نوسان و سیر صعودی قیمت نرخ ارز در شرایط کنونی به چه دلایلی صورت گرفته است؟
افزایش نرخ ارز از هر زمانی که در نظر بگیریم دو دلیل مهم داشته است. نخست وضعیت درآمد ارزی که تحریمها آن را تشدید کرده و دوم خواست دولت بوده است. اینکه برخی عنوان میکنند مردم به بازار ارز هجوم بردهاند که در ترکیه خانه بخرند استدلال صحیحی نیست و همواره وضعیت به این صورت نبوده است. در هر مقطع زمانی که نرخ دلار افزایش پیدا کرده یک دلیل عمده وجود داشته است. با این وجود اعتراضات اخیر دلیل اصلی افزایش قیمت ارز نبوده است. اگر دلیل اصلی بود باید پس از فروکش کردن اعتراضات قیمت ارز دوباره به وضعیت سابق بازمی گشت که این اتفاق رخ نداده است. اینکه افزایش قیمت ارز را به مسائلی مانند اعتراضات و یا تعطیلی کریسمس ارتباط بدهیم، صحیح نیست و پاک کردن صوت مسأله است. اگر این دلایل در افزایش قیمت ارز نقش داشته هنگامی که این دلایل از بین میرود باید قیمت ارز دوباره کاهش داشته باشد. این در حالی است که این اتفاق رخ نمیدهد و قیمت ارز همچنان سیر صعودی خود را حفظ میکند. دلیل اصلی این اتفاق درآمدهای ارزی است که تحریمها آن را تشدید کرده است. این در حالی است که در چند هفته گذشته که نرخ ارز روند صعودی داشته تحریمها تغییری نکرده و
به همین دلیل نمیتوانیم افزایش نرخ ارز را به تحریمها ارتباط بدهیم. دولت عنوان میکند که درآمدهای ارزی خوبی دارد و با دور زدن تحریمها نفت را میفروشد و پول آن را دریافت میکند.
بانک مرکزی نقشی در افزایش قیمت ارز داشته است؟
مدیریت ناصحیح برخی باعث میشود که نرخ روند افزایشی پیدا کند. نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد دلالها هستند که در بازار ارز نوسان ایجاد میکنند. وجود دلالها نیز به دلیل عدم نظارتی است که بانک مرکزی نسبت به وضعیت بازار ارز دارد. اگر بانک مرکزی این دلال بازیها را نادیده بگیرد نرخ ارز وضعیت صعودی پیدا میکند. نوسانی که در هفتههای اخیر در بازار ارز به وجود آمد را من به دلیل سهلانگاری مدیریت بازار ارز میدانم و معتقدم این رویکرد در به وجود آمدن نوسان در وضعیت بازار ارز تأثیرگذار بوده است. دلالها بیتمایل نیستند که به دلایل مختلف از جمله دلایل مطرح شده قیمت ارز را افزایش بدهند. در نوسانات اخیر قیمت ارز اگر تحریمها را کنار بگذاریم بانک مرکزی نیز سهم داشته است.
به همین دلیل دولت تصمیم گرفته که رئیس کل بانک مرکزی را تغییر بدهد؟
این موضوع که چه کسی رئیس کل بانک مرکزی باشد حائز اهمیت است. بانک مرکزی اگر بورس باز باشد یا سوداگر سهام باشد نسخههایی که میپیچید به صورت سهام و یا افزایش نرخ سود سپرده میپیچد. ممکن است فردی تنها به صادرات تأکید کند در حالی که توجهی به واردات و یا سفره مردم نمیکند. به همین دلیل هنگامی که یک اقتصاددان به عنوان رئیس کل بانک مرکزی انتخاب میشود بهتر از این است که فردی به عنوان رئیس بانک مرکزی انتخاب شود که اقتصاددان نباشد. اقتصاددانان در تصمیم گیریهای خود همه جوانب و به خصوص سفره مردم یعنی نرخ تورم و دیگری رفاه و اشتغال را در نظر میگیرد. در بین اقتصادانان نیز کسی ارجح است که تجربه کار اجرایی دارد و سیستم بانکی و تجاری و بازار را بهتر میشناسد. هنگامی که چنین فردی به عنوان رئیس کل بانک مرکزی انتخاب میشود به صورت طبیعی امیدوارکننده خواهد شد. شرط موفقیت چنین فردی نیز همکاری سایر بخشها و اعضای بانک مرکزی است. در شرایط کنونی نرخ ارز نسبت به هفتههای گذشته روند کاهشی داشته که علامت خوبی است. اگر قرار است هر روز نرخ ارز افزایش پیدا کند اینکه نرخ ارز به60هزار تومان و یا70 هزار تومان برسد بعید نبود و هر لحظه
ممکن بود این اتفاق رخ بدهد. اگر این اتفاق رخ میداد قیمت همه کالاهای مورد نیاز مردم افزایش پیدا میکرد و وضعیت معیشتی مردم تحت تأثیر قرار میگرفت. به همین دلیل نیز نیاز به تغییر رئیس کل بانک مرکزی وجود داشت. اگر رئیس سابق بانک مرکزی نسبت به این موضوعات احساس نگرانی میکرد به موضوع ورود میکرد در حالی که این اتفاق رخ نداد. دولت باید نسبت به افزایش هزار تومانی نرخ ارز نیز احساس نگرانی کند. دولت نباید اجازه بدهد قیمت دلار از32 هزار تومان به44 هزار تومان برسد. این موضوع مردم را نگران میکند. البته من فکر میکنم دولت در بین مدیران اقتصادی خود باید تغییرات دیگری را نیز به وجود بیاورد. یکی از سمتهایی که باید تغییر کند رئیس سازمان برنامه و بودجه بوده که عملکرد قابل قبولی از خود نشان نداده است.
در شرایط کنونی این شایعه در بازار وجود دارد که ممکن است قیمت دلار به بالای50 هزار تومان برسد. به چه میزان این شایعه به واقعیت نزدیک است؟
بدون تردید اگر وضعیت تحریمها به همین صورت باشد و لغو نشود و از طرف دیگر مذاکرات برجام به نتیجه نرسد همچنان با همین وضعیت مواجه خواهیم بود. در شرایط کنونی وضعیت مذاکرات پیچیده شده است. این در حالی است که آمریکا نیز تمایلی برای توافق ندارد و به بهانههای مختلف زمان توافق را به تأخیر میاندازد. آن چیزی که مشخص است این است که اگر مذاکرات به نتیجه برسد به سود اقتصاد ایران است و برخی از مشکلات اقتصادی از بین میرود. نکته دیگر اینکه در شرایط کنونی تحریمها روز به روز بیشتر میشود. در چنین شرایطی هزینه برداشته شدن تحریمها نیز بیشتر خواهد شد و در آینده برای کشور چالش ایجاد خواهد کرد. دولت باید تلاش کند برجام را احیا کند تا بتواند به صورت جدی با چالشهای اقتصادی مواجه شود. در این زمینه یا آمریکا باید از برخی مواضع خود عقب نشینی کند یا اینکه ما از برخی مطالباتی که داریم عدول کنیم. اینکه دولت گمان کند قرارداد با برخی کشورها میتواند جایگزین برجام شود در واقع چنین نیست. اگر ما به این قراردادها اکتفا کنیم آمریکا دیر یا زود تحریمهای خود را سنگینتر میکند و راههایی که ما برای دور زدن تحریمها و ارتباط با این کشورها
پیدا کردهایم را خواهد بست. برجام یک موضوع سیاسی است و به دلایل سیاسی نیز تاکنون به نتیجه نرسیده است. تبعات برجام اقتصادی بوده است. اینکه آمریکا ما را تحریم کرده به دلیل شرایط اقتصادی نبوده، بلکه به دلایل سیاسی بوده است. با این وجود فشار حداکثری روی اقتصاد کشور ایجاد شده است. در زمینه سیاسی نیز این مسئولان سیاسی کشور هستند که تصمیم گیرندگان نهایی هستند. از نظر اقتصادی تحریمها همواره محدود کننده و چالش آفرین بودهاند. تحریم مانند این است که دست و پای یک نفر را ببندید و به وی بگویید شنا کند. شاید وی حتی شنا کردن هم بلد نباشد اما در شرایطی که دست و پای وی بسته است وی حتی نمیتواند شنا کردن را یاد بگیرد. من هیچ اقتصاددانی را سراغ ندارم که تحریم را توجیه کند و عنوان کند که تحریم باعث رشد میشود. ممکن است در شرایط اضطرار تلاشها بیشتر شود و کشورها تلاش کنند نیازهای خود را مرتفع کنند اما این وضعیت برای شرایط اضطرار است. من معتقدم ما در شرایط عادی نیز میتوانیم این اقدامات را انجام بدهیم و تلاشهای خود را بیشتر کنیم و حتما نیاز نیست در شرایط اضطرار قرار داشته باشیم.
با حضور آقای فرزین به عنوان رئیس کل بانک مرکزی چه چشماندازی را پیش روی بازار ارز مشاهده میکنید؟آیا ایشان میتوانند بازار ارز را به خوبی مدیریت کنند؟
همین موضوع که با تغییر رئیس کل بانک مرکزی قیمت دلار کاهش پیدا کرده نشانه خوبی برای چشم انداز آینده است. این در حالی است که من آقای فرزین را فردی متخصص و متعهد میدانم و معتقدم اگر حمایتهای لازم از ایشان صورت بگیرد احتمال موفقیت ایشان در بانک مرکزی زیاد است. به هر حال آقای فرزین اقتصاددان هستند و به خوبی با وضعیت اقتصادی کشور آشنا هستند. به همین دلیل میتوان به آینده امیدوار بود. نکته مهم در این زمینه تصمیم گیریهایی است که در دولت صورت میگیرد. این تصمیم گیریها که به صورت کلان درباره اقتصاد کشور صورت میگیرد تا حدود زیادی میتواند چشم انداز روشنتری پیش روی اقتصاد کشور قرار بدهد. نکته دیگر اینکه تیم اقتصادی دولت نیاز به ترمیم و برخی تغییرات دارد. هرچه زودتر این تغییرات صورت بگیرد بیشتر میتوان نسبت به وضعیت آینده امیدوار بود. بدون تردید روند تصمیم سازی و تصمیم گیری اقتصادی در دولت رئیسی باید تغییر کند و به سمتی حرکت کند که عقلانیت و دوراندیشی بیشتری بر فضا حاکم شود.