لحظه زدن پنالتی ترسناک است. میلیونها انسان چشم دوختهاند به آن لحظه. فشار عصبی خون را منجمد میکند. کینگزلی کومان، ملیپوش فرانسه نتوانست ضربه پنالتیاش را در جامجهانی مقابل آرژانتین گل کند. او بعد از امباپه که پنالتیاش را گل کرد پشت توپ قرار گرفت و ناکام ماند. هر چند همتیمیهایش او را دلداری دادند اما تماشاچیان و هواداران تیم فوتبال فرانسه قادر به بخشش او نبودند و کومان را در فضای مجازی مورد حمله شدید قرار دادند. حضور مکرون رئیسجمهور فرانسه هم مهم نبود. کومان و اورلین شوامنی، ملیپوشان سیاهپوست هردو بدشانسی آوردند و هردو، مورد حملات نژادپرستانه قرار گرفتند. یکی از کاربران فضای مجازی در دفاع از آنها نوشته بود: «اگر این سیاهپوستان در تیم فرانسه گل بزنند؛ فرانسوی هستند و اگر ببازند آفریقایی... .» این داستان مرا یاد داستان «چرا فوتبال مهم است!» نوشته پله فوتبالیست برزیلی انداخت. او در این داستان حکایت بازیهای جامجهانی 1950 را میگوید که شکست تیم برزیل مقابل اروگوئه چقدر برای مردم برزیل آزار دهنده بود. پله میگوید که تعدادی از بازیکنان برزیل هم سیاهپوست بودند و این مساله سبب شده بود مردم فکر کنند که این شکست به رنگ پوست آنها ربط دارد. پله در داستانش میگوید که چطور مردم برزیل که فوتبال برایشان فراتر از یک بازی است یک آیین و مذهب است؛ بعد از شکست در برابر اروگوئه بازیکنان فوتبال از جمله دروازهبان برزیل «باربوسا» را مورد شماتت قرار دادند. باربوسا میگوید: «وقتی 20 سال از آن بازی گذشته بود؛ در یک فروشگاه مشغول خرید بودم، زنی مرا را با انگشت به پسر نوجوانش نشان داد و گفت این همان کسی است که برزیل را به گریه انداخت.» در این داستان پله داستان کودکی خود و داستان شکست برزیل مقابل اروگوئه را بازگو میکند. ۱۷ ژوئن ۱۹۵۰، جامجهانی، ورزشگاه ماراکانا، بیش از ۱۶۰ هزار نفر خودشان را برای جشنی بزرگ آماده میکردند. پیش از برگزاری دور نهایی که بهصورت گروهی برگزار میشد، بخت برزیل برای قهرمانی، تفاوت فاحشی با دیگر تیمها داشت. سرنوشت قهرمان به بازی آخر کشیده شد، جایی که برزیل باید به مصاف اروگوئه میرفت. شهردار ریودوژانیرو قبل از بازی اعلام کرد: «برزیلیها! شما تا لحظاتی دیگر قهرمان خواهید شد. هیچ رقیبی در این کره خاکی رقیب شما نخواهد بود.»بازی شروع شد... در دقیقه ۴۷، فریاکا برزیل را پیش انداخت و ورزشگاه ماراکانا غرق آتشبازی شد. ۲۰ دقیقه بعد شیافینو کار را ۱- ۱ کرد. دقیقه ۷۹، جیجیا غمانگیزترین لحظۀ میلیونها برزیلی را رقم زد. او با دروازهبان سیاهبخت برزیل، باربوسا تکبهتک شد و توپ را به گوشۀ دروازه برزیل فرستاد. توپی که چیزی کم از بمب اتم نداشت و برای برزیلیها همچون بمب هیروشیما بود. بازیکنان برزیل در چند دقیقه از قهرمانان ملی تبدیل به شکستخوردگان شدند اما برای یک نفر اوضاع بسیار سختتر پیش رفت. باربوسا، دروازهبان برزیل بهخاطر گلی که دریافت کرده بود تا آخر عمرش با سرزنش و توهین مواجه شد. او در مصاحبهای عنوان کرد: «بدترین مجازات در برزیل چقدر است؟ سی سال حبس؟ سی سال برای یک مجرم کافی است. ولی من ۴۳ سال مجازات شدم! ۱۳ سال بیشتر...»سینیورینی، دستیار مارادونا یکبار گفت: «ما به اسطورهها احتیاج داریم؛ کسانی که از آنها قهرمان بسازیم، کسانی که بتوانند کارهایی انجام بدهند که خودمان نمیتوانیم، کسانی که به آرزوهای ما جامه عمل بپوشانند. و وقتی کارمان با آنها تمام شد، دیگر میتوانیم نابودشان کنیم.»پله آن روز کودک بود وقتی پدرش پای رادیو از شکست برزیل به گریه میافتد و اندوه مردم برزیل را میبیند، به پدرش قول میدهد و قسم میخورد که روزی برزیل را قهرمان کند. او در دوران بازیکنی خود در سه جامجهانی شرکت کرد و رکوردهای بسیاری را شکست (از جمله سومین بازیکنی که ۱۰۰۰ گل به ثمر رساند). از القاب دیگر او «او ری» (شاه) و «پرولا نگرا» (مروارید سیاه) بود. او یکی از بزرگترین و بهترین بازیکنان تاریخ جهان فوتبال شناخته میشود. البته که در این دوره لیونل مسی حسابی گل کرد و عبای قطری این جام هم روی دوشش انداخته شد. حالا آرژانتین با دریافت 42 میلیون دلار برای قهرمانی در جامجهانی به ثروتی هم دست یافت که یک رکورد در تمام ادوار جامجهانی است. فوتبال دیگر یک بازی نیست! یک آیین است. و اگر انسان در هزاره گذشته دنبال اسطوره بود انسان امروز هم با فوتبال و قهرمانانش اسطوره میسازد برای معنا بخشی و وحدت یک کشور. فردریک بکمن، نویسنده سوئدی میگوید: «فوتبال را دوست دارید... چون این حس غریزی است. وقتی توپی توی خیابان جلوی پایتان قل بخورد، شوتش میکنید. هر چه آرژانتینیها شادی پارو کردند این شکست برای علاقهمندان فوتبال فرانسه مثل حنظل تلخ بود و تلختر از حنظل برای دو بازیکن فرانسوی کومان و شوامنی ملیپوشانی که نتوانستند توپ را در لحظه زدن پنالتی گل کنند، لحظههایی شبیه آن روز باربوسا در ورزشگاه ماراکانا و شماتتی که به قول باربوسا ۴۳ سال ادامه داشت...