آرمان ملی - صدیقه بهزادپور : توسعه کشت دیم به منظور تولید غذا همزمان با بحران جهانی خشکسالی و کمبود غذا با تکیه بر منابع آبی تجدیدپذیر یکی از گزینههای مطرح در تمام کشورها به ویژه ایران با توجه به موقعیت اقلیمی اعلام شده است. کارشناسان معتقدند گسترش طرح کشت دیم طی سه سال اجرای آزمایشی و عمومی خود به دستاوردهای مطلوبی دست یافته است هرچند هنوز از استانداردهای جهانی فاصله نسبتا زیادی وجود دارد که در صورت تاخیر در این حوزه هزینه بسیاری به منظور جبران خسارات کمبود آب و کاهش تولیدات مواد غذایی باید پرداخته شود.
ضرورت هوشمندسازی الگوی کشت دیم
ایرج اسکندری کارشناس کشاورزی در این خصوص به «آرمان ملی» گفت: کشت دیم یکی از گزینههایی محسوب میشود که در مواجهه با بحران کم آبی میتوان از به منظور توسعه اقتصاد کشاورزی از آن بهره گرفت علاوه بر آن استفاده از یافتههای جدید در حوزههای کشاورزی میتوان مانع از آسیب رسانی به محیط زیست با استفاده بیرویه از کودهای شیمیایی و همچنین بیش از حد از آب شد. او افزود: در سیاستگذاریهای جدید در حوزه کشاورزی به کارگیری روش کشت دیم به منظور استفاده حداکثری از خاک و آب باران تاکید شه است و طی اجرای سه سال آزمایشی این طرح در سراسر کشور به دستاوردهای مطلوبی در این حوزه نائل آمدهایم. اسکندری ادامه داد: هوشمندسازی الگوی کشت دیم در کشور با استفاده از آخرین تکنولوژیها و پژوهشها در بسیاری از استانها مانند آذربایجان شرقی، کرمانشاه، زنجان به مرحله اجرا درآمده است و از سه سال گذشته تاکنون توسعه کمی و کیفی مطلوبی را داشته است و اگر از حمایت مدیران در این حوزه برخوردار باشد حدود 25 درصد بهبود عملکرد در محصولات کشاورزی را شاهد خواهیم بود.
اهداف اجرایی کشت دیم
این کارشناس اضافه کرد: در الگوی کشت هوشمند، هدف تنها تغییر عملکرد تولید نیست بلکه ما به دنبال این هستیم که با انجام کشت در اراضی دیم چه اتفاقاتی برای حاصلخیزی، تغییرات فیزیکی، شیمیایی، مواد آلی، نفوذ پذیری و فرسایش خاک رخ میدهد. بررسی میزان مصرف و نوع انرژی در الگوی کشت هوشمند نیز مهم است، زیرا منابع انرژی میتوانند موجب آلودگیهای زیست محیطی شوند و اطلاعات در الگوی کشت هوشمند جامعتر است و مسائل مختلفی همچون فرهنگی، زیست محیطی، بازدهی اقتصادی و انرژی را شامل میشود. او توضیح داد: مدیریت صحیح در کشت دیم میتواند همزمان با توسعه خشکسالی در ایران راندمان تولید محصولات کشاورزی در کشور را افزایش دهد و ایران نیز پتانسیل مطلوبی را در این زمینه داراست، هرچند هنوز از استانداردهای دنیا در این حوزه عقب هستیم، اما امیدواریم با به کارگیری تغذیه مناسب خاک، کشاورزی حفاظتی شاهد توسعه کمی و کیفیت در این بخش باشیم. حمید سینیساز کارشناس حوزه سیاستگذاری آب از کم توجهی به این شیوه کشت در کشور انتقاد کرد و افزود: درحالی ۸ درصد از سطح زیر کشت در کشور به کشت دیم اختصاص دارد که این میزان در دنیا تا ۷۰ درصد نیز میرسد
بنابراین امنیت آبی و امنیت غذایی کشور بدون توسعه کشت دیم قابل تحقق نیست، همچنین در میان مسائل اصلی امنیت آبی و امنیت غذایی به عنوان دو هدف متضاد با حاصل جمع صفر وجود دارد، به طوری که وجود یکی مستلزم نفی دیگری است این در حالی است که امکان تأمین این اهداف به صورت توأمان وجود دارد و کشت دیم از جمله ظرفیتهای مغفول مانده در کشور محسوب میگردد که متأسفانه تاکنون توجه درخوری به آن نشده است. او افزود: سیاستگذاری دولت در این زمینه، سیاست اشتباهی بوده است، به طوری که متأسفانه توجه به توسعه کشت دیم صورت نگرفته است، به خصوص زمانی که از لحاظ جغرافیایی کشوری هستیم که در آن با بحران منابع آب زیرزمینی دست و پنجه نرم میکنیم نباید از روشهای کشت دیم مغفول میماندیم.
اهمیت آمایش سرزمین در رابطه با تولید محصولات کشاورزی
این کارشناس کشاورزی گفت: ظرفیت کنونی کشت دیم در کشور حدود ۶ میلیون هکتار برآورد شده (کمتر از یک سوم از کل سطح قابل کشت) و خاکها عمدتا یا شورند و یا شیب زمینها تند است و از طرف دیگر نیز حجم بارندگیها در این زمینها پایین است که در کشور از ظرفیت توسعه افقی نهایت استفاده به عمل آمده به این معنا که عمده زمینهایی که برای کشت دیم مناسب بودهاند را به کار گرفتهایم و دیگر ظرفیت خالی چندانی نداریم اما در توسعه عمودی پتانسیلهای زیادی وجود دارد به این دلیل که اختلاف عملکرد برخی محصولات با پتانسیل آنها بسیار زیاد است مثلا در کشت حبوبات خلأ عملکرد وجود دارد، بنابراین میتوان ظرفیت کشت این محصولات را با توجه به پتانسیل آنها بالا برد وی افزود البته بایستی توجه داشت که هنوز هم دیر نشده و میتوان در این زمینه کارهای خوبی صورت داد. سینیساز ادامه داد: برای برنامهریزی در زمینه علوم انسانی و طبیعی، شناخت و آگاهی از مهمترین مباحث است و داشتن اطلاعات و آمار دقیق و علمی از ظرفیتها، مزیتها و توانمندیهای مناطق مختلف به رشد تولید محصولات کشاورزی کمک زیادی خواهد کرد که متأسفانه در سالهای گذشته اقدامات خاصی در زمینه
دیمزارها صورت نگرفت، هرچند در دو سه سال اخیر کار جدی دراین رابطه شروع شده است و طرح جهش کشت دیم با مدیریت ستاد اجرایی فرمان امام و با سرمایهگذاری ۴٠ هزار میلیارد تومان در حال اجراست.
نقش تعیینکننده سیاستهای حمایتی دولت در توسعه کشت دیم
این کارشناس ادامه داد: خرید تضمینی و یارانه کاشت در تولید محصولات اساسی کشاورزی بسیار حائز اهمیت است که در تمام دنیا برای تشویق تولید محصولات اساسی حمایتهای خاصی صورت میگیرد مانند پرداخت یارانه کشت که نقش مهمی در امنیت غذایی این کشورها ایفا میکند بنابراین نحوه حمایتها هم خیلی مهم بوده و هرچه جهتگیری حمایتی به سمت آخرین حلقههای زنجیره تأمین و تولید محصولات کشاورزی باشد که شامل بهرهبرداران میشود و اثرگذاری آن نیز بیشتر خواهد بود حتی در کشورهای توسعهیافته وقتی به عنوان مثال قرار است محصولی مانند برنج کشت شود به کشاورزان یارانه پرداخت میشود و بخش کشاورزی ایران کمترین یارانه را دریافت میکند، اما چیزی که مهمتر از مقدار کمکهاست، بهینه بودن این کمکها و در جای مناسب آن است.
پیشبینیپذیری عدم حتمیت را در کشت دیم کاهش میدهد
او از بیمهها به عنوان یک سیاست حمایتی مؤثر یاد کرد و افزود: بیمهها نقش مهمی در پایین آوردن ریسک و عدم حتمیت دارند بهخصوص در فعالیتهایی نظیر کشاورزی که همواره با مخاطرات زیادی از جمله تغییرات اقلیمی، ریسکهای قیمتی مواجه میباشند و خدمات بیمهای باید متناسب با تولید باشند و بسیاری از بیمهها غیرواقعی هستند و کشاورزان را بیجهت امیدوار میکنند در حالی که اصلاً پوشش بیمهای چندانی صورت نمیگیرد و کمکهای دولتی در رابطه با بیمه محصولات کشاورزی ناچیز است و بیمهها جذابیت چندانی برای کشاورزان ندارند که بایستی در این زمینه کارهای جدی صورت گیرد. این کارشناس اضافه کرد: پیشبینیهای اقلیمی در دیمزارها بسیار تعیینکننده است بهرغم گستردگی و تعدد مراکز تحقیقاتی و خدماتی کشاورزی در کشور، اما سرعت انتقال آمار و اطلاعات هواشناسی در کشور بسیار پایین است و این مشکلات بیشتر متوجه بخشهای نرمافزاری است به عنوان مثال ناکارآمدی اداری یک مسأله جدی است، در حالی که بخش سختافزاری از ظرفیتهای نسبتاً بالایی برخوردار بوده و متناسب با زیرساختهای هوا و اقلیم در سطح جهانی است همچنین بخش آمار لازم است زیرنظر بخش دولتی باشد که
به این دلیل که کار هزینهبری است و بازگشت سرمایه ناچیزی دارد جذابیتی برای بخش خصوصی ندارند اما بخشهای خصوصی باید در حلقههای پایین دستی وارد شود که هماهنگیهای لازم میان بخشهای دولتی و خصوصی باید توسط وزارت نیرو صورت گیرد.