پرسپوليس در هفتههاي اخير صدرنشيني را از دست داد. درست است که داوري در 5 بازي آخر پرسپوليس سهم بيشتري روي نتيجه تيم داشته است ولي نبايد همه چيز را بر گردن داور انداخت. يکسري مشکلات تيم دارد که بايد براي آنها راهکار پيدا کند. در بازي با فولادخوزستان مشخص شد تيمها پرفشار بازي ميکنند و با تمام توان براي کسب نتيجه ظاهر ميشوند. پرسپوليس بايد ضرب توپ خود را بالا ببرد. با کمترين ضرب توپ به دروازه حريفان نزديک شد و سرعت بازي را افزايش داد. در انتقال توپ سرعت بيشتري داشت، چون تيمها ياد ميگيرند که چگونه برابر پرسپوليس بازي کنند و به نتيجه مدنظر برسند. متأسفانه پرسپوليس در بازيهاي خود اين کارها را انجام نميدهد و به رقبا اجازه ميدهد تا به مقاصد خود برسند. به لحاظ فني در دقايقي از مسابقه سرعت گردش و انتقال توپ در تيم خيلي پايين ميآيد. در مواقعي متوسط ميشود و البته در لحظاتي داوري هم دچار اشتباه تأثيرگذار ميشود. مثلا در بازي با هوادار روي بازيکن پرسپوليس خطا شد و در ادامه حريف به گل رسيد، اما نبايد با وجود نگرفتن خطا روي بازيکن تيم شاهد گلزني حريف بود. مدافع تيمي چون پرسپوليس اصلا دليل نداشت تا پاس رو به عقب به دروازهبان بدهد که با پاس اشتباه توپ را به مهاجم هوادارهديه دهد. در کنار او بازيکن همتيمي بود و نيازي نداشت تا به بيرانوند پاس داد. در طول بازي بيش از اندازه به دروازهبان پاس داده ميشود. از وسط زمين به بيرانوند پاس ميدهند. چرا اين کار انجام ميشود؟ چون مدافعان به خود زحمت نميدهند چند متر بيشتر بدوند و با يکديگر پاسکاري کنند. از فاصله 60 متري به بيرانوند پاس داده شده و مشخص نيست به چه دليل علاقه زيادي به بازي رو به عقب داريم؟ اگر حريف آرايش تيمياش را از دست داده باشد با پاس رو به عقب مدافعان پرسپوليس، فرصت مييابد تا خود را در زمين پيدا کند. اين شکل بازي خواسته حريفان است و از خدا ميخواهند تا تيم مقابل با اين روش بازي کند. متأسفانه با اين روش بازي را براي حريف آسان ميکنند و من در يکي از بازيهاي اخير پرسپولي شمردم بيش از 20 پاس رو به عقب براي دروازهبان فرستاده شد. پاس رو به عقب در فوتبال داريم ولي در زمين خودي بايد خيلي خيلي کم پاس به عقب داده شود. گردش توپ در پرسپوليس پايين است و از طرفي ديگر پرسپوليس کمتر از موقعيتهاي خود استفاده ميکند. با شکل بازي پرسپوليس کمتر موقعيت ايجاد ميشود، اما از آن موقعيتها کمتر استفاده ميشود. تا زمانيکه ضعفها ترميم نشود مسکلات به قوت خود باقي ميداند. مشکل داوري هميشه هست و اگر روي آن زوم شود اثر عکس در تيم ميگذارد و امتيازات بيشتري را از پرسپوليس خواهد گرفت. عادت ندارم در مورد تيمي غير از پرسپوليس صحبت کنم. چون خودم مربيگري را تجربه کردم اگر داوري هم عامل شکست تيمم شود در مورد تيم مقابل صحبت نميکنم. گردن خودم مياندازم تا با رفع ايرادها قويتر شوم و پيشرفت کنم. درست است که مشکلات داوري براي پرسپوليس وجود دارد ولي همه مشکلات نيست. توقعات از تيم پرسپوليس بالاست. تيمي که جزو 3 تيم پرهزينه ليگبرتر است. همه توقع دارند که شکل خوبي داشته باشد. منهاي دو سه بازي اخير، روند پرسپوليس خوب بوده و قابل دفاع است. يکسري ضعفهاي فني است که بايد درست شود. به لحاظ امتيازي پرسپوليس شرايط بدي ندارد. پرسپوليس يکي از 3 تيمي است که بخت اصلي قهرماني شمرده ميشود. به شرطي که اشتباهات را به حداقل برسانيم و با تمام جديت کار کنيم. يک مقدار انگيزه بچهها بايد بيشتر از اين باشد. انگيزه را براي ادامه کار کافي نميبينم. يک مقدار هم از انتقاد به داوري صحبتها بيرون کشيده شود. وقتي زمان براي اعتراض به داوري گذاشته شود کار داخل زمين ميماند. بازيکنان هم به اين موضوع عادت ميکنند و اگر موفق نشوند مسبب آن را قضاوت داوران ميدانند.