مجوز ايمني براي ورزشگاه آزادي آن هم پس از 50 سال؛ اين ادعاي بزرگ مدير ورزشگاه آزادي است که صبح شنبه 19آذرماه 1401 منتشر شد. ادعايي که واکنشهاي بسياري بههمراه داشت. اگرچه پيگيريها از عليرضا عاصميوسفي رئيس شرکت توسعه و نگهداري اماکن ورزشي نشان داد آنها توانستهاند يک گواهي ايمني از شرکتي بگيرند که نامش را منتشر نکردهاند اما ادعا ميکنند تحت ليسانس شرکتي بينالمللي است که آن شرکت بينالمللي يکي از شرکتهاي مورد تاييد کنفدراسيون فوتبال آسياست. عاصم يوسفي ادعا ميکند 15ماه است که اين شرکت مشاور ورزشگاه آزادي را کنترل ايمني کرده و حالا با رفع تمام ايرادات ورزشگاه، به ورزشگاه براي اولين بار از بدو تاسيس گواهي کنترل ايمني داده است. مجوزي که اگرچه بر اساس اعلام فدراسيون فوتبال بايد توسط ايافسي و کميته مستقل حرفهاي سازي فدراسيون فوتبال و شرکت مستقل بينالمللي حقيقت سنجي شود و در حقيقت آنچه حاصل شده تنها يک گواهي اوليه است. اين اما تمام حقيقت ورزشگاه آزادي نيست. سازهاي که 48 سالي از افتتاح رسمي آن ميگذرد و براي بازيهاي آسيايي 1974 تهران ساخته شده است. ورزشگاهي که احمد مددي مدير پيشينش در روز برکناري در يک برنامه زنده تلويزيوني گفت: «سازهاش ترک دارد و ميتواند يک متروپل جديد براي کشور شود.» سازهاي که مددي تاکيد کرد در دوره مديريت بيش از يک سالهاش در آزادي قراردادي براي مقاوم سازي و ايمن سازياش اتفاق نيفتاده است و بر اساس گفته مدير پيشينش يک سازه پر خطر عمومي است که ميتواند به بحران عمومي بدل شود. سازهاي که اگرچه به دليل شکل مالکيتش ارتباطي به سازمان آتشنشاني، شوراي شهر و سازمان نظام مهندسي ندارد اما تمام اين نهادها دربارهاش به مسئولين وزارت ورزش هشدار دادهاند. حمزه شکيب، عضو پيشين شوراي شهر تهران، مدرس دانشگاه و رئيس سازمان نظام مهندسي کشور در گفتوگو با خبرآنلاين به تشريح جزئياتي از بازديد يک ماه قبل خود از اين سازه پرداخته که تشکيک اساسي در ادعاي مسئول اماکن ورزشي وزارت ورزش ايجاد ميکند.
نشت آب در بخشهاي پاييني ورزشگاه
عضو پيشين شوراي شهر تهران، ميگويد: از نظر نظام اداري سازهاي مثل ورزشگاه آزادي چون مالکيت دولتي دارد زير نظر سازمان نظام مهندسي نيست و اساسا ما مسئوليت درباره سازههاي بخش خصوصي داريم اما فکر ميکنم حدود يک ماه قبل بود که به دليل حساسيت اين سازه من به دعوت دوستان بازديد از سازه داشتم که فقط يک بررسي چشمي و سطحي بود و آنچه ميگويم حاصل همين بازديد ميداني غير بررسيهاي دقيق کارشناسي است. شکيب ادامه ميدهد: آنچه در همين مشاهدات چشمي هم قابل مشاهده و آشکار بود، ايراداتي بودند که ميشد به سه مورد آنها را دسته بندي کرد. ايراد اول مشکل زهکشي آبهاي سطحي بود که از کار افتاده و آبها جذب نميشدند و اين باعث شده تا آبها به بخش زيرين ورزشگاه نفوذ کند و جذب و دفع نشود. البته کار ما مهندسها هم مثل کار پزشکان است ممکن است يک ويزيت شرايط باليني کنيم و نسخهاي در حد چند مسکن هم بنويسيم اما براي بررسي دقيق نياز به آزمايشهاي تخصصي و عکسبرداري و … داريم. او توضيح ميدهد که: سازه ورزشگاه آزادي از همان زمان ساخت در يک گودال ايجاد شده يعني بخشهايي از ورزشگاه که زمين و رختکنها در آن قرار دارند پايينتر از سطح زمين اطراف هستند. بعد سازه طبقه اول تقريبا هم سطح زمين است و سازه طبقه دوم بر روي اين سطح ساخته شده است. مشکل زهکشي امکان جذب آب را از بين برده و باعث اين مشکل نشت آب در بخشهاي پاييني شده و به نظر ميرسد اين سيستم زهکشي بايد به کلي ترميم و برايش فکر اساسي شود اما ورزشگاه دو ايراد اساسي ديگر هم داشت.
طرههاي طبقه دوم شرايط بحراني دارد
از نظر اين کارشناس شهري، «مشکل بعدي ترکهاي زون هست که البته دوستان ميگفتند بخشهايي را در اين زمينه ترميم کردهاند. البته با همين مشاهده ميداني چشمي هم ميشد ديد اين ترميم انجام گرفته چندان اصولي نبوده و وزن زيادي را به ستونها تحميل کرده است. هرچند دوستان اعتقاد داشتند که اين ترميمها استاندارد است اما چون بنده خودم تخصص تحصيليام مقاوم سازي بناست و در دانشگاه هم همين را تدريس ميکنم بر اساس تجربهاي که دارم فکر ميکنم اين ترميم انجام گرفته باعث سنگين شدن زونهاي مورد اشاره دارد؟» ايراد سوم هم از نظر او «مربوط به طبقه دوم ورزشگاه است. در طبقه دوم طرههايي هستند ترکهايشان آشکار است و شرايط بحراني دارد. از نظر من ايراد اصلي در اين طبقه است که بايد برايش فکر اساسي شود.» به گفته شکيب: «ترميم نياز به يک مدلسازي دارد. چون وقتي درباره اين ترکها حرف ميزنيم بايد دقيق بررسي و عکسبرداري شوند. مقاومت سازه سنجيده شود. در مدل سازي ميزان فشاري که به هر زون وارد ميشود بررسي شود چون همان طوري که ميدانيد وزني که به هر بخش وارد ميشود. يعني تنها بار وزن جمعيت مهم نيست. جمعيتي که به تماشاي فوتبال ميرود جمعيت ساکن نيست و فعل و انفعالاتي دارد که فشار وارده به سازه را در زمانهاي مختلف تغيير ميدهد براي همين نياز به مدل سازي دقيق دارد و بعد از اين مدل سازي بايد کار ترميم انجام بگيرد که اين کاري دقيق و زمان بر است.»
فاجعهاي بزرگتر از «متروپل»
او تاکيد ميکند که «ورزشگاهها سازههايي نيستند که به سازمان نظام مهندسي مربوط باشند و احتمالا اگر شرکتي چنين گواهينامهاي داده تحت نظر سازمان مديريت دولتي بوده است. ولي بر اساس تجربه ميگويم اگر شرکتي در اين فاصله کوتاه از زمان بازديد ما تا امروز اعلام کرده ايرادات ايمني ورزشگاه آزادي مرتفع شده، اين گواهينامه نميتواند معتبر باشد و بيشتر جنبه فرماليته دارد.» شکيب ميگويد: «ما از نظر گردش کار اداري در اين باره مسئول نيستيم و متولي اين ورزشگاه نهادهاي مسئول ديگري هستند اما بهخاطر حساسيت موضوع و تبعات تلخي که ميتواند داشته باشد راستش من نکاتي را چه به صورت شفاهي و چه به صورت مکتوب براي دوستاني که در اين زمينه مسئوليت داشتند نوشتهام. متأسفانه مشکل اين است که دوستان متولي ورزشگاه نگهداري اصولي و تخصصي در همه اين سالها از چنين سازهاي نداشتند. صرف اينکه يک متولي نگهداري براي چنين سازههايي بگذاريم کافي نيست و چنين سازههايي نياز به نگهداري و مرمت تخصصي دارند. اتفاقي که در سالهاي گذشته رخ نداده و حاصلش چنين وضعيتي است. اميدوارم اين ايرادات ترميم شود چون همه ميدانيم ورزشگاه آزادي يک محل عمومي مهم است که عدم توجه به مشکلاتش ميتواند بحران ايجاد کند.»