بستن
کد خبر: ۱۰۵۱۵۱۹

چالش ارزش‌افزوده در اقتصاد

چالش ارزش‌افزوده در اقتصاد
مجید گودرزی کارشناس اقتصاد

اکنون جنگ اقتصادي واضح‌ترين بخش جنگ‌هاي ايران است و بخش اصلي اين جنگ، کاهش جذب سرمايه‌گذاري است.خروج سرمايه از کشور به‌واسطه شرکت‌هاي هرمي و ارزهاي ديجيتال، سرمايه‌گذاري در بازارهايي که ارزش‌افزوده صفر دارند، مثل سپرده‌هاي بانکي، بازار طلا و فلزات گرانبها، بازار ارز و...، نرخ بهره غيرمتعارف، تحريم سرمايه‌گذاري بين‌المللي، کاهش ارزش پول ملي، افزايش نقدينگي لجام‌گسيخته و... همگي از مواردي است که نشان مي‌دهد عوامل زيادي براي جلوگيري از شکل‌گيري سرمايه‌گذاري در ايران وجود دارد.اين در حالي است که بخش سرمايه‌گذاري زيربناي اصلي تحول اقتصادي کشور به‌شمار مي‌رود که متاسفانه در سال‌هاي اخير دلايل متعددي منجر به بالارفتن ريسک سرمايه‌گذاري در ايران شده و سرمايه‌گذاران را با ابهام عدم‌صرفه اقتصادي مواجه کرده است.براساس اخبار منتشر شده اکنون بيش از 6000 هزار ميليارد تومان نقدينگي در سپرده‌هاي بانکي با ارزش‌افزوده صفر مطلق رسوب شده است. باوجود بازدهي منفي، به‌خاطر سياست‌گذاري‌هاي غلط در بخش توليد، مردم خواب پول در قالب سپرده‌هاي بانکي را به سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي مولد اقتصاد ترجيح مي‌دهند! مردم تصور مي‌کنند با خواب پول در حساب‌هاي سپرده‌هاي بانکي، ارزش سرمايه‌هاي آنها حفظ مي‌شود، اما باوجود تورم بيش از 40 درصدي و سود بدون ريسک حدود 23 تا 26 درصدي، بازدهي واقعي آنها سالي 14 تا 17 درصد منفي است. رسوب همه پول‌هاي دنيا هم در بانک‌هاي ما حتي يک شغل هم ايجاد نخواهد کرد. بنابراين خواب نقدينگي در سيستم بانکي و عدم‌تزريق و سرمايه‌گذاري در توليد يک چالش بزرگ در اقتصاد ايران به‌شمار مي‌رود. سرمايه اگر زايش نداشته باشد، در نهايت تبديل به هزينه خواهد شد. سرمايه‌گذاري در بازارهاي ارز و طلا به هر ميزان که باشد، ممکن است بازدهي برابر با تورم داشته باشد، اما بدون شک ارزش‌افزوده صفر دارند. در 3 سال گذشته در مقايسه با تورم سالانه، سرمايه‌گذاري در بازار ارز و طلا، سالي حدود 11 درصد بازدهي منفي داشته است. اين خيال باطلي است که براي حفظ ارزش ثروت بايد در اين بازارها سرمايه‌گذاري کرد. بنابراين دولت بايد تمام تلاش خود براي به گردش انداختن سرمايه‌ها به‌کار بندد و سرمايه‌هاي راکد را جذب بخش توليد کند. در نگاهي ديگر، برخي کارشناسان معتقدند روي ديگر کاهش ارزش پول ملي،‌ به سود صادرات است. به‌گفته اين گروه، کاهش ارزش برابري پول ملي با ارز کشور مقابل به انضمام ارتقاي کيفيت، مي‌تواند زمينه گسترش صادرات را فراهم آورد. به‌علاوه اينکه هزينه‌هاي ريالي و درآمدهاي دلاري فرصت خوبي براي توليد فراهم آورده‌اند، هرچند هزينه‌هاي تامين مالي، غيرمتعارف و غيرقابل‌رقابت است. از سوي ديگر، صادرکنندگان بايد ملزم به بازتوزيعي ثروت براي جبران بخشي از کاهش قدرت خريد مردم شوند. افت بي‌سابقه بورس، پرداخت ريالي سپرده‌هاي ارزي، جذابيت‌هاي موهوم بازارهايي مثل ارزهاي ديجيتال و... اعتماد عمومي را به بخش مهم بازار سرمايه از بين مي‌برد. اکنون هيچ جايگزيني براي سرمايه‌گذاري هزاران هزار ميليارد توماني سرمايه سرگردان نيست. بزرگ‌ترين هنر اقتصاددانان و مجريان در کشور مي‌تواند بازگرداندن صرفه اقتصادي به اقتصاد و رهايي اقتصاد از ابربحران ارزش‌افزوده باشد. ارزش‌افزوده علت بسياري از چالش‌هاي بزرگ اقتصادي ديگر مثل اشتغال، رکود، تورم، نقدينگي و... است. بدون شک چالشي بزرگ‌تر از بحران ارزش‌افزوده در کشور وجود ندارد. سرمايه‌گذاري روي پول به معني نگهداري ريال، يک انحراف بزرگ در سرمايه‌گذاري کشور است. معافيت مالياتي نگهداري ريال در حساب‌هاي بانکي و اخذ حداکثري ماليات و هزينه صدور مجوزها براي بخش توليد و سرمايه درگردش، نواختن ساز از سرگشاد آن است. اين رويه بايد برعکس شود. با اين روند در حقيقت سود را جايگزين ارزش‌افزوده کرده‌ايم، اما کشورهايي مانند کره‌جنوبي، سنگاپور، ژاپن، چين و... به‌جاي انباشت نقدينگي به تزريق آن در توليد روي آورده‌اند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی