در بيست و دومين دوره ليگ برتر فوتبال ايران هستيم و به تبع آن ليگهاي برتر ديگر رشتههاي ورزشي راهاندازي شد. فارغ از اينکه ما زيرساخت حرفهايگري به لحاظ سختافزاري، نرمافزاري و حتي مديريتي نداشتيم و اين مسائل را فاکتور ميگيريم بيشتر مبحث اقتصادي را در مورد ليگ برتر فوتبال در نظر ميگيريم. اقتصاد ما بيش از 80 درصد دولتي است و در ديگر ارکان از جمله ورزش شرايط به همين صورت است. چابک سازي نيست و همه چيز دولتي است. نکته قابل توجه اينکه بيش از 5 هزار ميليارد تومان در مجموعه فوتبال بدون کمترين درآمد هزينه ميشود. مهمتر از همه اينکه بابت اين هزينه که دولت مستقيم يا غيرمستقيم پرداخت ميکند از جمله باشگاههاي استقلال و پرسپوليس و باشگاههاي خصولتي صنعتي، پول بسيار هنگفتي هزينه ميشود. از اين هزينهکرد چه برداشت اقتصادي، فني و فرهنگي توانستيم انجام دهيم؟ ضمن اينکه يک عده نشستند و در ادوار مختلف مکرر آدرسهاي غلط به دولت ميدهند. از زماني که دوره اول ليگ حرفهاي شروع شده و تا به امروز ادامه يافته آدرس غلط مبني بر اينکه دولت براي شور، نشاط و شعف در ذهن جوانان جامعه هزينه کند. سوال اين است که دولت فعلي و دولتهاي بعدي تا کي بايد براي شور و نشاط جوانان از بيتالمال هزينه کنند و زندگيهاي لاکچري و لوکس براي يک عدهاي بازيکن و مربي ايجاد کنند. نکته مهمتر اينکه صاحب نظران بيايند تحليل کنند بار فني که در اين 22 دوره ليگ برتر به دست آمده چه بوده است؟ آيا فوتبال ما به لحاظ مديريتي يا ديگر زمينهها پيشرفت کرده است؟ به لحاظ اقتصادي به نفع جيب مربيان و بازيکنان گام برداشتهايم. يک عده را لاکچري کردند و بخشي از جامعه که امروز آلرژي سنگيني نسبت به اين دستمزدها دارند، آيا پاسخي براي اين بخش از جامعه داريم؟ به لحاظ فرهنگي چه برداشتي توانستهايم داشته باشيم. چه اتفاق مهمي را رقم زديم. آقاياني که متولي فوتبال و مسئولان ورزش کشور بوده و هستند بايد بيايند و پاسخ دهند که اين پول گزاف که امسال بالغ بر 5 هزار ميليارد تومان است و سال آينده عدد بيشتري خواهد شد به چه دلايلي هزينه ميشود. نکته مهم ديگر ميبينيد در بخشي از کشورهاي دنيا بهخصوص کشورهاي آمريکاي جنوبي حتي در برخي کشورهاي اروپايي هزينهاي که در ليگشان ميشود کمتر از ليگ به اصلاح حرفهاي ماست. در برزيل، آرژانتين، اروگوئه، پاراگوئه، شيلي و... که رنکينگ بالاتري از ايران دارند و تيمهايي چون برزيل و آرژانتين و در گذشته دور اروگوئه قهرمان جامجهاني شدهاند و حتي کرواسي که در جامجهاني سوم شده ليگ با کيفيتتري دارند و خروجي حاصل از ليگهاي اين کشورها بهتر از ليگ برتر ماست. در کشورهاي آمريکاي جنوبي شاهد هستيم که سياستهاي آنها بر صادرات بازيکن قرار گرفته است. بازيکناني که در ليگهاي اين کشورهاي بازي ميکنند زندگي لاکچري ندارند. يک زندگي نسبتاً خوبي دارند که جامعه هم نسبت به آنها هيچ آلرژي ندارد. کساني که ميخواهند زندگي لاکچري و درآمد بيشتري داشته باشند ترانسفر ميشوند تا بخشي از صادرات کشور باشند و همراه با ارزآوري براي خود و کشور به رشد اقتصاد داخلي کمک کنند.