توجه دولتها به توسعه نشر کشورشان در جهان با هدف بهرهمندي از بستر صنعت نشر در توسعه ديپلماسي فرهنگي و اقتصاد نشر سابقه نسبتا طولاني دارد. نوع، شيوه و اهداف کشورها براي اين منظور بسته به رويکرد و نوع نگاه آنها و همچنين بر حسب مقتضيات زمان، متفاوت و اشکال مختلفي داشته است. در ايران، بعد از انقلاب اسلامي نيز کمک به توسعه نشر کشور در جهان با اهداف، رويکردها و اشکال مختلفي مورد توجه و وثوق متوليان فرهنگي بوده است. در دهه اول انقلاب کمک به حضور نشر ايران در جهان باهدف تبليغ آثار مذهبي و انقلابي در عرصههاي بينالمللي مدنظر متوليان فرهنگي کشور بود. از اينرو موسسات فرهنگي و ناشران عمدتا دولتي يا شبهدولتي مورد حمايت قرار ميگرفتند تا کتابهاي ايراني در موضوعات اسلامي و انقلاب اسلامي را به زبانهاي مختلف ترجمه و چاپ کرده و به روشهاي مختلف، از جمله ارسال به رايزنيهاي فرهنگي ايران در خارج يا ديگر موسسات داخلي و خارجي وابسته به دولتو همچنين عرضه و فروش اين نوع کتابها در نمايشگاههاي بينالمللي کتاب در کشورهاي مختلف، در معرض توجه و اطلاع مخاطبان خارجي قرار دهند. در اين دوره ناشران خصوصي نقش چنداني نداشتند و کارها به سازمان تبليغات اسلامي، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و برخي زير مجموعههاي وزارت ارشاد اسلامي و تعدادي از ناشران خصوصي که اغلب از امکانات دولتي بهرهمند ميشدند، سپرده ميشد. در دهه دوم انقلاب در کنار اين شيوه حمايتي، کمک به ناشران خصوصي و دولتي براي معرفي آثار خود در موضوعات مختلف در کشورهاي ديگر نيز مورد توجه قرار گرفت. از اين طريق علاوه بر کتابها در موضوعات مذهبي، انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، کتابهاي زيادي در موضوعات کودک و نوجوان و ادبيات داستاني امکان عرضه و معرفي در رويدادهاي بينالمللي پيدا کردند. همچنين علاوه بر موسسات و ناشران دولتي يا وابسته به دولت عوامل نشر ديگر از جمله ناشران خصوصي، نويسندگان، تصويرگران و آژانسهاي ادبي، امکان حضور در رويدادهاي بينالمللي را پيدا کردند. در اين دوره علاوهبر نگاه تبليغي و ترويجي، رويکرد کمک به توسعه اقتصاد نشر کشور از طريق ورود به معادلات اقتصاد نشر جهاني مورد توجه متوليان فرهنگي قرار گرفت، اما از آنجا که ايران عضو کنوانسيون برن و معاهده کپيرايت جهاني نبود، باور چنداني به موفقيت ناشران ايراني در بازارهاي جهاني نشر وجود نداشت. از اينرو تمرکز اصلي به عرضه و معرفي آثار در نمايشگاههاي بينالمللي کتاب معطوف شد. در اين دوره نيز توليگري و مديريت کار در دست موسسات دولتي يا شبهدولتي بود و بيشتر ناشران خصوصي با حمايت و تحت مديريت بخش دولتي در نمايشگاهها و ديگر رويدادها حاضر ميشدند. در دهه سوم انقلاب کمک به توسعه نشر کشور در جهان از طرف دولت کمرنگ شد و اعتقاد چنداني نزد متوليان فرهنگي براي حضور بيشتر در بازارهاي جهاني وجود نداشت. از طرف ديگر فکر ميشد در وضع موجود حضور نشر ايران در جهان صرفا جنبه تبليغي ميتواند داشته باشد که آنهم در مجموعه ماموريتهاي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و رايزنيهاي فرهنگي ايران در جهان تعريف ميشد. از آنجا که وزارت ارشاد اسلامي همچنان ميخواست نقشي در اين فرآيند داشته باشد تلاش کرد با برپايي غرفههايي در برخي نمايشگاههاي مهم کتاب، نقش خود در فعاليتهاي بينالمللي نشر را حفظ کند. اين نوع غرفهها که با نام غرفه ملي ايران برپا ميشد عملا کارآيي لازم را نداشت. در دهه چهارم از انقلاب کمک به توسعه نشر کشور در جهان دوباره مورد توجه قرار گرفت و تلاش شد حضور نشر ايران در جهان سامان بيشتري پيدا کند. از طرف ديگر چون سطح آگاهي و نوع نگاه عوامل نشر داخلي براي حضور در بازارهاي بينالمللي نشر وسعت بيشتري پيدا کرده بود تقاضاي بخش خصوصي براي ورود به تعاملات در نشر جهاني جز مطالبات برخي ناشران خصوصي شد، اما متأسفانه از آنجاکه نوع نگاه و رويکرد متوليان فرهنگي مرتبط با موضوع نشر بينالملل کشور با روند روبه بهبود و پيشرفت فرآيند توسعه نشر کشور در جهان نميتوانست همراهي کند و عقبتر حرکت ميکرد، ساختار و شاکله برنامه حضور نشر ايران در جهان که همچنان توسط بخش دولتي مديريت ميشد و برخي مديران نگاه سياه لشکري به بخش خصوصي داشتند، معيوب و تکراري شد. از اين جهت برخي از ناشران و آژانسهاي ادبي از وضع موجود براي استفاده از امکانات دولتي جهت دريافت ويزاي شينگن و سفر توريستي به اروپا استفاده کردند تا سفر کاري! با اين همه اين دوره در مقايسه با دورههاي قبلي کارآمدي بيشتري در توسعه نشر کشور در جهان داشت. در اين دوره بود که حمايت از حضور بخش خصوصي در بازارهاي بينالمللي نشر عموميت و شموليت بيشتري پيدا کرد و ناشران و موسسات و افراد با ديدگاههاي مختلف امکان شرکت در رويدادهاي بينالمللي و عرضه آثارشان را پيدا کردند و از اين طريق هزاران کتاب ايراني در موضوعات مختلف به جهان معرفي شد. در اين دوره بود که آژانسهاي ادبي بيشتري ايجاد شدند و امکانها و فرصتهاي بيشتري براي حضور بيشتر در نمايشگاههاي بينالمللي کتاب پيدا کردند و در اين دوره بود که بستههاي حمايتي (گرنت) براي حمايت دولت از ناشران خارجي براي ترجمه و نشر کتابهاي ايراني در جهان ايجاد شد. صدها قرارداد رايت بين ناشران و آژانسهاي ادبي ايراني با ناشران از کشورهاي مختلف منعقد شد و دهها کتاب ايراني به زبانهاي مختلف در کشورهاي خارجي از طريق مبادلات کپي رايت ترجمه و انتشار يافت. در چند سال اخير متأسفانه شيوه و روند کمک به توسعه نشر کشور عقبگرد ناميموني کرده است. بدين معني که روند و شيوه حضور نشر ايران در عرصههاي بينالمللي محدود شده است به ايجاد غرفههايي با تابلوي غرفه ملي ايران يا غرفه خانه کتاب و ادبيات ايران در برخي نمايشگاههاي کتاب خارجي با حضور مديران دولتي و شبهدولتي حضور يک يا دو نويسنده، ناشر و تصويرگر با حمايت معاونت امور فرهنگي وزارت ارشاد اسلامي. ضمنا در اين غرفهها اغلب يک کتابفروش يا موزع ايراني مقيم کشور مقصد کتابهاي خود را به فروش ميرساند! همچنين تعدادي کتاب براي تزيين غرفه به نمايش درميآيند. شايان ذکر است در همه اين دورهها، عدهاي از آژانسهاي ادبي، ناشران خصوصي، نويسندگان و تصويرگران ايراني فارغ از حمايتهاي دولتي با هزينه و برنامه خود در نمايشگاههاي بينالمللي کتاب و ديگر رويدادها شرکت کرده و ميکنند که در مقايسه با آثاري که با حمايت، کمک و مديريت دولتي در نمايشگاهها عرضه ميشوند، توفيقات زيادي در همکاري با بازارهاي نشر در کشورهاي مختلف، بهويژه در حوزه مبادلات کپي رايت، داشتهاند.
شيوههاي رايج در توسعه نشر بينالملل
حمايت دولتها در کشورهاي مختلف براي حمايت از توسعه نشر کشور مطبوعشان در جهان و بازارهاي بينالمللي نشر، بهويژه کشورهايي که بقا و ادامه اقتصاد نشرشان در داخل و خارج تا حدود زيادي به حمايتهاي دولتي وابسته است، را ميتوان در دو محور مشخص مورد بازخواني و تحليل قرار داد.
الف- حمايتهاي تبليغي و ترويجي: در کشورهايي که مسئولان و متوليان فرهنگي مرتبط با توسعه نشر کشورشان درک درستي از بازارهاي جهاني نشر و قواعد و بايستههاي ساري و جاري در اقتصاد نشر جهاني دارند، حمايتهاي تبليغي و ترويجي معمولا در 14 محورهاي تعريف ميشوند. 1- تهيه، انتشار و توزيع و يا حمايت از تهيه و انتشار فرآوردههاي تبليغي و ترويجي درقالب نشريه، مجله، کاتالوگ و بروشور و ديگر بسترهاي تبليغي و ترويجي مثل سايتها و سامانهها به زبانهاي مختلف با هدف معرفي قابليتها و توانمنديهاي بازار و عوامل نشر داخلي به مخاطبان هدف در بازارهاي بينالمللي نشر. 2- کمک به ارتقاي سواد و آگاهي عوامل نشر داخلي براي حضور موفق و هدفمند در عرصههاي بينالمللي در قالب برگزاري يا کمک به برگزاري کارگاههاي آموزشي در داخل و خارج. 3- رايزني و لابي کردن با مسئولان فرهنگي و نشر در کشورهاي مختلف با هدف تسهيل حضور عوامل نشر داخلي در عرصههاي بينالمللي نشر، در مواردي همچون تسهيل در گرفتن ويزاي ورود به کشورهاي هدف، تامين امکانات و فضاهاي لازم براي حضور آثار و عوامل نشر داخلي در نمايشگاههاي کتاب و ديگر رويدادهاي مربوطه با هزينههاي کمتر و... 4- برگزاري يا کمک به برگزاري رويدادها و برنامههاي فرهنگي در نمايشگاههاي کتاب کشورهاي مقصد که مبين قابليتها و ظرفيتهاي نشر و فرهنگ مکتوب کشور مبدا باشد. 5- تمهيد بستههاي تشويقي براي عوامل نشر داخلي که حضورشان در نمايشگاههاي خارجي کتاب موجبات ترجمه و نشر آثار داخلي در کشورهاي مختلف ميشود. 6- تمهيد طرحهاي حمايتي با هدف کمک به ترجمه و نشر آثار داخلي به زبانهاي مختلف در کشورهاي خارجي(معروف به طرحهاي گرنت). 7- تمهيد برنامههاي حمايتي و تشويقي براي تسهيل و ترغيب عوامل نشر خارجي جهت حضور در نمايشگاههاي کتاب و ديگر رويدادهاي فرهنگي داخلي(در قالب اعطاي فيلوشيپ و...). 8- ايجاد فضا و امکانات در نمايشگاههاي خارجي براي معرفي و اطلاعرساني رويدادهاي مهم داخلي(مثل نمايشگاه کتاب) با هدف جلب و جذب مخاطبين خارجي براي شرکت در رويدادهاي داخلي. 9- حمايت از حضور نويسندگان، مترجمان و تصويرگران داخلي براي حضور در نمايشگاههاي کتب خارج، سمينارها و همايشهاي بينالملل، فستيوالها و جوايز ادبي بينالمللي. 10- برگزاري يا حمايت از برگزاري رويدادهاي بينالمللي با حضور مخاطبان خارجي در داخل و خارج. 11- کمک به تسهيل موانع حقوقي و قانوني براي ايجاد بهتر و بيشتر روابط کاري بين عوامل نشر داخلي و خارجي در حوزه تبادلات کپي رايت، چاپ و توليد مشترک آثار و ديگر همکاريهاي مشترک. 12- برگزاري برنامهها و رويدادهاي بينالمللي براي ترغيب و تشويق نويسندگان، مترجمان و محققان خارجي براي توليد آثار ارزنده در موضوعات نشر داخلي(مثل جايزه جهاني کتاب سال جمهوري اسلامي ايران). 13- حمايت از برگزاري تورهاي فرهنگي بازديد عوامل نشر داخلي و خارجي از نمايشگاههاي کتاب و ديگر رويدادهاي مهم بينالمللي در داخل و خارج. 14- انديشيدن راهکارهايي براي بهرهوري از امکان تعاملات بينالمللي در حوزه نشر و کتاب در توسعه ديپلماسي فرهنگي و بهبود روابط فرهنگي با کشورهاي خارجي.
ب- پشتيباني از عوامل نشر داخلي: دولتها در کنار ايفاي نقشهاي ذاتي و سازماني خود براي بسترسازي توسعه نشر داخلي در رويدادهاي بينالمللي، تلاش ميکنند از برنامهها و پروژههاي صاحبان آثار داخلي (اعم از موسسات نشر، اتحاديههاي نشر، تشکلهاي نشر، آژانسهاي ادبي، نويسندهها، تصويرگران) براي ورود و حضور موفق و موثر در بازارهاي نشر در کشورهاي مختلف پشتيباني کنند. بدين معني که دولتها يا موسسات زيرمجموعهشان خود مجري برنامههاي مرتبط با توسعه نشر کشور در جهان نميشوند، بلکه از برنامهها و پروژههايي که از طرف بخش خصوصي پيشنهاد ميشود، پشتيباني و حمايت ميکنند. براي نمونه در خصوص حضور صاحبان آثار در نمايشگاههاي بينالمللي کتاب، پروژههايي از طرف بخش خصوصي به دولت پيشنهاد ميشود و دولت در صورت تاييد از اجراي آنها با مديريت خود بخش خصوصي حمايت و شايد نظارت ميکند. بنابراين دولت و موسسات زيرمجموعه وظيفه ندارند حضور بخش خصوصي در رويدادهاي بينالمللي را راهبري و مديريت کنند. به عبارت ديگر دولت وظيفه ندارد براي حضور بخش خصوصي در نمايشگاههاي کتاب، به بهانه اينکه بخش خصوصي هنوز قابليت و توان حضور در عرصههاي بينالملل را ندارد، کار برنامهريزي و اجرا را به موسسه زير مجموعهاش واگذار کند، چرا که موسسه مطبوعه دولت نه جزء صاحبان آثار (ناشر، تشکل نشر، آژانس ادبي.....) است، نه اجازه پرداختن به آثار ديگران(معرفي، نمايش، فروش کپي رايت، فروش فيزيک کتاب و....) بدون اجازه يا با اجازه صاحبان آثار را دارد. برخي مديران دولتي ميپندارند حضور نشر ايران در جهان امري دولتي است و بايد صفر تا صد آن در اختيار دولت يا موسسات زيرمجموعهاش باشد.