آرمان ملي: مردان و زنان تربتي در محوطه بيروني فرمانداري جمع شدهاند. همهمه نميگذارد صدا به صدا برسد. فرماندار با چند نفر همراه از در ورودي ساختمان بيرون ميآيد تا با فاصلهاي مشخص بر پلههاي فرمانداري نظارهگر فريادهايي چنين باشد؛ صداي مردي را ميشنويم که با لحني دادخواهانه، با لهجه همان منطقه از جنوب استان خراسان(رضوي)، ميگويد: آقاي فرماندار، بچه سه چهار روزه دارد يخ ميزند و فرماندار سرش را رو به پايين تکاني ميدهد. يک روايت ديگر از وضعيت بغرنج اين مردم در ويدئوهايي است که از شهروندان با قراردادن دوربين روبهروي آنها گرفته شده؛ برخي از اين ويدئوها به نظر ميرسد از اين افراد در صفهاي سوخت گرفته شدهاند چرا که جمعيت زيادي از زنان و مردان هم پشتسر و اطرافشان ديده ميشود؛ «پنج شبانه روز است ما گاز نداريم»، «چرا اطلاعرساني نکردند چرا طولاني قطع کردند؟ ما چه کار کنيم بچه کوچک داريم»؛ اينها جملاتي است که ميگويند و در واقع ميپرسند اما پاسخي دريافت نميکنند. مرد جواني با صدايي بلند ميپرسد که «ستاد بحران براي چه داريد؟ ميدانيد توده هواي سرد دارد ميآيد، فشار گاز کافي نيست، درخواست بدهيد فشار گاز را زياد کنند. چند روز است که گاز قطع است»؛ به نظر ميرسد اين همان مرديست که در حياط فرمانداري گفته بود که بچه سه روزهاش دارد يخ ميزند به اين دليل که باز هم تکرار ميکند که بچه سه روزه در خانه داريم و به کسي که از او سوال ميپرسد ميگويد «با همين خبرنگار بيا برويم داخل خانه ما ببينيد چهجوري داريم گرم ميکنيم خودمان را!» مرد جوان ديگري او هم با صداي بلند رو به دوربين ميپرسد که «کپسول چرا دانهاي 750 هزار تومان است» و باز با تعجب تکرار ميکند که «هفتصد و پنجاه هزار تومان کپسول!» پدر همان نوزاد سه روزه دوباره ميگويد که «هيتربرقي، آورده دانهاي ششصد هزار تومان! مردم همه کارگر و وقتي کار خوابيده از کجا بياورند؟!» پيرمردي هم با چشماني خيس، ميگويد «آقا ما ميرويم دم پيکنيکي فروشي، پيکنيکي دانهاي 100 هزارتومان؛ اين چه وضعي است!» شهروند ديگري قسم ميخورد که فرزندانشان سرمازده شده و آنها را به بيمارستان بردهاند و بعد ادامه ميدهد که «هزينه بيمارستان را هم هيچکدام نداريم. يک هفته است ما از سر کار به خانه ميرويم يک غذاي گرمي نخورديم. آقا، بالاشهر گاز دارد، طرفهاي ما ندارد؛ خود من يک مادر پير دارم که چهار، پنج لحاف و پتو روي او انداختهام.» مردي ديگر به صفهاي طولاني گاز براي پر کردن وسايل گرمايشي اشاره ميکند و ميگويد: «من همين الان شما را ميبرم رحيمآباد ببينيد حدودا يک کيلومتر صف است؛ صف پيکنيکي و گاز؛ ماشينها هر کدام را پر ميکنند و ما از صبح از ساعت پنج در صف هستيم. او ميگويد که گاز 16 هزار خانوار را قطع کردهاند و قسم ميخورد که با سشوار بچههايمان را گرم ميکنيم. زني که ماسک هم بر صورت زده به وضعيت نامناسب و خطرناک کودکانش اشاره ميکند و سعي ميکند توضيح دهد که «الان دو تا بچه کوچک دارم در خانه، به خدا قسم نه بخاري دارم نه پيکنيکي و نه چراغي که آنها را گرم کند». در کنار اين تصاوير که در فضاي مجازي از روز سرد و سخت اين تکه از جغرافياي ايران (بهعنوان نمونه) دستبهدست ميشود، تصاويري هم از مردمي که براي دريافت امکانات گرمايشي به سمت ساختمان هلالاحمر رفته و حفاظهاي آهني آن را هل ميدهند و از اين سو ماموران حراست با پوششهاي زمستاني هلال احمر، جلوي حفاظها را گرفتهاند تا مانع ورودشان شوند. البته مديرکل روابط عمومي و ارتباطات مردمي جمعيت هلال احمر نسبت به ازدحام مردم براي دريافت چراغ نفتي در تربت جام، واکنش نشان داده و گفته ما صرفا تامين کننده والور بوديم! اشکان موسوي، با بيان اينکه سياستگذاري و نحوه توزيع اين وسايل گرمايشي برعهده هلال احمر نيست، گفت: متأسفانه برخي از شهروندان براي گرفتن چراغ وارد شعبه شدند و اتفاقاتي پيش آمد. اما لازم است مردم بدانند که توزيع و نحوه توزيع آن ارتباطي به هلال احمر نداشت و اين جمعيت صرفا تامين کننده والورها بوده است. او توضيح داده که طبق درخواست شرکت گاز استان خراسان رضوي مقرر شد که جمعيت هلال احمر 8000 عدد والور نفتي را به ستاد بحران و فرمانداري تربتجام تحويل دهد. او ادامه داده: 6000 عدد از اين چراغهاي والور تحويل داده شد، مقرر شد 2000 چراغ ديگر هم تحويل شود؛ توضيحاتي که به نظر نميرسد مشکل تامين وسايل گرمايشي مردم را حل کرده باشد. پس از اتفاقاتي که در تربت جام به وقوع پيوست، فرماندار اين شهر واکنشهايي نشان داده و البته از مردم عذرخواهي کرده. او گفته که 150 هزار ليتر نفت رايگان بين مردم توزيع شده؛ گاز مايع هم در حال توزيع است. همچنين توضيح داده که 4هزار عدد اقلام گرمايشي نيز بين مردم توزيع شده و 2 هزار دستگاه هم در شرف ورود به شهرستان است. حسين جمشيدي از توزيع 10 هزار پرس غذاي آماده و 17هزار نان گرم هم در صبح روز دوشنبه خبر داد. او گفت که «باز هم عذرخواهي ميکنم.»
واقعيت سرد
ممکن است شما هم تصوير مجري يکي از شبکهها را ديده باشيد که با لباسهاي انبوه زمستاني حين اجراي برنامه در صدا و سيما نشسته باشد تا مردم را به پوشيدن لباسهاي گرم و صرفهجويي در مصرف گاز تشويق کند اما با ديدن تصاويري که ديروز از تربت جام و برخي مناطق سردسير ديگر در کشور مخابره شد به نظر ميرسد واقعيت چيز ديگريست و مردم در برخي نقاط واقعا در سرماي شديد هستند.