دولت از وزرا تا رئيسجمهور مرتبا اعلام ميکنند که اهل گفتوگو هستند، اما با وجود اينکه تلاشهايي در اين زمينه شده است اما به نظر ميرسد عملا خروجياي از اين گفتوگوها فعلا حاصل نشده است. از اين منظر ميتوان گفت: گفتوگوها به صورت غيرعمدي نمايشي است. چرا گفتوگوها نمايشي است؟ زيرا دولت در شرايط تحريم قرار دارد. تحريمهايي که آنقدر جدي است که فروش نفت را تحت تاثير قرار داده است، احتمال پول حاصل از فروش نفت به صورتهاي ديگري از جمله تامين کالاهاي مورد نياز به کشور وارد ميشود و از طرف ديگر نظام بانکي ايران به بانکهاي جهاني متصل نيست. در اين شرايط هر ميزان دولت وعده دهد که اهل گفتوگوست، کاري پيش نميرود، چراکه در اين وضعيت نميتوانيد شاهد آن باشيم که تحولي ايجاد شود. اين مساله به دولت سيزدهم و شخص آقاي رئيسي هم باز نميگردد هر دولتي در چنين شرايطي سکان هدايت کشور را در دست داشت نميتوانست کار را جلو ببرد و بر ميزان رضايت مردم بيفزايد. در نتيجه در اين شرايط هر مقداري با مردم گفتوگو شود، با گروههاي سياسي گفتوگو کنند، با صنعتگران و کشاورزان گفتوگو کنند اين گفتوگوها نبايد نمايشي باشد، چراکه وضعيت تورم سرسامآور است، بيکاري کاهش نيافته است، شرايط اقتصادي مردم بهبود نيافته هيچ، سختتر از گذشته هم شده است. دولت در بخشهاي مالياتها افزايش داده و موجب زحمت بخشي از واحدهاي توليدي، خدماتي شده است. به قول يکي از نامزدهاي رياستجمهوري از مشروطيت تاکنون دست دولتها در جيب مردم بوده. اين درحالي است که بايد عکس اين موضوع باشد و دست ملتها در جيب دولت باشد و دولتها براي بهبود شرايط زندگي مردم تلاش کنند نه اينکه بهخاطر عملکردهاي اشتباه خود هر بار که با کسر بودجه روبهرو شدند، مالياتها را افزايش دهند و دست در جيب مردم کنند، اما برخي نهادها ماليات نپردازند و معاف از پرداخت ماليات باشند. اين مشکلات موجب شده نارضايتيها افزايش يابد و وعدهها نيز جنبه نمايشي پيدا کند. از اين منظر دولتها به جاي اينکه وعده دهند و مردم را به علت اينکه آن وعده را اجرايي نميکنند از خود ناراضي کنند، بايد به سمت و سويي گام بردارند که اولا روابط ايران با کشورهاي جهان بهبود يافته و در ثاني بر اساس نرمهاي مديريتي در جهان و تجربههاي موفق دولتهاي گذشته اقدام به مديريت کشور کنند.