تا خبر را خواندم که میخواهند پل حافظ در تقاطع خیابان طالقانی را خراب کنند؛ دلم برای پل حافظ تنگ شد. راستش گریه هم کردم. نمیدانم آدم برای پلها که گریه نمیکند اما اوضاع یک جوری است که آدم میخواهد برای پلها هم گریه کند. شاید این گریه بهخاطر شاخص آلودگی هوای تهران هم باشد به هر حال از صبح اشکم سرازیر است. نمیدانم آبریزش چشم است یا اشک.
بله معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران گفت: «این پل تاثیر چندانی در ترافیک منطقه ندارد!» کلاً سیاستهای راهبردی مفیدی مگر برای حل ترافیک داشتهایم؟ نمیدانم تاثیرش مثبت خواهد بود یا خیر؟ عباس شعبانی، معاون فنی و عمرانی شهرداری گفت: «در حال حاضر هزینه نگهداری این پل به اندازه هزینه خود پل است و بر همین اساس به صرفه است که این پل در صورتی که تأثیر چندانی بر ترافیک ندارد، برداشته شود» او هم چنین گفت: «پل حافظ که در تقاطع جمهوری قرار دارد، در حال حاضر در فاز مطالعاتی است و احتمال برداشته شدن آن نیز وجود دارد.» بنابراین این جریان در دو مرحله انجام میشود اول پل حافظ در تقاطع طالقانی در روزهای نوروز و مرحله بعد پل حافظ در تقاطع جمهوری اگر به تصویب برسد.
صبح که از خواب بیدار شدم دلم خواست بروم پل حافظ اما در این هوای آلوده بروم پل حافظ چه را ببینم؟ شهر در غبار و بیهوایی را...
این پل، فروردین زیبا میشود. پرشکوه میشود. خیلی زیباست. بخشی از هویت این شهر است. البته کلانشهرهای دنیا مثل شانگهای حالا صاحب اتوبانهای غول پیکر هستند. روگذر غول پیکر
Puxi Interchange که در شانگهای واقع شده شبیه یک اژدهاست. چندین طبقه است. چین استاد ساختن اتوبانهای چند طبقه است. ما در این سالها اتوبان صدر دو طبقه ساختهایم که میگویند ساختار کاملی ندارد.
عید که شهر خلوت میشود و هوا شیشهای و ملس و ابرهای سفید و باد هم هست؛ بسیار این نقطه از شهر زیباست. جالب اینکه آن را در زیباترین موقع سال در روزهای خوش رنگ و لعابیاش تخریب میکنند... این پل از دهه پنجاه میزبان تهران است. درست در زمان بازیهای آسیایی، یک شرکت بلژیکی آن را به شکل موقت در این نقطه نصب کرد تا کفاف آمد و شدهای آن روزها را بدهد و باقی ماند. این پل از کودکی در خاطره ما نشسته است؛ وقتی از آن بالا ساختمانها را میدیدیم. شبیه یک رویای زنده بود. اگر چه شهر در حجم ماشین و دود خفه شده است و آنقدر ماشین هست که نمیشود شهر را دید.
پل حافظ، از چهارراه کالج آغاز شده و از روی خیابان جمهوری گذشته و تا خیابان هاتف پیش میرود. حالا که دارم این سطرها رامینویسم خانه میلرزد؛ چون ساختمان سه طبقه همسایه را هم دارند تخریب میکنند. ساختمان زیبایی بود با آجر سه سانت یادگار تمام شدن جنگ و آغاز فصلی تازه از زندگی ما در این شهر... ما چرا هر چه یادگاری را میسوزانیم؟ نمیخواهیم بدانیم مثلا مردم در سی و پنج سال گذشته، چطور خانههایی را دوست داشتند؟ چقدر فضا برای زندگی بهتر بود و چقدر حیاط خانهها بزرگتر و درختها هم باید بودند. به هر حال من نمیدانم چرا از تخریب پل حافظ غمگینم. انگار بخشی از فیزیک قدیمی شهر است. شاید هم بهخاطر شاخص آلودگی هواست که به همه چیز امروز بدبینم. امروز دوشنبه، ۱۲فروردین سنجش کیفیت هوا در ایستگاه پارک رازی با شاخص ۲۰۵ و شهرداری منطقه ۱۹ با شاخص ۲۰۴ در وضعیت بسیار ناسالم (بنفش) است.
دستگاه سنجش کیفیت هوا در ایستگاههای اقدسیه منطقه یک با شاخص ۱۵۵، امامخمینی با شاخص ۱۶۸، باقرشهر با شاخص ۱۷۵، پاسداران با شاخص ۱۷۴، پاکدشت با شاخص ۱۶۳، پونک با شاخص ۱۵۲، پیروزی منطقه ۱۳ با شاخص ۱۷۵، پیشوا با شاخص ۱۷۳، تربیت مدرس منطقه شش با شاخص ۱۷۶، تهران پارک شکوفه با شاخص ۱۷۴، ستاد بحران منطقه هفت با شاخص ۱۶۶، سلامت با شاخص ۱۸۸، شادآباد منطقه ۱۸ با شاخص ۱۹۵، شریف منطقه دو با شاخص ۱۷۱ و شهرری منطقه ۲۰ با شاخص ۱۸۴ در وضعیت هوای ناسالم برای عموم (قرمز) قرار دارد.
در این وضعیت ریختن اشک برای پل حافظ و گفتن این جمله پل حافظ خداحافظ! اهمیتی ندارد. اصلاً با این هوا، تا فروردین کی مرده است و کی زنده؟