۱۱ دیماه (۱۳۰۳)، زادروز علیمحمد افغانی است؛ نویسنده آثار متعددی بود اما هیچکدام از این کتابها موفقیت «شوهر آهوخانم» را به دست نیاوردند. او تحصیلات متوسطه را در کرمانشاه گذراند و برای ادامه تحصیل به تهران آمد و وارد دانشکده افسری شد. به علت ممتاز بودن، بورس تحصیلی برای آمریکا گرفت و در همانجا بود که با ادبیات و رمان آشنا شد. در سال ۱۳۳۳ حین بازگشت از آمریکا، دستگیر و به زندان قصر منتقل شد که «شوهر آهو خانم» هم محصول همین دوران است؛ رمانی هشتصد صفحهای که ابتدا با هزینه شخصی نویسنده در ۲۰۰۰ نسخه در سال ۱۳۴۰ یعنی ۶۱ سال پیش منتشر شد. بعد استقبال از این کتاب، انتشارات امیرکبیر نشر و عرضه کتاب را برعهده گرفت و حالا هم نشر نگاه آن را منتشر میکند. «شوهر آهوخانم» برشی است از هفت سال زندگی شخصیت اصلی و او تنها از این راه با هما آشنا میشود که این زن مطلقه آمده از نانوایی او نان بخرد و سیدمیران دیگر نمیتواند او را رها کند و میفهمد که هما در خانه حسین ضربی که یک مطرب است، سکنا گزیده و رقاصی هم میکند. این کارها در آن زمان هم انحراف اخلاقی بوده است. این در حالی است که سیدمیران کاملا مذهبی است. در ادامه در یک
فلشبک، ما زندگی سیدمیران را میبینیم که آهو زندگی او را ساخته و او را از یک فرد عادی به یک فرد متمول تبدیل کرده است. سیدمیران هما را به خانه خود میآورد و اینطور وانمود میکند که از سر خیر و از آنجا که خانه حسین ضربی جای مناسبی برای این زن نجیب نیست او را به خانه خودش میآورد و آهو هم ساده لوحانه باور میکند. داستان در ادامه پیچیده میشود؛ چون سیدمیران اول هما را صیغه میکند و بعد عقد میکند. کمکم هما زن مسلط میشود و حتی آهو از شوهرش کتک میخورد. حتی قرار میشود سیدمیران وقتی با هما زندگی کرد، یک شب پیش همسر اول و یک شب پیش دیگر همسرش باشد. اما کم کم او فقط پیش هما میرود و به بچهها هم بیتوجهی میکند. هما ولخرج است و تمام زندگی سیدمیران را به باد میدهد. هما کم کم با تجدد و کشف حجاب آشنا میشود و تغییر میکند و هر روز میران بیشتر تسلیم هما میشود. در تمام این مدت آهو سعی میکند همسرش را از خواب غفلت بیدار کند؛ اما موفق نمیشود. سیدمیران به قاچاق پارچه میرسد و در ویرانی مطلق، آهو، سیدمیران را نجات میدهد. این رمان در زمان انتشار تحسین خیلی از منتقدان ادبی را برانگیخت. مثلا نجف دریابندری-
مترجم- این کتاب را با کارهای بالزاک و تولستوی مقایسه کرده و نوشته بود: «در دورهای که انتظار آن نمیرفت، بهترین رمان فارسی نوشته میشود و بهترین رماننویس فارسی رخ مینماید. او [افغانی] از زندگی عادی مردم ایران یک تراژدی عمیق به وجود آورده است. در این گفتهها ذوقزدگی است؛ اما این رمان به هر حال در دوره پس از کودتا نوشته میشود که پیش از آن، ادبیات یأسآوری وجود دارد و در این دوره نویسندگان بیشتر ترجمه میکنند و آثار شاخص این دوره، آثاری سمبولیک و اسطورهایی هستند و در این دوره است که این رمان رئالیستی زاده میشود.» یا محمدعلی اسلامی نُدوشن خواندن این رمان را به رویایی تشبیه کرده که آدم نمیتواند از تعریف آن برای دیگران چشم بپوشد و گفته بود: «شوهر آهوخانم» بدون گفتوگو در زبان فارسی شاهکاری است. »عبدالعلی دستغیب نیز رمان «شوهر آهوخانم» را رمانی میخواند که در زمان انتشار تازگی داشت و مطایبهای هم درباره «شوهر آهو خانم» تعریف میکند؛ «میگویند بدیعالزمان فروزانفر در مجلسی بوده، او مولویشناس بود و کاری هم به شعر و داستان نو نداشت. خبرنگاری به خیال اینکه او از رمان اطلاع دارد، به فرزانفر میگوید نظر
خودتان را درباره «شوهر آهو خانم» بفرمایید. فروزانفر هم میگوید بروید از آهو خانم بپرسید، چرا از من میپرسید؟!»البته بعدها حسن میرعابدینی با اشاره به اینکه دو نگاه به رمان «شوهر آهوخانم وجود دارد، برخی آن را میستایند و برخی آن را رمانی در حد رمانهای پاورقی میدانند»، میگوید: «اکنون این رمان را بخوانید، خواندنش دشوار است، حشو دارد. ضعف عمده رمان در ساختار و زبان است. گاه حرفهای شخصیتها به یک سخنرانی طولانی تبدیل میشود. شخصیتها مانند هم حرف میزنند. ۱۳۸ شخصیت در این رمان هستند که همه مثل هم حرف میزنند.»خود علیمحمد افغانی دلیل موفقیت «شوهر آهوخانم» و اینکه چرا کتابهای دیگرش موفق نبودند، اینگونه تعریف میکند: «آن موقع مدتی را در محیط زندان سپری کرده بودم و تمام روز را در عالم آهو خانم و سید میران سرابی میگذراندم، ولی پس از زندان با شروع کار در یک شرکت ژاپنی تمرکز لازم برایم وجود نداشت. زندان مکانی برای تمرکز حواس نبود. در بندی که ما بودیم حدود ۱۳۰ زندانی وجود داشت و در هر اتاقی هم ۵ - ۶ زندانی و لذا جایی برای تمرکز نبود و مدتی مینوشتم و بعد باید کمی کار را تعطیل میکردم تا شاید شرایط برای
نوشتن دوباره فراهم شود. خودم هم میدانم که «شوهر آهوخانم» ارتباط بسیار نزدیکی با واقعیتهای روحی، روانی و تضادهای جامعه دارد و بیانگر انقلابی است که در یک خانواده کوچک به وجود آمده و من آن را حس کرده بودم و شناختم، به همین دلیل کتاب مطرحی است، طوری که در آثار نویسندگان خارجی هم شما چنین چیزی نمیبینید.»