بستن
کد خبر: ۱۰۵۰۲۴۱

باورهاي غلط درباره درمان بيماري‏‌هاي روان

باورهاي غلط درباره درمان بيماري‏‌هاي روان

فوق‌تخصص روانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيدبهشتي با اشاره به تاثير مستقيم سلامت روان بر افزايش کيفيت زندگي افراد، گفت: متاسفانه برخي افراد با وجود آگاهي نسبت به ابتلاي خود به بيماري روان، تصورات اشتباهي در اين باره دارند و از بينش کافي نسبت به شرايط خود برخوردار نيستند. دکتر جمال شمس به شايع‏‌ترين باورهاي غلط و متداول درباره درمان با داروهاي روانپزشکي اشاره کرد و افزود: فردي‏‌ که به بيماري‏‌هاي روان مبتلا است به‌طور مثال افسردگي يا اضطراب دارد و به پزشک مراجعه نمي‏‌کند دقيقا مثل کسي است که مبتلا به بيماري قلبي يا فشارخون است و به درمان اهميتي نمي‏‌دهد. وي با اشاره به اين باور اشتباه که تمامي داروهايي که در روانپزشکي براي درمان بيمار استفاده مي‏‌شود، خواب‏‌آور است، اظهارکرد: داروهايي که براي اختلالات روان تجويز مي‏‌شود بسيار متنوع‏‌ هستند و اين باور که به محض مراجعه به روانپزشک داروهايي به شما تجويز مي‏‌شود که مدام در رختخواب باشيد و از درس، کار و زندگي باز مي‏‌مانيد باور و تصور اشتباهي است. شمس با بيان اين‏‌که بسياري از مبتلايان به بيماري‏‌هاي روان به‌دليل تفکرات اشتباه نسبت به داروهاي روان‌درماني به پزشک مراجعه نمي‏‌کنند، ادامه داد: اين افراد حاضرند رنج ناشي از اختلالات روان را تحمل کنند، اما از ترس خواب‏‌آوربودن اين داروها که متاسفانه باوري غلط است به پزشک مراجعه نکنند. وي تاکيد کرد: داروهايي مانند داروي ضدافسردگي، داروهاي ضداضطراب، داروهاي خواب‏‌آور و ضدتشنج و هزاران داروي ديگر، اينکه تمامي اينها خواب‏‌آورند، غيرمنطقي است. شمس در ادامه در پاسخ به اينکه آيا داروهاي روانپزشکي اعتيادآورند يا خير؟ خاطرنشان کرد: براي يافتن پاسخ درست به اين سوال لازم است بدانيد که مشکلات و اختلالات روان همانند ساير بيماري‏‌ها هستند، بيماري که‏‌ به‌دليل ماهيت بيماري بايد دارو را در بازه زماني طولاني استفاده کند به اشتباه تصور مي‏‌کند به دارو اعتياد پيدا کرده است. وي ادامه داد: در واقع مساله اصلي اين است که ماهيت بيماري سبب مي‏‌شود که دارو براي بازه زماني طولاني استفاده شود به طور مثال فردي‏‌که به وسواس، اضطراب و يا افسردگي مبتلاست، اين بيماري هم مثل بيماري فشارخون و يا قندخون است، اگراين فرد براي مدت طولاني دارو مصرف کرده باشد و به يکباره دارو را قطع کند قطعا نشانه‏‌هاي بيماري دوباره برمي‏‌گردد، اين ماهيت بيماري است و ارتباطي به دارو ندارد. شمس در ادامه با اشاره به اين‏‌که برخي تصور مي‏‌کنند مبتلايان به بيماري روان تا پايان عمر با اين بيماري دست‏‌به گريبانند، خاطرنشان کرد: ابتلا به هر اختلال يا مشکلي در سلامت روان لزوما به‏معناي اين نيست که تا پايان عمر با آن دست‏‌به‏‌گريبان مي‏‌مانيم، تجربه هر فردي در بيماري‏‌هاي رواني متفاوت است. عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، افزود: بعضي افراد ممکن است دوره‏‌هايي از بيماري را تجربه کنند و در فواصل اين دوره‏‌ها به حالت عادي برگردند و بعضي ديگر ممکن است از مشاوره، دارو يا روش‏‌هاي درماني ديگر براي ايجاد تعادل در زندگي خود استفاده کنند، حتي ممکن است يک درمان براي تمام افراد کاربرد نداشته باشد و بعضي افراد احساس کنند بيماري رواني‏‌شان کاملا درمان نشده و در مقابل بعضي ديگر ممکن است رفته‏‌رفته علامت‏‌هاي ديگري هم احساس کنند با اين حال، بسياري از مبتلايان به بيماري‏‌هاي روان درمان مي‏‌شوند.

تاثير ژنتيک بر روان افراد

شمس به باور غلط ديگري مبني بر اين‏‌که برخي افراد ادعا مي‏‌کنند داروهاي روانپزشکي در آنها کم اثر يا بي‏‌اثر است و با اين تصور يا دارو مصرف نمي‏‌کنند يا بعد از چند روز مصرف آن را قطع مي‏‌کنند، توضيح داد: داروهايي که براي درمان روانپزشکي استفاده مي‏‌شود، به غير از داروهاي خواب‏‌آور اثر آني و لحظه‏‌اي ندارند، معمولا اين داروها بعد از اينکه جذب بدن مي‏‌شوند بايد وارد مغز شوند تا تغييراتي در ناقل‏‌هاي شيميايي و گيرنده‏‌هاي عصبي ايجاد کنند و پس از آن تاثير دارو مشخص مي‏‌شود، اين روند حداقل به سه تا چهار هفته زمان نياز دارد. فوق‌تخصص روانپزشکي دانشگاه ادامه داد: زماني مي‏‌توانيم ادعا کنيم يک دارو اثر ندارد که حداقل يکماه از زمان مصرف آن گذشته باشد. وي افزود: همان‏‌طور که در مورد درصد کمي از مبتلايان به انواع بيماري‏‌ها دارو کم‏‌اثر يا بي‏‌اثر است و اين افراد به‏‌ ناچار تحت اعمال جراحي قرار مي‏‌گيرند، در روانپزشکي هم اين موضوع مصداق دارد، درصد کمي از بيماران به درمان‏‌هاي معمول پاسخ مناسبي نمي‏‌دهند و بايد در اين موارد از روش‏‌هاي ديگر و ساير مداخلات درماني کمک گرفت. شمس در ادامه تاثير ژنتيک در ابتلا به بيماري‏‌هاي روان را مورد توجه قرار داد و افزود: اين موضوع که ژنتيک در تمام بيماري‏‌ها که روان هم از آن مثتثني نيست، نقش دارد، موضوعي انکارنشدني است ولي به اين معنا نيست که لزوما چون در خانواده‏‌اي بيماري روان در برخي اعضاي خانواده وجود دارد مابقي افراد خانواده هم به اين بيماري مبتلا مي‏‌شوند. تمام بيماري‏‌ها مجموعه‏‌اي از مداخلات محيطي و بيولوژيکي هستند که يکي از اين عوامل ژنتيک است. او با اشاره به اين‏‌که بسياري از مبتلايان به اختلالات روان از مراجعه به روانپزشک هراسانند به اين باور اشتباه که برخي مي‏‌گويند مگر ديوانه‏‌ام که به روانپزشک مراجعه کنم اشاره کرد و توضيح داد: متاسفانه مشکل اينجاست که هنوز ماهيت بيماري‏‌هاي روان در بين بسياري از مردم جا نيفتاده است، همان‏‌طور که قلب و ريه دچار بيماري مي‏‌شود مغزمان هم دچار بيماري مي‏‌شود. وي افزود: هيجانات، رفتار و تفکر تحت کنترل مغز است و اگر به هر دليلي در اين روند اختلالي ايجاد شود، نمي‏‌توان بر رفتار و هيجانات کنترل داشت، اين تفکر که اصطلاحا فقط افراد مجنون و ديوانه به پزشک مراجعه مي‏‌کنند کاملا غلط است و اساسا کساني‌که چنين نگرشي به بيماري‏‌هاي روان دارند نسبت به شرايط خود بينش نداشته و قضاوت‏‌هاي آنان مختل است. اين استاد دانشگاه گفت: بسياري تصور مي‏‌کنند وقتي از ماده مخدري استفاده مي‏‌کنند، بر رفتارهاي خود کنترل بيشتري دارند، نکته اينجاست که اگر هم برخي موادمخدر نشانه‏‌هاي بيماري را کم کنند فقط اين موضوع براي بازه زماني کوتاه اثر دارد و اين مواد در بازه زماني بيشتر درمان‏‌ها را پيچيده‏‌تر و سخت‏‌تر مي‏‌کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی