تهديدهايي که از سوي دولتهاي اروپايي متوجه ايران است و اينکه مقامات آمريکايي همچنان بر اين موضع خودشان هستند که برجام در اولويت کاري آنها قرار ندارد، نشاندهنده سطح بالاي تنش بين ايران و غرب براي احياي برجام است. از طرف ديگر از سوي غرب سيگنالهاي مثبتي هم ارسال ميشود که در روند احياي روند برجام تلقي ميشود. سفر قريبالوقوع پادشاه عمان به ايران اين گمانهزنيها را تقويت کرده با توجه به نقشي که عمان در گفتوگوهاي غيرمستقيم و مستقيم بين ايران و آمريکا پيش از مذاکرات منتهي به برجام در سال 94 داشت، نشان ميدهد که تحرکات سياسي که از سوي عمان آنهم در سطح پادشاهي صورت ميگيرد، شايد اين گمانه را تقويت کند که شروع مجددي براي احياي روند مذاکرات برجام باشد ولي ميتواند از طرف ديگر يک ديد بدبينانه هم تلقي شود که سفر پادشاه عمان ميتواند حاوي پيام منفي از سوي آمريکاييها به ايران باشد و نشانهاي از سطح بالاي تنش بين ايران و آمريکا. اما واقعيت اين است که جز ديپلماسي در جهت لغو تحريمها راهي وجود ندارد. غير از ديپلماسي، گزينه بحران، تنش و جنگ خواهد بود. گزينه و محملي که ميتواند يک ثبات و چشمانداز روشني فراهم کند مذاکره و احياي برجام خواهد بود. غير از ديپلماسي به نظر نميرسد گزينه ديگري براي احياي مذاکرات برجام باشد البته اين فقط براي جمهوري اسلامي ايران نيست و براي دولتهاي غربي نيز همين گزينه مدنظر است. چرا که اگر برجام احيا نشود و اگر مذاکرات ميان ايران و غرب بخواهد در همين وضعيت تعليق باقي بماند سطح تنش و بحران در منطقه بالا خواهد رفت و ميتواند هزينههاي بيشتري را براي غرب به دنبال داشته باشد. غرب که بهشدت درگير بحران اوکراين است و گسترده شدن جبهه جديدي براي تنش و بحران در منطقه خاورميانه ناامني و بيثباتي در سطح منطقه را بهشدت افزايش خواهد داد و اين شرايطي نيست که آينده روشني براي دولتهاي عربي حاشيه جنوبي خليج فارس ترسيم کند. به هر حال دولتهاي حاشيه جنوب خليجفارس در يک کاخ شيشهاي زندگي ميکنند که هرگونه تنش و بحران در منطقه ميتواند شرايط اين کشورها را دچار بحران و تلاطم بکند. مجموعه اين تحرکات و تحولات را بايد به صورت جديتر و عمليتري براي احياي مذاکرات برجام تلقي کرد و اين موضوع ميتواند در سفر آتي رافائل گروسي، مديرکل آژانس بينالمللي انرژي اتمي به ايران به صورت جدي مورد توجه واقع شود چرا که هرگونه گشايشي در جهت شکستن بنبست و تنش ميان ايران و غرب از کانال آژانس الان رد ميشود. هرچند آژانس شايد گفته ميشود به صورت خيلي سياسي عمل ميکند و مسائل فني را به عنوان يک ابزار در جهت پيشبرد اهداف سياسي دولتهاي ذينفوذ در اين سازمان قرار داده است ولي مذاکراتي که ميان ايران و آژانس در چند سال گذشته وجود داشته، نشان داده که با وجود اعمال نفوذ دولتهاي غربي همچنان ميتوان از کانال آژانس در جهت هم راستيآزمايي برنامه هستهاي ايران استفاده کرد و هم با اين راستيآزمايي شرايط را براي لغو تحريمها فراهم کرد.
از طرفي دو تفکر در غرب درخصوص جمهوري اسلامي ايران وجود دارد. همان تفکري که در قبال روسيه وجود داشت. آن تفکري که معتقد است بايد سعي کرد با تعامل و گفتوگو با جمهوري اسلامي تغيير رفتار ايجاد کرد. تفکر ديگري که بيشتر صهيونيستها باني آن هستند و تلاش ميکنند با اعمال نفوذ در ديدگاه دولتهاي اروپايي و آمريکا به آن دامن بزنند، بحث مهار ايران و فشار سياسي و اقتصادي ايران است تا از اين طريق به زعم خودشان بتوانند جلوي توسعه برنامه هستهاي ايران را بگيرند. اين طرز تفکر از کانالهاي مختلفي ديدگاه و نظرات خودشان را مطرح ميکنند. در بخشي از تفکر دولتهاي اروپايي اين تفکر حاکم است که اگر بخواهيم وارد يک دور باطل تنش و بحران با ايران نشويم بايد از هرگونه اقدامي که موجب افزايش تنش و بنبست در مذاکرات با ايران شود، خودداري کرد. قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در فهرست گروههاي تروريستي از سوي پارلمان اروپا از سوي برخي شخصيتها و نهادهاي اروپايي مورد شک و ترديد قرار گرفت از جمله خود آقاي جوزف بورل، رئيس سياست خارجي و امنيتي اروپا اين واکنش را نشان داد که نبايد دست به اقداماتي زد که هم بتواند تنش با ايران را بالا ببرد و هم اينکه محمل حقوقي براي اين اقدام وجود ندارد. هرچند اروپاييها و آمريکاييها نشان دادند هر وقت تصميم و اراده داشته باشند، بهراحتي از ابزار حقوق بشر در جهت سياستهاي خودشان استفاده ميکنند واگر به نفعشان نباشد، آن را ناديده ميگيرند. ولي حداقل براي ايران اين اميدواري هست که بتواند با مذاکره با طرفهايي که بيشتر تمايل به تداوم گفتوگو دارند، فشارهاي سياسي و اقداماتي اسرائيل را در جهت تاثيرگذاري بر سياستهاي اروپايي و آمريکا خنثي کند. به هر حال ديپلماسي فعال وزارت خارجه و شوراي امنيت ملي بايد به صورت جديتري به موضوع جلوگيري از افزايش تنش با غرب وارد عمل شود.