اهل فن تایید مینمایند که نگاه سیاسی به امور فرهنگی و اجتماعی موجب دوقطبی شدن جامعه، آسیب به وحدت مورد نیاز در جامعه، خدشه به محورها و وحدت ملی، بروز فساد، تبعیض، عدم شایستهسالاری و هدر رفت منابع در کشور شده است. نمونه آسان و قابل درک آن، حواشی موجود در ورزش و به خصوص رشته پرطرفدار فوتبال در ایران است که حرف و حدیثهای بسیاری را پیرامون خود میبیند. چنانکه همواره در مقاطع متفاوت با مباحث و حواشی مختلفی دست به گریبان بوده است. کیروش سرمربی تیمملی فوتبال که داغ چند دهه قهرمانی در جام ملتهای آسیا را در دل مردم داغتر کرد و اگر مسئولین وقت برای ادامه مسابقات انتخابی جامجهانی ۲۰۲۲ قطر اجازه داده بودند که کیروش برای یک باخت دیگر سرمربی باقی بماند، حسرت صعود ایران و قرار گرفتن در گروه آسان جامجهانی به دل ایرانیان میماند، اما با تغییر ایشان و انتخاب اسکوچیچ بیادعا ایران به عنوان اولین تیم صعود کرد و کیروش هم در ادامه تیمملی کلمبیا و مصر را بدبخت کرد. به جای قدردانی و تقویت روحیه اسکوچیچ و استفاده از تجربه موفق سرمربیگری او، هم گروه شدن با انگلیس، آمریکا و ولز بازی دفاعی این سرمربی کار دست موثرین در سایه و وزیر ورزش داد و در آستانه شروع مسابقات آقای تاج که به دلیل و یا بهانه بیماری فدراسیون فوتبال را ترک کرده بود و هنوز نشانههای بهبودی در او مشاهده نمیگردید به دلیل سابقه کار و دوستی با کیروش و با تعجب کارشناسان این رشته کاندیدای ریاست فدراسیون فوتبال و انتخاب و بلافاصله و برخلاف منطق سرمربی موفق تیمملی فوتبال برکنار و کیروش آزموده شده مجددا سرمربی تیمملی ایران شد؟!قبلا نوشتم دلیل سرمربی شدن کیروش احتمالا کسب نتیجه خوب و یا حداقل قابل قبول در برابر به ترتیب آمریکا، انگلیس و ولز و صعود به مرحله حذفی است. حال سوال اساسی که انتظار است توسط نمایندگان مجلس و بهویژه افرادی مانند آقای دکتر پزشکیان لازم است جواب آن دریافت گردد، این است که قدرت و افرادی که موجب تغییر در فدراسیون فوتبال و به تبع آن تغییر سرمربی تیمملی ایران چه کسانی بودهاند و پاسخگو ملت کیست؟