«در هيچ سرزميني زندگي نميکنيم!ما حتى بر کُره زمين هم زندگي نميکنيم !منزل حقيقي ما، قلب کساني است که دوستشان داريم...»
کريستيان بوبن
چند روزي از مرگ کريستيان بوبن، نويسنده فرانسوي ميگذرد. در ايران او نويسندهاي پرطرفدار است. کريستيان بوبن يا کريستين بوبن آثارش رنگ و روي معنويت و عشق دارد. در دنياي غرب تشنگان معنويت کم نيستند. شاعرانگي و زندگيانديشي بوبن براي انسان مدرن غربي جذاب است. براي مخاطب ايراني هم. تعداد زيادي از کتابهاي او به فارسي ترجمه شده است. او فلسفه خوانده است. اما اطلاعات زيادي از زندگي او در دسترس نيست. در شهر لوکروزو به دنيا آمده و در همان شهر از اين دنيا رفت. از همسر و فرزندانش و زندگي خصوصي اين نويسنده چيز زيادي نميدانيم. بعد از فارغالتحصيلي از رشته فلسفه در کتابخانه شهري در اوتن کار کرد و مدتي در يک موزه در لوکروزو، روزنامهنگاري براي يک نشريه محلي هم از تجربيات اوست. بوبن در 26 سالگي شروع به نوشتن کرد هرچند کتابهاي اول او مورد استقبال قرار نگرفت. اما بعدها با شناخت بيشتر مخاطبان توانست کتابهاي پر خوانندهاي بنويسد. او بيش از60 کتاب نوشته است... در جايي مينويسد: «خواندن، نه براي دانستن، نه براي ياد گرفتن يا توشه اندوختن است... نه، هيچکدام از اينها. بلکه خواندن بيشتر براي فراموش کردن، براي رها کردن، براي گم کردن خويش و دوباره تنها شدن، بينهايت تنها شدن.»در ايران کريستيان بوبن با کتاب «ستايشهيچ» در سال 1373 و کتاب «چهرهديگر» در سال 1374 با ترجمه پيروز سيار معرفي شد. اما بوبن با کتاب رفيقاعلي با ترجمه همين مترجم به شهرت دست يافت. بعد از آن تب ترجمه آثار او در کشور شدت گرفت، زيرا به فاصله چند سال تقريباً نيمي از آثار او به فارسي ترجمه شد!کتاب «قديس فرودستان» کريستيان بوبن توانست سه جايزه مهم ادبيات فرانسه يعني جايزه دوماگو (Les Deux Magots)، جايزه ادبيات کاتوليک و جايزه ژوزف دلتي (Joseph Delteil) را از آن خود کند. همچنين کتاب «عشق (نام ديگر اثر دلباختگي)» بوبن در سال 2004 برنده جايزه گرلن (Guerlain) شد. کريستيان بوبن در فضاي مجازي نقش خوبي دارد. جملههاي عميق و زيبايش ميتواند براي استوري و پست استفاده شود. در اينستاگرام و توييتر طرفدار دارد و فقط نويسنده محدود در کتابهاي کاغذي نيست. اگر کتابهايش را نخوانده باشي، حتماً جملات او را در فضاي مجازي در کانالهاي تلگرامي ديدهاي... مثلا اين جمله او مورد علاقه کاربران فضاي مجازي است: «به گمان من هنر بزرگ، هنر فاصلههاست... آدمها زياد نزديک باشند ميسوزند و زياد دور يخ ميزنند بايد نقطه درست را پيدا کرد و در آن ماند...»در کتاب رستگاري يعني زنده ماندن مينويسد: «همه ما به غم اعتبار و اهميت بيشتري ميدهيم تا به شادي؛ براي غمي که تمامِ گذشته و وزن و عمقش را به رخ ما ميکشد؛ در حالي که شادي هيچ گذشته، وزن و عمقي ندارد. همان لحظه که متولد ميشود، در حال پرواز است.» اين جملات پر مغز همراه معنويتي شيرين و زيبا روي مخاطبان اثر مثبتي ميگذارد... او عاشق زندگي بود و براي زندگي مينوشت. شايد خواننده ايراني هم در جستوجوي زندگي است که از آثار بوبن اين همه لذت ميبرد!