خاورميانه همچنان در وضعيتگذار است و فعلا با نظم و ثبات نوين فاصله دارد. سه اتفاق مهم در سال 2023 ميتواند اين روند گذار را با ورود به پلن پرتنش ديگري براي رسيدن به نظم ديگري تسريع کند. اما اين سه اتفاق؛ نخست، روشن شدن وضعيت برجام و منازعه ايران و غرب در اين خصوص، دوم نتيجه انتخابات سرنوشتساز ترکيه و سوم نيز دور تازه تنش ميان فلسطينيها و اسرائيليها در سايه تشکيل دولت افراطي جديد نتانياهو. البته نبايد تاثير سرنوشت جنگ اوکراين را که در سال جديد ميلادي دورنماي آن روشنتر خواهد بود، بر پروندههاي خاورميانهاي مغفول گذاشت. طولانيتر شدن اين جنگ يعني تعميق نزاع ميان روسيه و غرب از يکسو و درگير شدن بيشتر روسيه در معرکه اوکراين از سوي ديگر. در هر دو حالت، خاورميانه بيشتر از ديگر مناطق جهان متاثر از اين وضعيت خواهد بود. در مورد برجام که به هر حال اين وضعيت ابهام و بلاتکليفي ديگر کشش ندارد و بايد امسال سرنوشت آن چه در شکل توافق، چه شکست مذاکرات و اعلام آن روشن شود. بدون شک هر دو تحول، توافق يا عدم توافق پيامد خود را دارد اما عدم توافق و اعلام شکست مذاکرات پيامد بيشتري خواهد داشت. اگر آلارمها و قرائن کنوني را در نظر بگيريم، با وجود تحرکات ديپلماتيک اخير چه رايزنيهاي قطر با دو طرف آمريکا يا تماسهاي ديگر طرفها اما هنوز بنبست ادامه دارد و امروز موانع احياي برجام بسيار بيشتر از قبل است. در نتيجه فعلا احتمال احياي برجام کمرنگتر از هر زماني است. البته احياي برجام کاملا منتفي نيست، اما مجموعه تحولات منطقهاي و بينالمللي در يک سال اخير از جنگ اوکراين تاکنون شرايطي را رقم زده که توافق ميان ايران و آمريکا براي احياي برجام را مفروضي از الزامات اين شرايط جديد قرار داده است و ديگر اين امر تابع شرايط قبل از يک سال نخواهد بود. از اين رو، به نظر ميرسد که آمريکا بنا بر اوضاع جديد خواهان توافقي با شروطي تازه متناسب با شرايط جديد است. بين سطور سياست آمريکا همزمان با تعميق انسداد مذاکرات برجامي نشان ميدهد که واشنگتن حتي بدون اعلام شکست مذاکرات براي مديريت کنترل شده اوضاع به شکل آرام پلن بي را شروع کرده است. از اين رو، احتمالا در سال 2023 در صورتي که اتفاق غير منتظرهاي نيفتد، چه شکست مذاکرات اعلام شود چه نشود، پلن بيآمريکا و غرب و همراه آنها اسرائيل وارد مرحله جديدي ميشود که در پي واکنش احتمالي ايران شاهد تقابل پلنهاي بيخواهيم بود و کلا منطقه وارد فاز تنش بيسابقهاي خواهد شد؛ اما ورود به اين مرحله احتمالا زماني جديتر اتفاق بيفتد که افق جنگ اوکراين و شکست روسيه براي غرب روشنتر شود. اما درباره اتفاق دوم يعني تنش ميان فلسطينيها و اسرائيل که اخيرا پس از تشکيل دولت راستگرا و افراطي نتانياهو با مشارکت چهرههاي فاشيستي چون بن غفير بالا گرفته، ميتوان گفت که با وجود افزايش تحرکات اسرائيلي و عملياتهاي فلسطينيها اما هنوز اين تنش کنترل شده است، ولي در سايه رويکرد متحدان نتانياهو بعيد نيست که از کنترل خارج شود و انتفاضهاي گسترده در کرانه باختري رخ دهد؛ پيامدهاي اين تحول فراتر از اين سرزمين خواهد بود و منطقه را در بر خواهد گرفت و اولويتهاي بلوک بينالمللي و منطقهاي مخالف ايران را تحتالشعاع خود قرار خواهد داد. به همين علت، آمريکاييها و خود نتانياهو بهشدت نگران خروج اين تنش از کنترل هستند و همين دغدغه بخش مهمي از دستور کار سفر اخير مقامات آمريکايي به اسرائيل بود. درباره رويداد سوم نيز، انتخابات ترکيه سرنوشتسازترين انتخابات براي حزب حاکم عدالت و توسعه و اردوغان خواهد بود که در صورت شکست حزب و اردوغان با ترکيهاي ديگر و تبعات آن بر معادلات و موازنههاي منطقهاي مواجه خواهيم بود. زلزله دردناک و بيسابقه اخير در ترکيه نيز مشکلات و چالشهاي حزب حاکم را در سايه شرايط بد اقتصادي بيشتر خواهد کرد و به احتمال زياد تاثيرات خود را بر انتخابات برجاي خواهد گذاشت. با اين حال، احتمال انتخاب مجدد اردوغان و تداوم حضور عدالت و توسعه در قدرت بيشتر از پيروزي رقباست؛ اما همچنآنکه قبلا نيز گفته شد، با وجود احتمال پيروزي اردوغان در انتخابات رياستجمهوري در سايه نبود رقيب قدري تا اين لحظه، بعيد نيست که آک پارتي تعدادي از کرسيهاي پارلمان را از دست دهد. پيامدهاي شکست مذاکرات و ديپلماسي ميان ايران و غرب و شکست احتمالي اردوغان و حزبش در سطوح مختلف زياد خواهد بود و با وقوع هر کدام و يا هر دو با هم دورهگذار در خاورميانه وارد مهمترين مرحله خود خواهد شد و ميتوان متعاقب آن در آينده زلزلهاي ژئوپليتيک در منطقه را انتظار کشيد.