کارلوس کيروش در شرايطي ايران را ترک کرد که فدراسيون فوتبال با آوردن وي به جاي دراگان اسکوچيچ و عدم موضعگيري در مورد اينکه پس از جامجهاني در مورد ادامه همکاري با سرمربي پرتغالي، به اين شکل القا کرد کيروش هدايت تيمملي را تا جام ملتها که در قطر برگزار ميشود، بر عهده خواهد داشت تا اينکه کيروش نامه خداحافظي نوشت و بعد از آن هم توافق او با فدراسيون فوتبال قطر رسانهاي شد. حالا وقت آن رسيده تا به سرمربي ايراني فرصت داده شود و به شکلي او را حمايت کنند که بتواند برنامهاي چهار ساله تا جامجهاني بعدي داشته باشد و در جام ملتها تجربه خوبي را کسب کند. همان نگاهي که به مربيان خارجي نظير کيروش وجود داشته بايد به سرمربي داخلي هم شود تا او بتواند از کليه امکانات ممکن بهره برده و تيمش را مطابق تفکرات خود پيش ببرد. ضمن اينکه بايد براي تفکرات سرمربي ايران ارزش قائل شد تا او بتواند تيمش را مطابق با خواستههاي خود پيش ببرد. همانطور که سرمربي خارجي اجازه دخالت در کارش نميدهد نبايد در کار سرمربي ايراني هم دخالت شود. چون سرمربي تيمملي را در زماني انتخاب ميکنيم که فرصت زيادي ندارد تا با شرايط ايران و بازيکنان آن آشنايي لازم را پيدا کند بهتر است سرمربي داخلي باشد چون شناخت مورد نظر را از فضاي فوتبال ايران دارد. کاري که در تيمملي مراکش انجام شد و نتيجه آن پس از چند سال حضور در مرحله نيمهنهايي جامجهاني بود. با اعتماد به سرمربي ايراني و ايجاد کادرفني قوي ميتوانيم به آينده اميدوار باشيم به شرطي که انتظار نداشته باشيم خيلي زود تيم نتايج مورد انتظار را کسب کند. ساليان سال است که در رأس ورزش کشور براي تصميمات مهم تناسب زماني را رعايت نميکنيم. به عنوان مثال در تيم باشگاهي منچستريونايتد براي آنکه تيم به سرمربياي برسد که بتواند پس از چند فصل نتايج خوب سالهاي گذشته را تکرار کند بيش از يک سال زمان گذاشتند تا به اريک تن هاگ رسيدند، فردي که بتواند با شرايط روحي تيم و شهر منچستر همخواني داشته باشد، حالا اين تيم از مدعيان قهرماني شده است. هميشه اين فرصتها را از دست داديم. زماني که نياز داريم تا سرمربي را انتخاب کنيم بيشتر سرگرم حواشي هستيم و به اصل موضوع نميپردازيم. همين موضوع به تيمملي لطمه ميزند و با تصميمگيريهاي ديرهنگام عملا فرصت کافي را از سرمربي بعدي ميگيريم تا بتواند با آسودگي خاطر تيمش را هدايت کند. ضمن اينکه تيمهاي پايه به اندازه لازم مورد توجه قرار نگرفته تا بتوان از دل آنها پشتوانه خوبي براي تيمملي بزرگسالان ايجاد کنيم و اين موضوع مشکلات را براي سرمربي بعدي به منظور جوانسازي تيمش سختتر ميکند. مسئولان فدراسيون فوتبال هر چه زودتر تصميم کاربردي بگيرند تا بتوان خروجي خوبي داشت. نياز به کميته فني در فدراسيون کاملا مشهود است و لزومي ندارد تا اعضاي کميته فني افرادي همگي از سن بالايي برخوردار باشند. سن و سال اولويت نيست بلکه بايد به افرادي فرصت داده شود که کننده کار باشند و بتوانند در اين ايام به فدراسيون کمک کنند. جوانگرايي بايد در تمام عرصههاي فدراسيون فوتبال صورت گيرد و به دنبال آن تيمملي هم جوان خواهد شد و افکار نويي يابد. بايد انگيزه خوبي به کميته فني داده شود تا بتواند تأثيرگذاري لازم را در تيمملي داشته باشد.