موانع پيشروي ايران و چين براي رابطه استراتژيک
اتحاد يا شراکت؟
رئيسجمهور ايران با دعوت رسمي «شي جين پينگ» همتاي چيني خود در سفري 3 روزه عازم پکن شده و با مقامهاي سياسي اين کشور ديدار داشته است. رئيسي در دهمين سفر خارجي در روزهاي 14 تا 16 فوريه (25 تا 27 بهمنماه) در چين حضور خواهد داشت. سفر رئيسي به پکن، اولين سفر دولتي يک رئيسجمهور ايراني به چين در 20 سال گذشته است. حضور رئيسي در کاخ «ژونگ.نان.هاي»، نخستين استقبال شيجينپينگ با يک مقام ارشد سياسي يک کشور ثالث از آغاز سال جديد ميلادي در چين است. همين امر موجب شده که خاص بودن اين سفر ديپلماتيک بيش از بيش برجسته شود. استقبال از رئيسي در کنگره ملي چين همراه با شليک افتخاري 21 گلوله توپ و نواختن مارش خوشآمدگويي ابعاد نمادين اين سفر را هر چه بيشتر افزايش داده است. اين سفر در سطح رسانههاي داخلي و خارجي نيز واکنشهاي گستردهاي را بههمراه داشته است. رسانههاي غربي، غالبا سفر رئيسي به پکن را بهعنوان گسترش همکاريهاي ميان 2 بازيگر رقيب غرب و آمريکا ارزيابي کردهاند. در سطح داخلي، برخي رسانهها از اين سفر بهعنوان ابزاري براي تسويه حساب داخلي بهره گرفتهاند. صرفنظر از اين تفاسير، در سطح ابتدايي مساله قابل طرح اين است که دولتهاي ايران و چين چه اهدافي را در جريان سفر اخير دنبال ميکنند؟ در سطحي ديگر، پرسش جدي براي افکارعمومي ايراني اين است که سفر رئيسي به پکن تا چه اندازه ميتواند هدفگذاريهاي ويژه دولت سيزدهم را محقق کند؟
از توافق 25 ساله تا گسترش مناسبات
مهمترين بُعد سفر سيدابراهيم رئيسي که از سوي مقامهاي دولتي و رسانههاي خبري داخلي و خارجي مورد توجه قرار گرفته، در ارتباط با اجراي قرارداد همکاري جامع 25 ساله ميان 2 کشور است. سند برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله ايران و چين در 27 مارس 2021 (7 فروردين 1400) به امضاي وزراي خارجه دو کشور جمهوري اسلامي ايران (محمدجواد ظريف) و جمهوري خلق چين (وانگ.يي) رسيد. هدف بنيادين اين سند توافق، ارتقاي عملي روابط دو کشور در سطح مشارکت جامع راهبردي و فراهمکردن بستر توسعه همهجانبه همکاريهاي دو کشور اعلام شده بود. بنابر اعلام رسمي وزارتخارجه ايران، از 15 ژانويه 2022 (25 ديماه 1400) اين سند همکاري 25 ساله وارد فاز اجرايي شده است. مهمترين بند اين توافق، سرمايهگذاري 400 ميليارد دلاري چينيها در بخشهاي مختلف انرژي و اقتصاد ايران عنوان شده است. ناظران سياسي اين سند را بخشي از طرح «يک کمربند يک جاده» (BRI) چين ميدانند. يک کمربند و يک جاده، عنوان طرح ابتکاري دولت چين در بيش از يکدهه گذشته براي احياي راه ابريشم سابق است. اين طرح به رهبري شيجينپينگ بزرگترين برنامه زيرساختي تاريخي شناخته ميشود. اين طرح جاده ابريشم کهن را از يکسو به اروپا و آفريقا و در سوي ديگر به چين پيوند ميدهد. اجراي يک کمربند و يک جاده در دو سطح زميني و دريايي در دستور کار پکن قرار دارد. جمهوري اسلامي ايران نيز در چارچوب سياستهاي کلان خود اين طرح را فرصتي براي تحقق اهداف ميان مدت و بلندمدت خود در چارچوب مقابله در برابر فشارهاي غرب مورد توجه قرار داده است. در حاليکه مقرر شده بود در سال اول اجرايي شدن سند همکاري جامع 25 ساله ميان ايران و چين - بهعنوان بخشي از «طرح يک کمربند يک جاده» - قسمت اعظم سرمايهگذاري چينيها در بخش انرژي ايران صورت بگيرد، تاکنون چنين روندي صورت نگرفته است. آنچنانکه مقامهاي دولت سيزدهم تاکيد کردهاند، يکي از اهداف اصلي سفر اخير رئيسي، سرعت بخشيدن به اجراي اين سند همکاري استراتژيک است. علاوه بر موضوع اجراي سند همکاري جامع، گسترش مناسبات ميان تهران و پکن در سطوح مختلف اقتصادي، علموفناوري، انرژي هستهاي، موضوع برجام و مذاکرات هستهاي، ديگر حوزههايي هستند که ميتوانند موضوع مذاکرات رئيسي و هيات همراه او با مقامهاي چيني در پکن باشند.
تحکيم نگاه به شرق در ميان تنش فزآينده با غرب
علاوه بر اهداف عيني و مشخص، ديگر بُعد مهم سفر رئيسي به چين را ميتوان در راستاي تحکيم و تقويت استراتژي نگاه به شرق در سياست خارجي ايران مورد بازخواني قرار داد. استراتژي نگاه شرق در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران به رويکردي اطلاق ميشود که محوريت آن بر دوري از غرب و نزديکي هر چه بيشتر به قدرتهاي شرقي است. در اين استراتژي علاوه بر توسعه نزديکي ديپلماتيک، ورود به اتحادهاي استراتژيک با قدرتهاي شرقي با محوريت چين و روسيه در دستور کار قرار دارد. محوريت اين استراتژي در چارچوب سياست خارجي ايران، در دو سال گذشته انتقاداتي را بههمراه داشته است. با وجود تمام انتقادات مطرح شده بهنظر ميرسد سفر اخير رئيسي با توجه به گستره وسيع توجهات دولتي، گامي جدي در راستاي تحکيم و تقويت استراتژي نگاه به شرق باشد.
اتحاد يا شراکت استراتژيک ؟
هدفگذاري غايي و ايدهآل استراتژي نگاه به شرق، ورود مناسبات ايران و چين به سطح اتحاد استراتژيک است. يعني ظاهرشدن در مقام دو بازيگري که منافع، تهديدات و چشمانداز آتي مشترکي داشته باشند. در وضعيت قبل و بعداز سفر اخير رئيسي به چين، گزاره قطعي اين است که تهران و پکن به هيچ عنوان با يکديگر اتحاد استراتژيک نداشته و نخواهند داشت. چرا که چين و ايران در اولويتهاي استراتژي سياست خارجي، منافع ملي و تهديدات اشتراک حداقلي با يکديگر دارند. در سطحي پايينتر از اتحاد استراتژيک، موضوع شراکت استراتژيک ديگر معياري است که ميتوان از آن براي سنجش عمق مناسبات ايران و چين، بهره گرفت. شراکت استراتژيک يک مرحله پايينتر از اتحاد بوده که مهمترين فاکتور آن اتحاد دو کشور با وجو عدم اتحاد و تهديدات نظامي مشترک است. دو بازيگر ميتوانند با وجود عدم اتحاد نظامي، با اتکاي به مولفههايي همچون منافع اقتصادي، اشتراکات فرهنگي يا پيشينه تاريخي مشترک، با يکديگر شراکت استراتژيک داشته باشند.