مدیریت، از ضعیفترین کشورها قویترین کشورها را میسازد. ژاپن و آلمان بعد از جنگ جهانی با کفایت و مدیریت و بها دادن به اقتصاد مولد و بهرهگیری از مشارکت و همکاری موثر ملت از زیرکوهی از خرابی مادی و معنوی خارج شدند و اقتصادی پویا را برای ملت خود فراهم آوردند. اکنون دولتی در ایران بر سر قدرت قرار گرفته است که امیدهایی به وجود آورده بود تا شرایط معیشت مردم را بهتر کند. اما هستند مدیرانی که در دولت در مدارج عالی قرار گرفتهاند ولی فاقد تجربه و تخصص کافی هستند. البته واقعیت آن است که انتخاباتی که این دولت از آن خارج شد نیز همانند انتخاباتهای گذشته رقابتی نبود. دولت با وعدههایی که داد در شرایطی که دو قوه دیگر با او هم نظر و هم اندیشه بودند؛ کار خود را آغاز کرد. برخی از دولتمردان نیز این روزها از بدخوابی مردم تا قطعی آب را به عملکرد دولت سابق نسبت میدهند. این درحالی است که دولت خود مقصر شرایط کنونی است چگونه میتوان از مدیری که فاقد تجربه است انتظار داشت که دستگاه تحت مدیریت خود را به خوبی مدیریت کند. از سوی دیگر دولت شعار میدهد که به دنبال حل مشکلات است. دولتمردان با فراخوانی از اقتصاددانان مطرح؛ دل در حل مشکلات ملت داشته باشند. با فرافکنی نمیتوان در دل ملت جایی برای خود باز کرد. دولت باید چند برنامه را در دستور کار خود قرار دهد. اول تعامل با دنیا داشته گفتمان صلح و دوستی را در دستور کار خود قرار دهد. دوم اینکه باید به خواستههای ملت پاسخ دهد. زیرا تمام توان جمهوری اسلامی به پشتوانه ملت بازمیگردد. دولت مدام در افزایش نقدینگی تلاش دارد با افزایش پایه پولی نمیتوان کاری را جلو برد. با افزایش نقدینگی و کاهش ارزش پول ملی جز تورم چیزی عاید این کشور نمیشود. چنین اقداماتی ناشی از سوء مدیریت است. اکنون نیز نباید در مورد هیچ چیز جز سوء مدیریت در این کشور نگران بود حتی از توزیع فقر نباید به اندازه سوء مدیریت نگران بود.