بيماري آلزايمر يکي از انواع زوال عقل است. عقل شامل گفتار، حسابکردن، و…، است که حافظه جزئي از آن است. در آلزايمر چون اولين علامت از دستدادن حافظه است بيشتر به حافظه بر ميگردد. زير پنجاه سال آلزايمر زودرس است. در واقع اين بيماري به سن مربوط است و در 90 سالگي درصد بيشتري محسوب ميشود، هرچه سن بالاتر برود شيوع اين بيماري بيشتر ميشود. البته بحث ژنتيک هم تا حدودي نقش دارد. خود شخص، آلزايمر را متوجه نميشود و يکي از علامتهاي آن اين است که خود شخص باور نميکند و حتي براي پوشش اين اختلال هم افسانه بافي ميکنند. فرد چيزي بهخاطر ندارد اما داستان ميسازد. کسيکه خيلي از اختلال حافظه شاکي است، آلزايمر ندارد. اطرافيان متوجه ميشوند، شروع اين بيماري هم خيلي کوتاهمدت است، اگر به هيچ طريقي مسالهاي يادش نيايد، آلزايمر دارد. ميتوان گفت فراموشي هيچ ربطي به آلزايمر ندارد و به آن ميگويند زوال عقل کاذب که هرکسي ممکن است در دوراني فراموشي بگيرد. آلزايمر بحث بسيار پيچيدهاي است. يکسري نشانههايي وجود دارد که ميشود دقت کرد ببينيم فردي اگر فراموش کرده است ديروز چه اتفاقي افتاده است. اگر چيزي بهطور کلي يادش نيايد، به او اگر وقت هم بدهيم، هم يادش نيايد، يک نشانه است، البته بازهم لزوما آلزايمر نيست. يکي از راههاي مهم براي پيشگيري از آلزايمر، ورزش فکري و تمرينکردن هست ولي کسيکه علائم آلزايمر دارد ديگر توصيه به تمرين فکري نميکنيم چون ديگر فايدهاي ندارد و اين فرد يک «بارروحي» شديد دارد. اضطراب، استرس و افسردگي؛ بيماري فرد را شديد ميکنند. تغذيه سالم هم براي پيشگيري از آلزايمر نقش دارد ولي اينکه بتوانيم با خوراکي و تغذيه آلزايمر را درمان کنيم اصلا امکانپذير نيست و فقط ميتوانيم آلزايمر را کنترل کنيم.