بستن
کد خبر: ۱۰۴۹۵۰۸

سه خطای استراتژیک در افکار عمومی ایرانی نسبت به عراق

سه خطای استراتژیک 
در افکار عمومی ایرانی نسبت به عراق

اخيرا ماجراي برگزاري بيست‌و‌پنجمين دوره مسابقات فوتبال «عرب کاپ» حجمي گسترده از واکنش‌ها را در داخل ايران به خود معطوف کرده است. به ويژه پس از آن‌که چهره‌هاي مطرحي همچون محمد شياع السوداني، نخست‌وزير عراق و مقتدي صدر، از واژه جعلي(خليج عربي) به جاي واژه هميشگي خليج فارس استفاده کردند، اين موضوع بيش از بيش در کانون توجهات قرار گرفت. جام ملت‌هاي کشور‌هاي عربي اين روز‌ها در کشور عراق، شهر بصره با حضور هشت تيم ميزبان، عمان، عربستان سعودي، يمن، بحرين، کويت، قطر و امارات در حال برگزاري است. برگزاري مسابقات از عبارت جام «خليج عربي» استفاده کرد. در چنين بستري، در چند روز گذشته اين تصور ايجاد شده که رويکرد جديد دولت عراق نماد دور شدن اين کشور ازايران است. حتي بسياري بر اين باور هستند که اتفاق اخير نشانه افول مناسبات و گرايش دولت عراق به سوي حلقه ضدايراني کشور‌هاي شوراي همکاري خليج فارس است. اما بر خلاف استدلال‌هاي فوق، چنين تصوري نه تنها اشتباه بوده، بلکه ناشي از خطا‌هاي کليدي در سياست خارجي و نوع نگاه افکار عمومي ايراني به مناسبات ايران و عراق است. در اثبات اين ادعا نيز مي‌توان به سه خطاي استراتژيک در نگاه به کليت ساختار سياسي و اجتماعي عراق در سطح محافل سياسي و عمومي اشاره کرد:

خوانش نادرست از اتحاد استراتژيک

در سال‌هاي بعد از 2003 تاکنون، همواره يکي از رويکرد‌هاي اساسي در حوزه سياست خارجي ايران سخن به ميان آوردن از تلاش براي اتحاد استراتژيک با عراق بوده است. اين رويکرد به ويژه پس از خروج نظاميان آمريکايي از عراق در سال 2011 بيش از گذشته تقويت شد و در جريان ظهور و سقوط داعش در اين کشور نيز، ابعاد گسترده‌تر و البته ملموس‌تري به خود گرفت. به‌گونه‌اي که طي چند سال اخير بار‌ها شاهد بوده‌ايم که مقامات وزارت خارجه ايران از عراق به عنوان متحدي استراتژيک ياد کرده‌اند. بخش بزرگي از نارضايتي‌ها و واکنش منفي افکار عمومي ايراني نيز به ماجراي عرب کاپ و استفاده از واژه جعلي خليج عربي نيز منتج از همين رويکرد است. يعني براي سياست‌مداران و جامعه ايراني قابل پذيرش نيست که يک متحد استراتژيک، در باب يکي از حيثيتي‌ترين مسائل براي ايرانيان، چنين رويکردي را اتخاذ کرده باشد. در پرداختن به اين موضوع در ابتدا ضروري به نظر مي‌رسد که تعريفي هر چند محدود، اما جامع از مفهوم اتحاد استراتژيک در روابط بين‌الملل ارائه شود. در قاموس علم سياست، اتحاد استراتژيک به نزديکي و همگرايي ميان دو يا چند بازيگر اطلاق مي‌شود که اهداف مشترکي در حوزه منافع، سياست‌گذاري و مقابله با تهديدات داشته باشند. در باب مناسبات ميان ايران و عراق، بايد توجه داشت که بخشي بزرگ از پتانسيل‌ها براي اتحاد استراتژيک وجود دارد اما اينکه دو کشور را متحد استراتژيک معرفي کرد، به نوعي بزرگ‌نمايي در سطح روابط است. اساسا در سطوحي همچون، مدل حکمراني، زيست اجتماعي و حتي فرهنگ سياسي دو کشور تفاوت‌هاي عميقي وجود دارد. در حوزه تعريف منافع ملي، سياست‌گذاري و تهديدات نيز دو کشور تفاوت‌هاي فاحشي دارند. بنابراين، سخن به ميان آوردن از اتحاد استراتژيک در مناسبات دو کشور بر خلاف واقعيات ميداني است.

شناخت نادرست از جامعه چند هويتي عراق

يکي ديگر از خطا‌ها در نگاه افکار عمومي ايراني نسبت به جامعه و حکمراني در کشور عراق، عدم شناخت درست از نفوذ و تاثير هويت‌هاي چندپاره و راهبرد کلان سياست خارجي عراق در سال‌هاي بعد از 2003 است. کشور عراق از بطن تاسيس در 1921 تاکنون، به عنوان جامعه چندهويتي متشکل از اعراب، کردها، ترکمن، آشوري، مسيحي و... شناخته مي‌شود. در هريک گروه‌هاي هويتي نيز رويکرد‌هاي متفاوتي وجود دارند. بدين معنا که در ميان شيعيان، کرد‌ها و اهل سنت، عده‌اي طرفدار نزديکي به آمريکا و عده‌ايي طرفدار نزديکي به ايران بوده‌اند. همين نگاه متعارض نيز دائما موجب شده که نوعي موازنه در سياست خارجي عراق صورت بگيرد. در چنين بستري طي سال‌هاي گذشته به وضوح قابل مشاهده است که حتي نزديک‌ترين متحدان ايران نيز زماني که در راس قدرت حضور داشته‌اند به جاي نزديک همه‌جانبه با ايران، تلاش کرده‌اند موازنه در سياست خارجي را حفظ کنند. در چنين بستري اساسا اين که يک سياست‌مدار عراقي مواضع و رويکرد ايران را بازگو نمايد، به هيچ عنوان با واقعيات انطباق ندارد. مهم نيست که نوري المالکي، محمد شياع السوداني، فاتح الفياض يا حتي هادي العامري به عنوان چهره‌هاي نزديک و متحد ايران در قدرت باشند يا شخصي نزديک به آمريکا همچون مصطفي الکاظمي. بغداد مسير استقلال و حفظ موازنه را در سياست خارجي خود در پيش گرفته است. هويت عربي نيز چيزي نيست که به آساني جامعه و حتي نزديک‌ترين سياسيون عراقي به ايران نيز بتوانند از آن بگذرند.

عراق بايد قدردان ايران باشد

يکي از نگاه‌هايي که در افکار عمومي ايراني نسبت به مناسبات با عراق وجود دارد اين است که عراق براي سپاسگزاري از همراهي و کمک‌هاي بزرگ تهران به اين کشور در جنگ با داعش بايد قدردان هميشگي ايران باشد. از نظر منطق اخلاقي اين قاعده درست به نظر مي‌رسد؛ چرا که عراقي‌ها وضعيت کنوني خود را تا مديون حمايت‌هاي بي‌دريغ ايران هستند. شايد همين امر نيز باشد که حساسيت‌ها به برگزاري عرب کاپ در بصره را در ميان ايرانيان برانگيخته است. شايد حتي چنين تصور شود که عراقي‌ها به ايران خيانت کرده‌اند. اما در چارچوب يک نگاه واقع‌بينانه به هيچ عنوان چنين استدلالي را نمي‌توان با واقعيت تاريخ روابط بين‌الملل منطبق دانست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی