پارسونز، کارکرد فرهنگ را در زیرمجموعه چهارگانه زیرسیستمها subsystems اجتماع شاملِ سیاست، اقتصاد، حقوق، و فرهنگ، حفظ وحدت و انسجام جوامع و پایاساز حیات این جوامع در فراز و نشیبهای گوناگون تاریخی میداند. این کاملا درست به نظر میرسد. ناهم زمانی ، ناهم مکانی و ناهم زبانی در پرتو فرهنگ و پهنای سه گانههای محتوابخش آن یعنی اصول و ارزشها، هنجارها و موجودیتهای نمادین، موجود در پهن دشتِ فرهنگی از میان برداشته میشوند. از این رو فرهنگ از مهمترین زیرسیستمهای چهارگانه در نظریه ساختاری - کارکردی است. فرهنگ به جماعت و پذیرش همگانی در جوامع گوناگون باز میگردد. سینه به سینه منتقل میشود. هویت بخش است و پایایی و پویایی جامعه را در بستر زمان به زمانههای پیشاروی آینده به پیش میراند. از این رو ناهمزمانی را از میان برمیدارد. با توجه به داشتن بستر زمانهوار خود در مکانهای گوناگون و حیات مکانها در بستر زمانههای طولانی؛ ناهم مکانیها را نیز تحتالشعاع قرار میدهد. از این رو است که ناهممکانی نیز در پرتو فرهنگ کاهش پیدا میکند. فرهنگ در پرتو ضلع سوم خود یعنی موجودیتهای نمادین یا همان Existences Symbolic نیز
میتواند زبان مشترک فرهنگی را فراهم سازد. ناهمزمانی را در این مسیر به سوی یک زبان فرهنگی مشترک درمیآورند. از همین رو فرهنگ روح ایجاد کننده همگرایی برای حصول به باهم بودگی را فراهم میسازد. نظریه همگرایی از نظریههای مربوط به فرایند تحول، است که از کلارک کر و همکارانش است. بر طبق این نظریه، صنعتیشدن نیروی عمده شکلدهنده دنیای امروز است که در راستای آن، جوامع، از برخی جهات به یکدیگر شبیه میشوند. به عقیده او، «منطق صنعتگرایی»باعث میشود توسعه اجتماعی، یک سلسله تغییرات معین در نهادهای اجتماعی را پدید آورد. او فرایندهای اجتماعی و اقتصادی کمککننده صنعتیشدن را نام میبرد. نخست، نظام تولید انبوه از الگوهای منظم و منسجمی پیروی میکنند و دامنه وسیعی از مهارتهای فنی و صلاحیت حرفهای را طلب و تقسیم کار پیچیدهای را ایجاد میکنند. دیگر اینکه ، جوامع صنعتی از جوامع قبل از خود بازترند و میزان تحرک اجتماعی عمودی و جانبی در آنها زیاد است که گرایش به سوی برابری فرصتها در نظامهای آموزشی و شغلی دارند. بخش بزرگ آموزشی برای انتقال مهارتها و دانش لازم توسعه مییابد. این جوامع، کاملا شهرنشین بوده و اکثریت، جمعیت
آنها همراه با نظام پیشرفته ارتباطات، در شهرها زندگی میکنند. توافق عمومی در باب ارزشهای فرهنگی، شامل دنیاییشدن اعتقادات، پذیرش سودمندی علم و تکنولوژی، مخالفت با سنت و پذیرش اصول اخلاق کار وجود دارد. با شبیهشدن جوامع صنعتی بههم و وابستگی متقابل اقتصادی آنها، خطر جنگ کاهش مییابد؛ چراکه جنگها ناشی از تصادمات فرهنگی یا از اختلافات منافع اقتصادی سرچشمه میگیرد. کِر پس از دهه ۱۹۶۰ م که نظریه خود را برای نخستینبار مطرح کرد، معتقد بود که همگرایی بیش از همه در وسایل و روشهای تولید آشکار است. بعدها نظریه او بهخاطر محدودیتهایش به چالش کشیده شد؛ از آن جمله که هرچند صنعتیشدن تأثیر فراگیری دارد، اما تنها یکی از تأثیراتی است که به توسعه جوامع مدرن شکل میدهد.