آرمان ملي- احسان اسقايي: گاه خبري کوتاه در رسانهها منتشر ميشود؛ خبري که اميد را در دلها زنده ميکند اما خبر در رسانهها ننشسته فردي مطلع و آگاه آن را تکذيب ميکند. خبري که منتشر شد و موجب مسرتبخشي از دغدغهمندان گشت، حضور عباس عراقچي در ژنو و همراهي او با وزير امور خارجه بود اما اين حضور ، تکذيب شد.
تحولي لازم است اما ارادهاي نيست
هرچند رياستجمهوري اعلام کرد که معيشت مردم را به پرونده هستهاي گره نخواهد زد اما اين روزها اينگونه شده و تيم اقتصادي و حتي ديپلماتيک دولت سيزدهم عملا نتوانستند در مساله هستهاي گامي جدي براي بازگشت به برجام بردارند. ديپلمات ارشد دولت از پيغامهاي آمريکا براي بازگشت به برجام خبر ميدهند اما آمريکا به صورت علني اين پيغامها که در خفا براي تهران ميفرستد را تکذيب ميکند. از سوي ديگر پروژه بازگشت به برجام که به نوعي به پيشنهاد اروپاييها گره زده شد، خود؛ گره خورده است. گرههايي که البته کور نيست. آژانس سوالاتي دارد که ايران در مورد آن سوالات ميگويد، بايد با پاسخهاي تهران؛ براي هميشه بسته شود. يک مقام تلآويو اعلام کرده است که اين احتمال وجود دارد که پرونده تهران در آژانس به شوراي امنيت ارجاع و در آنجا مکانيزم ماشه عليه ايران فعال شود.از سوي ديگر ماجرا آمريکاست که مانند قدرت اروپاييها و تلآويو در ارتباط با برجام، پالسهاي منفي نميدهد. به نظر گرههايي البته قابل گشايش در پرونده هستهاي و بازگشت به برجام به وجود آمده است. گرههايي که گويا فعلا با دست «زبان ديپلماتيک» قابل گشايش است.
لزوم تزريق يک ديدگاه جديد به تيم هستهاي
هرچند علي باقري ،معاون سعيد جليلي بوده است اما تلاش کرده خود را حامي برجام نشان دهد. او البته به مسير گذشته نميرود اما بعيد است که دل در انديشههاي رئيس قبلي خود يعني سعيد جليلي نداشته باشد. از اين جهت شايد تزريق يک نگاه جديد به ديدگاههاي کنوني در مورد برجام لازم و ضروري باشد. از جمله اشخاصي که ميتواند در اين مسير به کمک تيم هستهاي بيايد، معمار برجام، محمدجواد ظريف است که البته مغضوب شده اما معاون او عراقچي هم اکنون هم دبير شوراي راهبردي روابط سياست خارجي است، ميتواند به ياري تيم هستهاي رئيسي بيايد. از اين جهت شايد اضافه کردن او به تيم مذاکره کننده بتواند رهگشا باشد. در ياد داريم که عباس عراقچي آنچنان آهنين در ميز مذاکرات حاضر ميشد که از ضربه به ميز هم در برابر آمريکاييها هراسي نداشت. ضربهاي که به لبه يک خودکار اصابت کرد و خودکار از روي ميز جهيد و به صورت جان کري خورد. اين فرد ميتواند به تيم مذاکره کننده اضافه شود اما سوال اين است که با توجه به نگاهي که بر تيم مذاکره کننده فعلي حاکم است، ميتوان اميدوار بود که عراقچي بتواند گرهگشاي گرهها باشد يا خير؟ از اين جهت شايد او تنها در بين مشاورين تيم هستهاي باشد و در زمان گرهگشايي با زبان ديپلماتيک، مواجهه با چالشها را مشاوره دهد، خود گامي بزرگ است کما اينکه عباس عراقچي مشاور وزير امور خارجه در پاسخ به شايعات در مورد خودگفت: بنده مشاور هستم و هر کمکي لازم باشد، آمادگي دارم.
عراقچي نه، صالحي شايد
همانطور که عباس عراقچي اعلام کرده اکنون در سمت مشاور در دستگاه ديپلماسي قرار دارد و در صورت نياز ميتواند گرهگشاي برخي چالشها باشد. اما در خاطر داريم که گرهگشاي بزرگ هستهاي در ايران در زماني که تحريمهاي بينالمللي عليه ايران وضع شد، کسي جز علياکبر صالحي، وزير خارجه دولت دهم نبود. او بود که اولين گام را در اين زمينه برداشت. گامي که او در مسقط برداشت گرهگشاترين اقدامي بود که الف ابتدايي مذاکره جديد بود. مذاکراتي که با آمدن شيخ ديپلمات، حسن روحاني در سال 92 و سپردن پرونده هستهاي به آقاي ديپلمات، جواد ظريف به نتيجه رسيد. در اواخر مذاکرات هستهاي در وين در زمان روحاني موانعي ايجاد شد که يک بار ديگر اين موانع نيز توسط علي اکبر صالحي برداشته شد. واقعيت آن است که صالحي يک استاد تمام مذاکرات است، فردي سالم و صالح که مورد اعتماد ارکان مختلف قرار دارد و شايد او بتواند با اضافه شدن به تيم هستهاي و در دست گرفتن بندهاي گره مذاکرات، گره از کار مذاکرات کنوني بگشايد. از سوي ديگر عبدالرضا داوري، فعال رسانهاي که گاه و بيگاه اخبار موثقي را توئيت ميکند، در توئيتي مدعي شده «برخي منابع مطلع، از واگذاري پرونده احياي برجام به علي لاريجاني و کمال خرازي، رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي خبر ميدهند. و ظاهرا اخبار مربوط به پر رنگ شدن ديپلماتيک عباس عراقچي هم در چارچوب همين واگذاري است.» ابعاد مختلف اين توئيت را بايد مورد بررسي قرار داد. چرا که لاريجاني مسئول پرونده چين در ايران بود. پروندهاي که وي بعد از رياستجمهور شدن ابراهيم رئيسي، بعد از تبريک تلفني به رئيسي مسئوليت خود را هم در آن واگذار کرده بود. لاريجاني يک بار در دوران احمدينژاد هدايت پرونده هستهاي را برعهده داشت و گامهايي در اين زمينه برداشته بود اما با نگاه احمدينژاد به مسائل اختلاف پيدا کرده بود و از هدايت پرونده هستهاي کنار رفت. کنار رفتن او باعث زعامت جليلي بر پرونده هستهاي شد و 6 قطعنامه فصل هفتمي حاصل مذاکرات جليلي بود. شاهد بوديم که لاريجاني در زمان تصويب برجام در مجلس به آب و آتش هم زد و برخي معتقدند هزينه آن را هم با رد صلاحيتش در انتخابات رياستجمهوري پرداخت. به نظر ميآيد اگر لاريجاني قرار باشد هدايت پرونده هستهاي را در دست بگيرد، نور اميد به معادلات هستهاي خواهد تابيد.