عدهای از اینکه رئیسجمهور چین در سفر به عربستان با قرار گرفتن در کنار آن کشور و با عبور از خطوط قرمز ما، که نه از پشت بلکه از روبهرو و آشکارا به ما خنجر زده است! متعجب شدند. چین چه کار خارق عادتی انجام داده که موجب تعجب ما شده؟ فرض کنید شما فروشنده اتومبیل هستید و دو مشتری دارید، مشتری اول که برای خرید اتومبیل انواع گزینههای متنوع، کیفیت، قیمت، شرایط پرداخت، خدمات پس از فروش، گارانتی و غیره را از دهها عرضه کننده اتومبیل پیشرو دارد و دومی که از همه انتخابهای مشتری دیگر محروم و مجبور است در هر حال فقط از شما خرید کند. شما به عنوان فروشنده در بازاری که همه باید به فکر حداکثر کردن سود و منافع خود باشند، با این دو مشتری چطور رفتار میکنید؟ جواب خیلی واضح است، به آن مشتری که قدرت انتخاب زیادی دارد، بهترین شرایط را پیشنهاد میکنید، چون میدانید اگر تسهیلات خوب و دندان گیری ارائه ندهید دهها رقیب مثل عقاب مترصد فرصت برای قاپیدن او از دست شما هستند. اما با مشتری دیگری که هیچ انتخابی به جز خرید از شما را ندارد همه شرایط حتی بعضا ناعادلانه خود را بر او تحمیل میکنید. برخورد چین با ما و عربستان دقیقا مشابه مثال بالاست. چین به عنوان یک تاجر بینالمللی که در ۴۰ سال گذشته عمده هَم و غم خود را بر کسب هر چه بیشتر منافع اقتصادی گذاشته، چرتکه بهدست در حال محاسبه هزینه - فایده در روابط خود با کشورهای دیگر است. چین بهخوبی میداند عربستان در انتخاب شرکای اقتصادی خود انتخابهای زیادی پیشرو دارد، پس برای نزدیک شدن به آن باید حسابی سرکیسه را شل کند. ناگفته نماند که عربستان هم برای نشان دادن چشمهای از استقلال خود از آمریکا کمی به چین نزدیک میشود تا آمریکا هم حساب دستش بیاید. این محدودیت در روابط بینالملل ناشی از استراتژی دوری از غرب و گذاشتن همه تخممرغها در سبد شرق است. وقتی امتیاز بزرگ رقابت برای حداکثر کردن منافع را کنار میگذاری، شرکای محدود تجاری شما هم از فرصت طلایی خالی بودن میدان از رقیب آسوده خیال شرایط خود را به شما تحمیل خواهند کرد. بیش از 3 دهه از اتمام جنگ سرد میگذرد، اما هنوز به زعم برخی، جنگ سرد نه تنها پایان نیافته است بلکه در اوج خود قرار دارد. این افراد نمیدانند که در جنگ سرد بر خلاف نوع رقابت شرق و غرب که ماهیتی نظامی داشت، الآن رقابت آنها عمدتا اقتصادی است. چین و آمریکا به رغم رقابت شدید اقتصادی و سیاسی، روابط تجاری گسترده و پیچیدهای در عرصه اقتصاد با هم دارند. صادرات سالانه ۶۰۰ میلیارد دلاری چین به آمریکا نشان دهنده بخشی از این به هم تنیدگی دو اقتصاد بزرگ با هم است. در روابط بینالملل لوطیگری و اخلاقمداری محلی از اِعراب ندارد.