديشه‌هايش از دانشگاه تهران اخراج شد. پس از اخراج از دانشگاه، طباطبايي به کار پژوهشي خود در مراکز ديگر ادامه داد و با امکاناتي که در مراکز پژوهشي فرانسه، آلمان و آمريکا فراهم آمد، پژوهشي درباره تاريخ انديشه در ايران را دنبال کرد. او در سال 1376 موفق شد نشان نخل آکادميک، عالي‌ترين نشان علمي فرانسه، و مدال نقره تحقيقات در علم سياست را از دانشگاه کمبريج کسب کند. جواد طباطبايي در اواخر عمر خود موفق به کسب مقام برگزيده در جشنواره فارابي سال 1396 شد و حسن روحاني به صورت ويژه‌اي از او تقدير کرد. طباطبايي در سال 1397 براي تکميل پژوهش‌هاي خود و درمان بيماري در آمريکا اقامت گزيد ودر آنجا و در سن 77 سالگي در بيمارستاني در لس آنجلس درگذشت.

سيدجواد واضع انديشه ايرانشهري

سيد جواد طباطبايي اگرچه استاد و اهل انديشه و تعليم بود اما براي خردورزاني که به دنبال راهي به منظور ادامه مسير ايران هستند با نظريه ايرانشهري مشهور‌تر شد. جواد طباطبايي در مورد نظريه ايرانشهري مي‌گويد: اگر بگويم اکثر کساني که درباره اين بحث، صحبت مي‌کنند تا حد زيادي به درستي نمي‌دانند درباره چه صحبت مي‌کنند، اغراق نکرده‌ام. طباطبايي در مورد علت گرايش به مسائل ايران مي‌گفت: بحث من از کجا آمد؟ بحث انديشه سياسي در اروپا سابقه‌اي طولاني دارد اما در کشور ما هيچ سابقه‌اي ندارد. يعني از زمان تاسيس دانشکده حقوق و علوم سياسي تا حدود سال 1330 اصلا انديشه تدريس نمي‌شد و علم سياست در ذيل حقوق عمومي فهميده مي‌شد. سطح علوم سياسي در ايران آن دوران، بسيار پايين و رشته حقوق، داراي اهميت بيشتري بود. وي مي‌گفت: اساسا مسائلي در ايران وجود دارد که با ابزارهاي مفهومي غرب تا حد زيادي قابل توضيح نيستند و بايد ابزارهاي غربي را مورد دخل و تصرف قرار دهيم و مفاهيمي مانند قديم- جديد، رنسانس يا جهان باستان را در باب مفاهيم خود به کار ببريم. بررسي موردي من در حالات و نوشته‌ها و آثار خواجه نظام‌الملک طوسي که يکي از عالمان و امراي بزرگ ايراني بوده، نشان داد که خواجه نظام‌الملک طوسي، صرفا يک کارگزار نبوده است؛ او با اينکه هم علوم روز را مي‌دانسته و هم به علوم ديني تسلط داشته و هم به‌شدت ديندار بوده ولي زماني که در باب سياست صحبت مي‌کند توجهش به مليت است. ايرانشهر يا ايران زمين، يعني ايران بزرگ فرهنگي و اين محدوده جغرافيايي، از بخارا تا شامات و مصر را در بر مي‌گرفته است. ايران، يک واقعيت تاريخي است؛ کافي است به تمام منابعي که از قرن دوم درباره تاريخ ايران نوشته شده مراجعه کنيد حدود و ثغور ايران کاملا مشخص و روشن است.

نامه سيد جواد به محمد خاتمي

بعد از در قدرت قرار گرفتن اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراي شهر تهران محمد خاتمي در ديدار با آنها از لزوم توجه به فدراليسم سخن گفت. مساله‌اي که به مذاق جواد طباطبايي خوش نيامد. از اين رو دست به قلم شد و سه نامه به خاتمي نوشت. او پيشنهاد سيد محمد خاتمي براي اداره‌ فدرالي ايران را نسنجيده خوانده و او را داراي صلاحيت لازم براي بيان اين جملات ندانسته است. من نيز مانند بسياراني ديگر، سخنان آقاي محمد خاتمي، رئيس‌جمهور اسبق، دربارة مطلوب بودن الگوي فدراليسم براي ايران را، با شگفتي فراوان در رسانه‌ها خواندم. در آن سخنان آمده بود : «مطلوب‌ترين شيوة حکومت مردمي ادارة فدرالي است.» من درست نمي‌توانم بفهمم که چرا رئيس‌جمهور پيشين، که بايد بداند که هر سخن جايي و هر نکته مکاني دارد، خطاب به اعضاي شوراي شهر دربارة مسائل کلان حاکميتي کشور چنين مطلب مهمي را مطرح کرده است؟ خود آقاي رئيس‌جمهور اسبق چه صلاحيتي دارد که چنين بحث مهم حاکميتي را اعلام کرده است. با پايان يافتن دوره رياست‌جمهوري، رئيس‌جمهور نيز شهروندي بيش نيست و اگر نظري داشته باشد بايد آن نظر را مستدل بيان کند و پاسخ بگيرد، اما بيان چنين مباحثي، در چنين سطح عاميانه‌اي، در مناسبت‌هاي سياسي در‌شأن رجل سياسي نيست. او خطاب به محمد خاتمي گفت: شما به عنوان رهبر اصلاحات حتما شعارهاي مردم را شنيده‌ايد و اين نکته را بايد بفهميد که اصلاحات نيازمند نظريه‌اي براي افسادات است، يعني بايد دانسته باشيد که در کجاها کار را خراب کرده‌ايد، فسادهاي اطرافيان شما کجاها و تا چه حدي بوده است؟ اطمينان دارم به واقع متوجه نشده‌ايد چه گفته‌ايد و گفته‌هاي شما چه تالي‌هاي فاسدي مي‌تواند داشته باشد.

آثار طباطبايي

از ميان آثار معروف سيدجواد طباطبايي مي‌توان به کتابي درباره خواجه نظام‌الملک، درآمدي فلسفي بر تاريخ انديشه سياسي ايران، زوال انديشه سياسي در ايران، ترجمه تاريخ فلسفه اسلامي نوشته هانري کوربن، مکتب تبريز و مباني تجدد خواهي و مباني نظريه مشروطه خواهي اشاره کرد.

سيد جواد بدون شاگردي براي جايگزين

به‌طور يقين سيد جواد طباطبايي شاگرداني دارد. اهل دانش در کنار او جاي داشتند اما اکنون اين سوال به وجود مي‌آيد که سيدجواد طباطبايي که سال‌ها در مورد نظريه‌هاي مختلف علوم سياسي و انديشه ايراني و خصوصا انديشه و نظريه ايرانشهري کوشيد و آثار مختلفي را در اين مسير از خود به يادگار گذاشت، شاگرد و پيرو و هم مکتبي دارد که اين نظريه را بسط دهد؟ آنچه مشخص است اين است که طباطبايي پيگيران زيادي در بين طبقات مختلف روشنفکري داشت و در ميان آنها بودند افرادي که تعصب زيادي به ايشان مي‌ورزيدند. مشخص نيست نظريه ايرانشهري به کجا خواهد رسيد. با اين وجود هستند اهالي فکر و انديشه که در باب نظريه ايرانشهري با مغز و ريشه‌اي که جواد طباطبايي بنيان گذاشت هر از چندگاهي شاخه‌اي به درخت ايرانشهري مي‌زنند و برگي بر آن شاخه مي‌افزايند اما چه ايرانشهري باشيم چه منتقد ايرانشهر. در ميان سياستمداران معروف کشور عباس آخوندي وزير سابق راه و شهرسازي از جمله کساني است که در اين سال‌ها به ترويج انديشه ايرانشهري سيد جواد طباطبايي مي‌پردازد. به نظر مي‌رسد ايرانشهري که طباطبايي پايه گذاشته به اين زودي‌ها از ذهن‌ها رخت نخواهد بست چرا که نظريه او ريشه در ايران و ايراني و زبان فارسي و فرهنگ پارسي دارد. درختي که جواد طباطبايي پايه گذاشت، ريشه در خاک ايران دارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی