آرمان ملي - احسان اسقايي: ابعاد نشست بغداد 2 در امان با حضور کشورهاي همسايه عراق و امانوئل مکرون؛ تحليلها و واکنشهاي زيادي را همراه داشته است. ديدار وزيرخارجه ايران و عربستان را اگر درکنار حضور رئيسجمهوري فرانسه در اين نشست قرار دهيم، اين دو رويداد بيش از هرچيزي مورد توجه رسانهها قرار گرفته است. حضور مکرون در اين نشست و برخي اظهار نظرهاي او پيرامون مسائل منطقهاي و حتي قدرت نفوذ تهران بعد از اين اجلاس درحال رسانهاي شدن است. مکرون در اين نشست تلاش کرد به نوعي با تهران وارد دومينوي ديپلماتيک شود. وي اولين پازل اين دومينو را انداخته است. اقدامي که با افتادن آخرين قطعات اين دومينو به زعم مکرون چهره جديدي از منطقه به تصويرکشيده خواهد شد. مکرون در شرايطي اين اقدام را آغاز کرده که اساسا نميداند خاورميانه زمين بازي کيست؟ امنيت در اين منطقه در چه معناست؟ و هر تحرکي در اين منطقه چه آثار و نتايج منفي و مثبتي را بههمراه دارد. امانوئل مکرون اظهاراتي را در ارتباط با نقش ايران اعلام کرده است که گويا در نظر دارد اين نقش را به کلي ناديده بگيرد. روزنامه النهار سخنان مکرون را در ارتباط با ايران اينگونه آورده بود: «مکرون رئيسجمهور فرانسه گفته است که مسائل عراق و لبنان و سوريه فقط در چارچوب کاهش تأثير ايران در منطقه قابل حل است.» هر چند بعدها مشخص شد النهار به اشتباه و به سليقه خود اين سخنان را ترجمه و بازتاب داده است. سفير ايران در بيروت در اين ارتباط ميگويد که روزنامه النهار صحبتهاي مکرون را در مورد ايران در جريان بازگشت از اجلاس بغداد2 در اردن تحريف کرده است. مجتبي اماني در صفحه توييتر خود در اين ارتباط نوشت: «برخي رسانههاي داخلي، خبر تحريف شده روزنامه النهار را از سخنان مکرون استفاده کردند.» خبر دقيق لوموند اينگونه است: «من از ابتدا متقاعد شدهام که مسائل لبنان، سوريه و فراتر از آن تنها در صورتي قابل حل است که با توجه به نفوذ ايران درمنطقه چارچوبي براي گفتوگو از جمله با ايران پيدا کنيم.» با اين وجود تحرکات فرانسه در منطقه نشان ميدهد که اين کشور در صدد اجراي برنامههايي در خاورميانه است.
فرانسه از خاورميانه چه ميخواهد
همه چيز به اين مورد باز ميگردد که ايالات متحده آمريکا اوليت استراتژيک خود را در ارتباط با منطقه تغيير داده است. خاورميانه ديگر اولويتي براي آمريکا نيست، واشنگتن سالهاست که اوليت استراتژيک خود را کنترل چين قرار داده و در مساله تايوان به دنبال بهانه از پکن ميگردد تا عملا حلقه محاصره جديد و حتي نظامي پيرامون چين ايجاد کند. البته آمريکا اولويتهايي استراتژيک هم دارد و قرار نيست از يک سو چين را بر اساس اولويت استراتژيک خود محاصره کرده اما خاورميانه که اولويت استراتژيک آمريکاست را دو دستي با خالي کردن منطقه به پکن بسپارد. از اين منظر در تلاش است پيرامون مسالهاي به نام امنيت و توسعه عراق و حتي خاورميانه شريک استراتژيک خود يعني يکي از اعضاي اثرگذار تروئيکاي اروپايي ؛ فرانسه را وارد اين کارزار کند. در اين ميان فرانسه سهم بالايي از فروش سلاح تا سرمايهگذاري خواهد داشت اما آنچه براي آمريکا مهم است ديکته اوست که بخشي از آن توسط فرانسه، بخشي از آن توسط شرکاي منطقهاي و بخشي از آن توسط باقي مانده نظاميان و تجهيزات نظامي آمريکا در منطقه اعمال خواهد شد. در اينجاست که فرانسه در اولين حضور رسمي خود در خاورميانه به سراغ تهران آمده است و آشکارا و پنهان در مورد نقش ايران در منطقه سخن به ميان ميآورد.
کاهش نفوذ تهران ممکن است؟!
رئيسجمهور فرانسه گفته است: «از ماه آينده پروژههايي آغاز شود تا جايگزينهاي تازهاي براي واردات گاز طبيعي و برق مورد نياز عراق، تامين شود. از جمله اين پروژهها اتصال شبکه برق عراق به شبکه برق اردن و سپس مصر است. فرانسه تامين مالي اين پروژهها را بر عهده گرفته است.» به نظر فرانسه تامين برق و گاز ايران را علت وابستگي بغداد و دولتهاي آن به تهران ميداند. اين درحالي است که تهران بيش از اين موارد در عراق نفوذ دارد. کربلا و ساير شهرهاي زيارتي عراق، حوزه نجف، شيعه بدون مردم عراق و از همه مهمتر کمک ايران به عراق در شکست داعش و ايجاد ثبات در اين کشور است که موجب شده تهران در بغداد نفوذ داشته باشد. اين نفوذ به حدي است که حتي صدر در برابرش از قدرت سياسي در عراق کنار کشيد. از اين منظر فرانسه با قطع وابستگيهاي عراق به ايران نخواهد توانست، از نفوذ منطقهاي تهران بکاهد.
خاورميانه، ديوار امنيتي اروپا
آنچه فرانسه و حتي سايرکشورهاي اروپايي فراموش کردهاند، حوادثي بود که در اين کشورها توسط وابستگان به داعش در بهبود جنگهاي خاورميانه رخ داد، درست است که غربيها در حملات هوايي به داعش نقش داشتند اما اين تهران و گروههاي وابسته به ايران در بعد زميني بودند که شهر به شهر؛ محله به محله؛ کوچه به کوچه عراق و سوريه را از لوس داعش و گروههاي تروريستي پاک کردند. سوال مهم اين است که در صورت اجراي آنچه فرانسه به دنبال آن است که آن را کاهش نفوذ ايران ناميده، آيا تضميني وجود دارد که بار ديگر خاورميانه به محيطي پر آشوب تبديل نشود و تشعشعات آن دوباره به پاريس و لندن و ساير شهرهاي اروپايي نرسد؟ واضح است که فرانسه حتي در حد آمريکا ازجايگاه ايران در منطقه باخبر نيست که اينگونه شتاب زده به ايران توجه دارد.
در نهايت....
البته خبرگزاري فرانسه به نقل از مکرون نوشته است: «از ابتدا باورداشتم که مسائل لبنان، سوريه و فراتر از آن تنها در چارچوب گفتوگويي که ايران در آن حضور داشتهباشد، قابل حل است.» اين خبرگزاري زماني به صورت رسمي اين جملات را منتشرکرد که بازخوردهاي منفي به سخنان مکرون رسانهاي شد. داناييفر سفير پيشين ايران در عراق با اشاره به حضور امانوئل مکرون در نشست بغداد2، به مهرگفت: «در اين اجلاس صحبتهايي مبني بر امنيت جمعي مطرح و حتي اشاره شد که نفوذ ايران را در منطقه کاهش دهند که اين نشان دهنده رقابت جدي در منطقه است. مکرون علاقهمند است تا ضعفهاي آمريکا را در منطقه رفع کند.» در اينجا آنچه مهم است رفتار تهران است که بايد مبتني بر گفتمان صلح و سلام با کشورهاي منطقه باشد. دولت ابراهيم رئيسي از بدو روي کار آمدن، ديپلماسي خود را بر دوستي با کشورهاي منطقه قرار داده است. سفر شياع السوداني به ايران را اگر در کنار ديدار غير رسمي وزير خارجه ايران و عربستان بگذاريم نقشه خوبي را از ايران شاهد خواهيم بود که در صورت تکميل پازلهاي آن و حل برخي مناقشات با تعدادي از کشورهاي منطقه ميتواند شرايطي را به نفع تهران به وجود آورد.