حمله مسلحانه يک فرد به سفارت جمهوري آذربايجان در تهران در روز جمعه (7 بهمن) سطح قابل توجهي از واکنشها را به سوي خود جلب کرده است. در اين حادثه رئيس حراست سفارت باکو کشته و دو محافظ سفارت زخمي شدند. از همان ابتداي وقوع حادثه مسئولان نظامي و قضائي ايران، با جديت ماجرا را پيگيري کردند. مرکز رسانهاي قوه قضائيه نيز با درج اطلاعاتي مهم از مجرم و پرونده مفقود شدن همسر او، بر شخصي و خانوادگي بودن موضوع و نه تروريستي بودن حادثه، تاکيد کرد. وزارت خارجه نيز از همان ساعات ابتدايي وقوع حادثه، با جديت وارد ماجرا شد. در ابتدا امر ناصر کنعاني، سخنگوي وزارت امور خارجه اين اقدام را شديدا محکوم کرد. حسين اميرعبداللهيان و احمد وحيدي وزراي خارجه و کشور با توجه به حادثه پيش آمده در سفارت جمهوري آذربايجان در تهران اهداف و انگيزه مهاجم مسلح را مورد بررسي قرار دادند. در ادامه اميرعبداللهيان با جديت بيشتر به موضوع ورود کرد. وزير امور خارجه در گفتوگو جيحون بايراموف، همتاي آذري خود، ضمن محکوم کردن اين حادثه با اشاره به سوءاستفاده دشمنان دو کشور از حادثه، تأکيد کرد، نبايد اجازه دهيم که اين حادثه بر مناسبات دو کشور تاثير منفي بگذارد.
واکنشهاي قابل تأمل باکو به رخداد
در سوي مقابل ايران، وزارت امور خارجه آذربايجان نيز در ساعت اوليه اين حادثه با انتشار بيانيهاي درباره حمله به سفارت اين کشور توضيحاتي داد. اين وزارتخانه در بيانيه خود مدعي شد: در اين حادثه يک نفر با اسلحه کلاشينکف حمله کرد و رئيس حراست سفارت باکو را کشت، دو محافظ سفارت نيز در جلوگيري از اين حمله زخمي شدند. وضعيت آنها رضايت بخش است. الهام علياف، رئيسجمهور آذربايجان نيز در بيانيهاي به اين حمله واکنش نشان داد و نوشت: ما خواستار بررسي فوري اين اقدام تروريستي و مجازات تروريستها هستيم. آيخان حاجيزاده، سخنگوي وزارت خارجه آذربايجان نيز در گفتوگويي با تي آر تي عنوان کرد که طرف ايراني مسئوليت کامل حمله به سفارت اين کشور در تهران را برعهده دارد. دفتر کميسيونر حقوق بشر آذربايجان نيز در صفحه توييتري خود نوشت: ما قويا حمله تروريستي به سفارت آذربايجان در تهران را محکوم ميکنيم و باور داريم که مقامات مسئول اين کشور (ايران) تمام تلاش خود را براي حسابرسي به عاملان اين قضيه انجام خواهند داد. در ادامه، وزارت خارجه آذربايجان سيدعباس موسوي، سفير ايران در باکو در پي حمله مسلحانه به سفارت اين کشور در ايران را احضار کرد.
طرح فرضيه شوم تنشآفريني ميان تهران - باکو
همانگونه که از ابتداي امر آشکار بود، رخ دادن چنين حادثهاي در ميانه تنشهاي چند وقت اخير دو کشور، زمينهاي براي طرح روايتهاي ضدايراني خواهد بود. از همان ابتدا برخي رسانهها و اشخاص تلاش کردند حادثه را تروريستي بازنمايي کنند. تلاش آنها اين بود خط ارتباط مستقيمي ميان اين رخداد با تنشهاي اخير دو کشور ايجاد کنند. چنانکه خبرگزاري ترند نيوز (Trend News) جمهوري آذربايجان نيز در پوشش خبري رخداد حمله به سفارت باکو، واژگان معناداري را برگزيد. اين خبرگزاري از واژه «تروريست ايراني» براي شخص انجام دادن حمله بهره گرفت. اين گروه بدون هيچگونه استنادي به اعترافات متهم و فيلمهاي منتشر شده از دوربينهاي مدار بسته، تلاش دارند از ماجرا براي وارد کردن خدشه به مناسبات ايران و جمهوري آذربايجان بهره بگيرند. هر چند اين طيف براي اثبات ادعاهاي خود، حداقليترين استنادات را در اختيار ندارند، اما تلاش آنها اين است که با طرح فرضيات دايي جان ناپلئوني، رخداد را در حد يک بحران بزرگ بازنمايي کنند. البته برخي هم بر اين باور هستند که برخي از سياستمداران آذربايجاني قصد دارند از درون اين رخداد، انگيزههاي پنهان سياسي براي اجراي طرح بلندپروازانه ايجاد دالان زنگزور- لاچين را پيگيري کنند.
درسهايي که از ماجراي حمله به سفارت بايد آموخت
از ابتداي وقوع حادثه حمله به سفارت باکو در تهران، مسئولان وزارت خارجه ايران با شناختي دقيق از تبعات منفي احتمالي اين رخداد، با جديت وارد صحنه شدهاند. دستگاه ديپلماسي با آگاهي از امکان سوءاستفادههاي احتمالي، هم در سطح رسانهاي و هم در سطح اظهارنظرها تمرکز خود را بر عدم تبديل شدن موضوع به مسالهاي بحراني در مناسبات دو کشور معطوف کردند. هرچند تلاشهاي دستگاه ديپلماسي قابل تقدير است، اما از درون اين رخداد سه درس مهم را ميتوان مورد بازشناخت قرار داد. نخست؛ مهيا بودن فضا براي تشديد موج ايرانهراسي در سطح منطقهاي و فرامنطقهاي، نخستين درس ماجراي اخير است. ايرانهراسان به آساني از چنين رخدادهايي ميتوانند در راستاي خوراکسازي براي تبليغات و برنامههاي خود بهره بگيرند. در چنين بستري، ضروري به نظر ميرسد طي روزهاي آينده دستگاه ديپلماسي کشور برنامهاي مدون را براي مواجهه با سوءاستفادههاي احتمالي از اين رخداد داشته باشند. دومين درس اين رخداد براي دستگاه سياست خارجي کشورمان اين است که مناسبات ميان تهران و باکو، نيازمند بازنگرياي و بازخوانياي جدي است. اگر روابط دو کشور در وضعيتي عادي قرار داشت، هيچگاه شاهد موضعگيريهاي اخير مقامهاي باکو با مصداقهاي کنوني نبوديم. بايد توجه داشت که ديپلماسي، صحنه تبديل کردن تهديدات به فرصت است. سومين درس جدي حادثه حمله به سفارت باکو در تهران، در رابطه با ضرورت تنشزدايي با جامعه جهاني است. هزينه تنش با جامعه جهاني تنها محدود به فشارهاي اقتصادي و تحريم نخواهد بود. حادثه اخير نشان داد که در ميانه فشارهاي بينالمللي عليه ايران، چگونه يک رخداد ميتواند به مسالهاي جدي براي کشور تبديل شود.