بستن
کد خبر: ۱۰۴۸۴۶۶
کمال‌الدین پیرموذن در گفت‌وگو با «آرمان ملی»:

نیاز به ایجاد انگیزه برای امید به آینده داریم

نیاز به ایجاد انگیزه
 برای امید به
 آینده داریم
آرمان ملی- احسان انصاری: در شرایط کنونی که جامعه به آرامش رسیده مسئولان باید چه رویکردی در پیش بگیرند که دیگر شاهد التهابات اجتماعی نباشیم؟ این مهم‌ترین سوالی است که این روزها مورد توجه افکار عمومی است. «آرمان ملی» برای پاسخ به این سوال با کمال الدین پیرموذن، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی گفت‌وگو کرده است. پیرموذن معتقد است: «در چارچوب قانون اساسی فعلی کشور می‌توان به سیستم دموکراتیک‌تر مبتنی بر سلیقه مردم دست یافت. در روزهایی که فشار اقتصادی و تهدیدات خارجی و روزبه‌روز در نهان و عیان، افزون می‌شود و جریان خاص با تحلیل‌ها و دخالت‌های ناروا در سیاست‌ خارجی کشور؛ هزینه‌های بی‌اعتمادی بین ایران و جهان را بالاتر می‌برند و تحریم‌های ظالمانه بر ملت تشدید می‌شود، فرصت را برای بی‌ثباتی کشور و تحریک قدرت‌های خارجی به دخالت فراهم می‌آورد.» در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

با توجه به آرامشي که در کشور ايجاد شده مسئولان بايد چه رويکرد مصلحانه‌اي در کشور در پيش بگيرند که ديگر شاهد التهابات اجتماعي نباشيم؟

برنامه‌هاي حکمرانان و دست‌اندرکاران کشور و تحقيق و ارزيابي و تجديد نظر در سياست‌ها و روش‌هاي اجرايي يک ضرورت ملموس و انکارناپذير است. بدون ترديد پويايي، نوآوري و انعطاف در ظرف زمان و مکان از جمله خواسته‌هاي ملت و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و جريان اصلاحي و ارزش‌هاي مکتب اسلام است. از همين‌رو انتظار مي‌رود که انعطاف و عقلانيت بيش از هميشه در اين سرزمين بتابد و شکل و صورت ديگري از تغيير در انديشه‌ها و رويه‌هاي برخي مسئولان و مردمان رخ نمايد. نگاهي به تاريخ ايران، نشان مي‌دهد که بسياري از غيرممکن‌ها به عرصه امکان و تحقق درآمده‌اند. بخش زيادي از خواسته‌هاي معترضان در خيابان اگرچه اقتصادي است، اما راه‌حل، لزوما و صرفا در اقتصاديات جامعه خلاصه و منحصر نمي‌شود. تغيير در وضعيت فرهنگي، سياسي و اجتماعي و انعطاف و تحول اساسي در برخي مواضع سياسي نسبت به درون جامعه است که مي‌تواند دروازه ورود به راه‌حل‌هاي بنياد‌تري باشد. در فرهنگ اسلامي به ما آموخته‌اند که اساسي‌ترين و مبرم‌ترين نياز هر قوم و ملت سه چيز است: امنيت، عدالت و فراواني و در نهايت چکيده ضرورت‌هاي امروز ما در4 اصل: اعتماد متقابل، امنيت عمومي و همه جانبه، تعامل و اميد به زندگي و آينده‌داري و معاش مادي و متوازن همه هموطنان خلاصه مي‌شود. حاکميت قانون شعار و خواست مردم کشورمان بوده و از قوا و نهادهاي حاکم، انتظار مي‌رود در پاسخگويي به اين خواسته به حق آحاد ملت، جز بر مدار قانون عمل ننمايند. اعطاي حق قانوني انتقادات و اعتراضات منطقي اقشار جامعه و تاييد صلاحيت قانوني نامزدهاي رياست‌جمهوري و نمايندگي مجلس، موجبات اطمينان بيشتر ملت هوشمند و اعتماد آحاد مردم شريف حوزه انتخابيه و مشارکت هرچه بيشتر ملت را در اين امر مهم فراهم مي‌سازد. مردم و به ويژه اقوام ايراني، جوانان و بانوان به اين امور مهم حساس بوده و نتيجه برخوردها را در امر سرنوشت‌ساز انتخابات يقينا مدنظر قرار مي‌دهند و آن را معياري در پايبندي نهادها به حاکميت قانون و در نهايت به حاکميت ملي و پيشبرد توسعه سياسي و اقتصادي کشور به شمار مي‌آورند.

براي رسيدن به عقلانيت و اميد به آينده چه رويکردي بايد در پيش گرفت؟

در چارچوب قانون اساسي فعلي کشور مي‌توان به سيستم دموکراتيک‌تر مبتني بر سليقه مردم دست يافت. در روزهايي که فشار اقتصادي و تهديدات خارجي روزبه‌روز در نهان و عيان، افزون مي‌شود و برخي با تحليل‌ها ناروا در سياست‌ خارجي کشور؛ هزينه‌هاي بي‌اعتمادي بين ايران و جهان را بالاتر مي‌برند و تحريم‌هاي ظالمانه بر ملت تشديد مي‌شود، فرصت را براي بي‌ثباتي کشور و تحريک قدرت‌هاي خارجي به دخالت فراهم مي‌آورد.نيازي به يادآوري نيست که نبايد چشم مردم را از ساحل اميد دور کرد و با حذف اشخاص مورد وثوق شهروندان در انتخابات‌ها، دلسردي مردم را موجب شد؛ مردمي که به خوبي به اين افراد سوابق آنان آشنايي دارند و برخي آنان را خدمتگزاران صديقي براي خود و سخنگويان اميني براي مطالبات شهروندان مي‌دانند. مردم فهيم ايران با حق‌طلبي و انتقاد و اعتراض به منظور اصلاح مسير و بهبود امور و گام برداشتن در راه تحقق اهداف توسعه انساني و پيشرفت کشور و ارتقاي کيفيت زندگي ايرانيان، به جهانيان نشان داده‌اند که از توانايي و درک لازم و کافي براي تشخيص مصالح خود بهره‌مند هستند و نيازي به رأي و نظر بيگانگان ندارند. به همين دليل با بها دادن به خواست‌هاي مطرح شده در ميان مطالبات معترضان نه اغتشاشگران مي‌توان منابعي غني براي اصلاح در وضعيت کنوني پيدا کرد. وقتي کشوري درگير مشکلاتي مي‌شود، هرآدم علاقه‌مند بي‌نظري و با مختصر سواد و حداقلي از تجربه اجتماعي، مي‌تواند از عدم امنيت بيشتر از هر کمبودي بهراسد. روند تاريخ گذشته، قطعي بدانيد که در امروز من و ما، جاي پايي دارد؛ همان‌طوري‌که امروزمان، مقدمات حوادث فردا را تامين مي‌کند، نمي‌توان آن را ناديده گرفت، همين امروز هم، اگر بي‌تعصب به ملت نگاه کنيم، صادقانه‌اش، اين است که اگر در کفه‌ها ترازوي رفتاريمان در طول تاريخ، سازندگي و ويرانگري، جنجال‌آفريني و آرامش، تعقل و هيجان را باهم بسنجيم، کفه سنگين‌تر را تخريب و هيجان پرُکرده است.

چرا اين اتفاق رخ داده است؟

اين موضوع ريشه در تاريخ دارد. با کمال تاسف برخي ، در بسياري از موارد، کماکان ترجيح مي‌دهند به‌جاي اينکه با واقعيت‌ها روبه‌رو شوند و چهره به چهره با مشکلات کمرشکن‌شان روبه‌رو شوند و دست و پنجه نرم کنند و ارتقاي کيفيت زندگي را رقم زنند و دل در گرو توسعه کشور و رفع فشار معيشتي داشته باشند، افتخارات بزرگ شده گذشته را مزمزه کنند. اما در عين حال براي کاستي‌هاي غيرقابل انکار، انگشت اتهام را به‌طرف تمامي عوامل و اشخاص مرئي و نامرئي حقيقي و غيرحقوقي کنند، الا خودشان و رفتارشان و افکارشان. هر گروه، جناح و باندي تلاش مي‌کند، آن يکي را کنار بزند تا نوبت خودش بشود. ملتي هستيم که حماسه را دوست داريم، قهرمان را دوست داريم. تاريخ را بايد مطالعه کرد، تا بلکه درک کرد، اين خصال، چگونه در لابه‌لاي وجود ما ريشه دوانيده است. قطعا تاريخ در زندگي روزانه ما حضور دارد و نقش تاريخ در شکل‌گيري ژن‌هاي اجتماعي امروز ما، بسيار تعيين کننده و سرنوشت‌ساز است.

چگونه مي‌توان اين مشکلات تاريخي را ترميم کرد؟

ما ايرانيان با آن همه مدنيت درخشان و تاريخ افتخارآميز به زعم دوست و دشمن نتوانسته‌ايم به توسعه مطلوب دست يابيم و به‌رغم برخورداري اميدوارکننده از ظرفيت فوق‌العاده انساني و مالي از نابساماني‌هاي عديده در کشور در مضيقه هستيم. علت‌العلل اينکه ما ايرانيان با آن همه گذشته‌هاي درخشان تاريخي نتوانسته‌ايم شانه به شانه و هم رکاب با ملت‌هاي نوخاسته جلو برويم و هم چنانکه داراي صفات و مواهب معنوي و دروني تمدن هستيم از نعمات مادي و ظاهري آن نيز برخوردار باشيم موانع در برخي موارد فرهنگي بوده است و امروز هم اگر بخواهيم آرزوي قلبي خود و مطالبات و خواست بانوان و جوانان را عملي سازيم و در طريق ترقي و تعالي توسعه همه جانبه و رفاه قدم‌هاي موثر برداريم، قبل از همه چيز بايد به دفع و رفع اين موانع بپردازيم. از دوران باستان تا به امروز شخصيت‌ها و انسان‌هاي والايي از اين سرزمين برخاسته‌اند که در تاريخ افتخار جهان درخشيده‌اند.اکنون نيز، هرروز گوشه‌اي از افتخارات ملي ايرانيان در گوشه و کنار جهان از پشت ابرها نمايان مي‌شود و جوانان اين مرز و بوم نيز، هويت ملي، آزاديخواهانه و مقدس خود را باز مي‌يابند. رتبه بالايي در فرصت‌سوزي را در بين ملل جهان دارا هستيم. ملتي احساساتي هستيم. فردگرايي مشکل اساسي جامعه ماست و خودمحوري ما هم باعث شده که از دوست و دشمن فقط انتظار تاييدمان را داريم نه نقد و راهنمايي. گمان نمي‌کنم در دنيا کمتر جامعه‌اي به اندازه ما ايراني‌ها از پيچيدگي اجتماعي در رنج به سر برده و در اثر سوء مديريت‌ها و سياست‌ها و تصميم گيري‌هاي غلط، دچار تنگناها و مصائب باشد .

چه راهکاري براي برون‌رفت از اين وضعيت پيشنهاد مي‌کنيد؟

ما در مجموع علاقه چنداني، به روبه‌رو شدن، با حقايقي که به هر دليل مطابق ميل و سليقه‌مان نباشد، نداريم. فرهنگ غني و پويا يک بال توسعه و علم و تکنولوژي و دموکراسي و استعداد مالي و انساني بال ديگر توسعه است. فرهنگ يعني نوسازي تلقي‌ها و زيباسازي خلقيات و در نهايت با بروز کردن فرهنگ و تکامل و شجاعت اخلاقي مي‌توان به نظم و انضباط نوين و ترقي ايران و تعالي ايرانيان رسيد. کشورهاي ژاپن، چين، مالزي و ترکيه از نظر منابع بسيار ضعيف‌تر از ما هستند، اما با نظم و فرهنگ صحيح و سازمان بهتر به اين مراحل پيشرفت رسيده‌اند.ما ايرانيان باهوش خدادادي و فترت جست‌وجوگر و داشتن کشوري با امکانات يک قاره، استحقاق بسيار فراتر از روزگار امروزمان داريم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی