رسول صدرعاملي درباره همکارياش با ابوالفضل پورعرب و عزتا... انتظامي به ترتيب در فيلمهاي «قرباني» و «شب» سخن گفته است. موزه سينماي ايران در ادامه انتشار سلسله برنامههاي تاريخ شفاهي خود به مناسبت زادروز «رسول صدرعاملي» کارگردان سينماي ايران، بخشهايي از گفتوگوي اين هنرمند را منتشر کرده است که در زير ميخوانيد. رسول صدرعاملي درباره ابوالفضل پورعرب در فيلم «قرباني» گفت: پورعرب در فيلم «قرباني» خيلي خوب بود. يادم ميآيد در آن زمان دلواپسيهايي براي بازياش داشت که من بعدها با بيشتر شدن تجربههايم متوجه آن شدم. بازيگري خيلي کار سختي است اينکه يک بازيگر از شب قبل فکر کند که چگونه وارد پلان شود و چگونه خارج شود و حسها را چگونه وارد فيلم کند بسيار مهم است و پورعرب در کارش بسيار جدي بود. وي ادامه داد: ابوالفضل پورعرب زمانيکه براي فيلم «قرباني» آمد فقط فيلم «عروس» را بازي کرده بود و خودش فيلم را در سينماها نديده بود، زيرا فيلمبرداري «عروس» تمام شده بود و بلافاصله آمد سر فيلم من. صدرعاملي همچنين درباره بازي عزتا... انتظامي در فيلم «شب» نيز گفت: زنده ياد انتظامي روي ديالوگها خيلي حساس بود اما زمانيکه ديالوگها را با هم مرور ميکرديم و نکاتش را رعايت ميکردم ديگر مشکلي نداشتيم. ما براي 40 روز فيلمبرداري رفته بوديم و اولين لوکيشن ما ايستگاه راهآهن در فصل پاييز بود. ساعت 5 بعداظهر فيلمبرداري را شروع کرديم وصبح تمام شده بود وقتي بيرون آمديم متوجه شديم نيممتر برف آمده و اين درحالي بود که حدود 60 درصد فيلم در شهر و فضاي خارجي بود. يادم ميآيد با زندهياد عزتا... انتظامي بعد از فيلمبرداري ايستگاه راهآهن برگشتيم هتل و من نگذاشتم او داخل اتاقش برود. در همان سالن انتظار هتل با او صحبت کردم و گفتم آقاي انتظامي من مجبورم فيلمبرداري کنم و نميتوانم کار را بهخاطر برف تعطيل کنم. انتظامي به من گفت يعني چي؟ مگر در اين برف ميشود؟ در پاسخ به او گفتم نميدانم اما چارهاي ندارم در غير اينصورت کار تعطيل ميشود. انتظامي گفت به من فرصت بده فکر کنم. به اتاقش رفت و يک ساعت بعد زنگ زد و گفت کار را شروع کنم. وي با بيان اينکه در فيلم «شب» گروه بسيار خوبي داشتيم، خاطرنشان کرد: خسرو شکيبايي فوقالعاده بود و اقتدار بازيگرياش در رياکشنها و همچنين واکنشها به بازيگر مقابل، سکوتها و گوش کردنها بود تا آنجاکه در تدوين ما نميتوانستيم چيزي از حضور او را کم کنيم حتي در مونولوگهاي طولاني که آقاي انتظامي داشت در جاهايي کات ميکرديم روي خسرو شکيبايي تا خوب گوش دادن و واکنشهاي او را نسبت به صداي انتظامي در تصوير داشته باشيم. امين حيايي جوان بسيار متعصبي بود که مواظب خسرو شکيبايي و عزتا... انتظامي بود و با جان و دل کار ميکرد تا فيلم به شکل خوبي پيش برود. رسول صدرعاملي که متولد 22 آذر ماه 1333 است از هفده سالگي با خبرنگاري فعاليتش را آغاز و تا سال 1359 به عنوان گزارشگر، قصه نويس، دبير سرويس حوادث و سپس دبير سرويس پارلماني با روزنامه اطلاعات همکاري داشت. فعاليت حرفهاي در سينما را با تهيه فيلم خونبارش (1359) اولين پروژه سينمايي پس از انقلاب را آغاز کرد و اولين فيلمش را به عنوان کارگردان به نام رهايي (1361) ساخت و سپس ميلاد فيلم اولين شرکت توليد و توزيع فيلم سينمايي پس از انقلاب را در سال 1358 تاسيس کرد. صدرعاملي ساخت فيلمهايي چون «گلهاي داودي» (1363)، «پاييزان» (1366)، «قرباني» (1370)، «سمفوني تهران» (1372)، «دختري با کفشهاي کتاني» (1378)، «من، ترانه 15سال دارم» (1380)، «ديشب باباتو ديدم آيدا» (1383)، «شب» (1385)، «هر شب تنهايي» (1386)، «زندگي با چشمان بسته» (1387) و «در انتظار معجزه» (1388) را در کارنامه کاريش دارد.