گزاره جامعه امروز ايران آگاه شده، يک گزاره واقعي است. وقتي جامعهاي از دل حوادث مختلف تاريخي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و... سر برميآورد قاعدتا طول، عرض و ارتفاع پيدا ميکند. بنابراين چنين جامعهاي توامان جامعه تاريخي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي نام خواهد داشت. در چنين شرايطي جريانهاي مختلف سياسي بايد نحوه مواجهه با چنين جامعهاي را بلد باشند. جامعه امروز داراي تجربه شده است. بنابراين چنين جامعهاي با حلواحلوا گفتن و شنيدن، دهانشان شيرين نميشود! مردم ايران در فرآيند تاريخ انواع و اقسام کلمات و جملات را شنيدهاند با يک غوره سردي و با يک خرما گرميشان نميکند. صاحب قلم بر اين نظر است جامعه امروز ايران خود به يک جريان سياسي تاثيرگذار تبديل شده است بنابراين هر کدام از جريانهاي سياسي، سهلالوصول ميتوانند نام و نشاني براي آن پيدا کنند. اگر جريانهاي سياسي فقط اندکي از آموزههاي علم رفتارشناسي استفاده کنند پيام ادبيات غالب زير پوست جامعه به عنوان جرياني غالب و البته قالبدار را کاملا درک ميکنند. در همه دنيا رسم بر اين است که احزاب و گروههاي سياسي به دنبال عضوگيري از منابع انساني جامعه ميروند اما در شرايط حال حاضر ايران، اين رسم برعکس شده است بنابراين اکثريت ملت به عنوان يک جريان سياسي اثرگذار که ادبيات غالب زير پوست جامعه را مديريت و هدايت ميکنند در حال عضوگيري عناصر واقعيتنگر سياسي، اقتصادي، فرهنگي و... هستند! اگر فعالان مدني، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و... نحوه مواجهه با ادبيات غالب جامعه را بلد نباشند نميتوانند ذائقه اکثريت ملت را تغيير بدهند. راقم سطور در مقالهاي با عنوان جامعه ايران دچار «اثر بردلي» شده است توضيح دادم که اثر بردلي برگرفته شده از نام يک نامزد آفريقايي- آمريکايي به نام تام بردلي که در سال 1980 نامزد فرمانداري کاليفرنيا شد در حالي که نظرسنجيها دائما برتري او را نشان ميدادند اما او در روز رايگيري شکست خورد و همه را متعجب کرد. نظريه توضيحي اين بود که در مورد نامزدهاي جز اقليت، رايدهندگان اغلب تعصبات خود را از نظرسنجيها پنهان ميکنند و فقط آن را در خلوت باجه رايگيري ابراز ميکنند. با توجه به اينکه دنياي امروز، دائما در حال تغيير و تبديل است و حتي معاني و مفاهيم کلمات و جملات نيز در فرآيند زمان دچار بازتعريف و بازتوليد شده است. بنابراين هر فرد و جريان سياسي اگر با متر و مقياس قديم، جامعه امروز ايران را اندازهگيري کند، دچار خطاي محاسباتي ميشود. جامعهاي که دچار آگاهي شده جامعهاي بيدار به حساب ميآيد.