آرمان ملی : استفاده از ظرفیتهای تجدیدپذیرها در کشور یکی از راههای تامین برق همزمان با تشدید بحران بینالمللی انرژی محسوب میشود. کارشناسان و مسئولان استفاده از توانمندیهای بخش خصوصی و دانشبنیانها را یکی از راهکارهای مطلوب جهت مقابله با این بحران ذکر میکنند که در صورت رفع موانع اداری و واقعی شدن قیمت خرید برق میتوان چشمانداز خوبی در بازار داخلی تأمین برق و همچنین نفوذ به بازارهای خارج از کشور ترسیم کرد.
واقعی کردن قیمت برق و تخصیص وام کمبهره به تولیدکنندگان
حمیدرضا صالحی، عضو کمیسیو انرژی اتاق بازرگانی در این باره به «آرمانملی» گفت: بحران انرژی باعث شده تا اکثر مسئولان و مدیران در سطوح مختلف در اندیشه به کارگیری انرژیهای نو و پاک باشند، توانمندی ایران در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر از توانمندیهای علمی و دانش فنی خوبی برخوردار است که در صورت رفع موانع اداری و حمایت از فعالان در این بخش خواهیم توانست در زمینه تامین انرژی اقدامات موثری را انجام دهیم. او حمایت از ظرفیتهای بخش خصوصی را ضروری دانست و افزود: سرمایهگذاری در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر نیازمند توانمندیهای بخش خصوصی است تا با توجه به ظرفیتهای خوب منابع طبیعی موجود در کشور مانند آب، باد و خورشید و اقلیم مناسب ایران سهم خود در تولید برق را بیش از پیش افزایش دهیم. صالحی ادامه داد: افزایش تقاضا برای برق، ضرورت ساخت نیروگاهها و همچنین تغییر مبادی ورودی برای تامین برق را ضروری ساخته است، از سویی با توجه به شرایط موجود امکان توسعه نیروگاهها با سوخت گاز یا دیگر منابع را نداریم و از این رو رشد پتانسیلهای نیروگاههای غیرآبی بسیار بااهمیت است. رئیس کمیسیون انرژی اتاق ایران اضافه کرد: واقعی کردن قیمت برق و
تخصیص وام کمبهره به تولیدکنندگان از جمله راهکارهایی محسوب میشود که میتوان با استفاده از آن بخش زیادی از مشکلات کشور دراین زمینه را حل کرد و به مشارکت بخش خصوصی نیز در این زمینه امیدوار شد هر چند برخی از اقدامات در این زمینه صورت گرفته و برخی نیز در دست اقدام است. نایبرئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی توضیح داد: با توجه به اینکه شرکتهای دانشبنیان و تعداد زیادی از شرکتهای بخش خصوصی در بخش برق فعال هستند، چنانچه دولت با نگاه تعاملی در صدد استفاده مطلوب از توامندیهای آنها باشد میتوان با توجه به اقلیم مناسب ایران چالشهای کمبود کشور را در سالهای آتی به نحو احسن حل کرد. او معتقد است: بخش خصوصی در واقع حلقه فراموش شده در مواجهه با بحران انرژی در کشور است که میتوان با استفاده از مدیریت مناسبی در تولید، توزیع و مصرف چالشهای موجود را حل کرد و در این راستا میتوان گفت بخش خصوصی در صورت رفع مشکلات اداری و حمایت از حضور آنها در عرصه تولید و فعالیت خواهند توانست علاوه بر رفع نیاز داخلی حضوری مثمر ثمر در بازارهای خارج از کشور نیز داشته باشند. صالحی بیان کرد: نیروگاههای تجدیدپذیر ایران از سوی مشارکت مردمی
و سرمایهگذاری بخش خصوصی در حال انجام است، عقد قرارداد خرید تضمینی برق تجدیدپذیر با شرایط مناسب، حمایت از تولیدکنندگان با هدف «انتقال و بومیسازی فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر»، حمایت از مراکز تحقیقاتی برای توسعه فناوریهای رقابتپذیر و فراهمکردن زمینه دسترسی به برق پایدار در مناطق دورافتاده و روستاها با نظارت شرکتهای زیرمجموعه وزارت نیرو از جمله اقداماتی است که صورت میگیرد. نایبرئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی افزود: توسعه سامانههای خورشیدی پشت بامی، و استمرار تعامل با سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی برای گسترش این سامانهها در بخش خانگی را یکی از موارد موثر در حل کمبود برق دانست. نایبرئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران اعمال محدودیت در تامین برق صنایع را مورد انتقاد قرارداد و گفت: در بسیاری از کشورها برق صنایع به دلیل ارزشافزودهای که ایجاد میکنند، حتی از برق خانگی هم ارزانتر است اما در کشور ما، برق صنایع را قطع کرده و بعد میگوییم از طریق مدیریت مصرف جلوی خاموشیهای بدون برنامه را گرفتهایم. حمیدرضا صالحی اظهارکرد: باید تامین و توزیع برق مصرفی در صنایع در
بورس انرژی صورت گیرد، اما دولت نگران است که با عرضه برق در بورس درآمد کاهش یافته، اما اصلا اینطور نخواهد بود بنابراین دولت باید بدون هیچ نگرانی اجازه دهد صنایع برق خود را از بورس انرژی تامین کنند. صالحی بیان کرد: برق در تولیدات برخی واحدهای صنعتی مهم به شمار میرود. برای نمونه تا ۳۰درصد تولید در کارخانههای فولاد و سیمان وابسته به تامین انرژی بوده و در واحدهای فولادسازی زمانیکه برق قطع میشود ممکن است آسیبهای جدی به کورههای ذوب وارد شود. او درباره پیامدهای منفی قطع برق برای واحدهای صنعتی گفت: زمانی که برخلاف برنامهریزیهای سالانه و بودجه عملیاتی شرکتها، تولید با ظرفیت اندک انجام و عرضه با کاهش روبهرو شود، واحد تولیدی فوق نمیتواند به تعهدات خود در قبال مشتریان و سهامدارانش عمل کند، بنابراین دچار آسیبهای جدی میشود البته باید تبعات مالی این موضوع اندازهگیری شود؛ همان طورکه سال گذشته صنعت فولاد میزان خسارت مالی و کاهش تولید ناشی از قطع شدن برق را محاسبه کرد. البته سایر صنایع دیگر مانند پتروشیمیها و سیمانیها نیز ممکن است چنین اقدامی را انجام دهند اما از آنجا که برق
بهعنوان یک زیرساخت حدود 10 تا 15درصد همه صنایع را شامل میشود. در اقتصاد باید به دنبال تحولی باشیم که منجر به گشایش شود و اگر بخواهیم این مساله را موردبررسی قرار دهیم، باید به این نکته توجه کنیم که این موضوع در چه بخشهایی قابلیت تحقق دارد. حال سوال این است آیا رشد و توسعه اقتصادی توسط بخشهای خدماتی یا کشاورزی روی میدهد که به نظر میرسد این اتفاق در بخشهای ذکرشده روی نمیدهد چراکه حوزه کشاورزی بهدلیل خشکسالی، فرسایش خاک و مسائل کشت و بخش خدمات بهدلیل مشکلات فرهنگی چندان نمیتوانند محور توسعه در کشور قرار گیرند. اما در مقابل بخش صنعت میتواند این موضوع را بهخوبی پوشش دهد و بدون تردید، بار توسعه آینده اقتصاد کشور بر دوش صنایعی همچون صنعت فولاد، سیمان، پتروشیمی، حملونقل، پالایشگاهها بوده که تمامی زیرساخت این صنایع هم نیازمند تامین برق است.
اقدامات کشورهای توسعهیافته
صالحی ادامه داد: در دنیا جریان سرمایهگذاری طبق برنامه و نیاز آتی اجرایی میشود، از اینرو به مساله ناترازی مثل کشور ما برخورد نخواهند کرد که در واقع آنها با رویکرد خلق ثروت و ایجاد ارزشافزوده به برق نگاه میکنند و آن را یک کالا در نظر میگیرند، در حالی که در ایران، برق را بهعنوان سرویسدهی و خدمت میپندارند. اما برق در حقیقت محصول تولید در نیروگاه است که این محصول قیمت تمامشده دارد و باید قیمتگذاری شود و اگر بخواهیم به تولید برق پایدار و قابلاطمینان برسیم، باید این نگاه را تغییر دهیم. بنابراین زمانی که نگاه در این صنعت تغییر پیدا کند، میزان مصرف خانگی نیز با هوشمندسازی برق کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر به سمتی حرکت خواهیم کرد که برق در صنایع کشور با قیمت ارزانتری در اختیار صنعتگر قرار گیرد، زیرا این کالای ارزشمند در صنایع، تبدیل به ارزشافزوده، اشتغالزایی و صادرات میشود که درنهایت سبب افزایش قدرت اقتصادی کشور نیز خواهد شد. کشورهای توسعهیافته رویکرد خود را اینگونه انتخاب کردهاند، برای نمونه برق خانگی در آلمان بهرغم بحران انرژی در سطح دنیا به 36 سنت رسیده و این
امر باعث شده انرژی تجدیدپذیر در آلمان نسبت به کل برق تولیدی تا بیش از ۴۰درصد رشد داشته باشد و فقط ۳۶هزار مگاوات آن روی سقف منازل اجرایی شده است در حالی که این موضوع در ایران هم اکنون یکدرصد لحاظ شده است. از همینرو میتوان گفت، مسیرهایی که طی سالهای گذشته برای پیشبرد صنعت برق در پیشگرفتهایم، در عمل موفقیتی در پی نداشته است.
تعادل عرضه و تقاضا در صنعت برق
او افزود: باید بستری ایجاد کرد تا سیستم عرضه و تقاضای برق بهدرستی و به شکل واقعی در آن تعریف شود و از قیمتهای دستوری دوری جست. برای نمونه در حال حاضر دولت با ایجاد یک هیات تنظیم قیمت برق، اجازه واقعی تعیین قیمت و استفاده از ابزار بورس که در آن فقط عرضهکننده و خریدار قیمت را تعیین میکنند را نمیدهد از همینرو این بورس عملا نمیتواند موفق عمل کند. در حقیقت در بورس انرژی واقعی باید قیمت چکش خورده، عرضه شود و متقاضیان بدون دخالت نهاد بالادستی خرید برق را از روی تابلو انجام دهند تا قیمتها در آن واقعی شده و عرضه و تقاضا به تعادل برسد علاوه بر اینکه جلوی قیمتشکنی که معمولا توسط نیروگاههای دولتی اتفاق میافتد نیز باید گرفته شود. البته دولت سیزدهم با تمام سختیهایی که پیشرو داشت و با توجه به عدماصلاحات اقتصادی لازم در دولتهای قبل، حرکت واقعی کردن قیمتها در اقتصاد ملی را آغاز کرد و شاهد هستیم که اکثر قیمتگذاریهای دستوری در تولیدات صنایع برداشته شد سابق بر این صنایع بسیاری ازجمله صنایع غذایی، فولاد، پتروشیمی و سیمان در داخل بهصورت دستوری قیمتگذاری میشدند که هماکنون قیمت تمام این صنایع
واقعی شدهاند، البته بهنظر میرسد هنوز قیمتگذاری سیمان تحت کنترل دولت است.