بايد توجه داشت که کودکان در سنين 3 تا 10 سال نمودار رشد زيادي ندارند؛ به همين دليل ميزان انرژي که کودکان در اين سن نياز دارند، شايد خيلي بالا نباشد و گاهي توقع والدين زياد است؛ بهعنوان مثال، گاهي مادر توقع دارد که کودکش همهچيز را بااشتها بخورد. والدين بايد بدانند که کودکشان به چه مقدار انرژي نياز دارد، اين مقدار انرژي را از چه موادغذايي بايد تأمين کند و در صورت حذف يک ماده غذايي چه چيزي بايد جايگزين شود. خوردن هلههوله در خانه يکي از عوامل کاهش اشتها در کودکان است. کودکان معمولا به خوردن فستفود (سيبزميني سرخشده)، تنقلات و شيرينيجات تمايل دارند و اين نوع خوراکيها و ميانوعدهها جلوي اشتهاي کودکان را ميگيرد، لذا اين نوع خوراکيها بايد در خانه محدود شود و از طرفي، سبک زندگي سالم و تغذيه سالم بايد به کودکان آموزش داده شود. کودکان در ذائقه از والدينشان تقليد ميکنند لذا درصورتيکه والدين عادت به خوردن غذاهاي سالم داشته باشند و نسبت به انواع غذاها رغبت نشان دهند احتمال اينکه کودکشان دچار بدغذايي شود، کم خواهد بود. براي ارزيابي رشد کودکان 2 نمودار وزن و بهويژه قد مهم است. در کودکان زير سنين دبستان، نمودار رشد قد، سالي 3- 4 سانت است و جهش رشد قد، از سنين 11 سالگي بالا ميرود. کمبودهاي تغذيهاي که منجر به عدم رشد قد در سنين پايين شود، آسيبرسان است، ولي نمودار وزن از اهميت کمتري برخوردار است، لذا زمانيکه کودک در سنين زير 2 سال ازنظر رشد دورسر و رشد قد و در سن زير 7 سال ازنظر رشد قد مناسب باشد، جاي نگراني براي کمغذايي وجود ندارد. اگرچه غذانخوردن کودک در صورت رشدِ قدِ مناسب، نگرانکننده نيست، اما والدين بايد در انتخاب غذاي سالم دقت نمايند چراکه کودک قطعا به واحدهاي غذايي ازجمله سبزيجات، ميوهها، گوشتها و موادپروتئيني نياز دارد و چنانچه کودک از خوردن واحدهاي غذايي خاص امتناع کرد، والدين بايد جايگزين مناسبي را در نظر داشته باشند. همچنين تغذيه اجباري ممکن است منجر به از بينرفتن اشتهاي طبيعي کودک شود. دسترسي به مکملهاي غذايي اشتهاآور در داروخانهها آزاد است. گاهي کمبود وزن و اختلال خوردن در کودکان بهدليل اختلال خواب، يبوست، مشکلات انگلي و رفتارهاي غلط خانواده اتفاق ميافتد، لذا لازم است اين مسائل توسط متخصص تغذيه مورد ارزيابي قرار گيرد و سپس مکمل غذايي در صورت نياز تجويز شود.