صحبتهاي يک معلم: «ما سالها در محيط امن مدرسه در يک کلاس 30 يا چهل نفره به بچهها درس ميداديم. همه چيز تحت کنترل مدير بود و هيچ تخلفي هم انجام نميشد. يعني بچهها در يک محيط کاملا امن به نام مدرسه با حضور دبير مرد درس ميخواندند. اما حالا چه اتفاقي ميافتد؟ دانشآموز بدون دبير ميماند و بايد از يک طرف شهر راهي يک سمت ديگر شهر بشود تا يک آموزشگاه پيدا کند.» خبرانلاين گزارشي نوشته است با اين آغاز: چندي پيش، محمد مهدي کاظمي، معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش از ممنوعيت تدريس دبيران مرد در تمام مدارس متوسطه دخترانه خبر داد. او اعلام کرد بخشنامهاي به استانها ابلاغ شده و طبق آن تخصيص دبير غيرهمجنس در مدارس دوره اول و دوم متوسطه شامل همه مدارس عادي دولتي، استعدادهاي درخشان، نمونه دولتي، شاهد و حتي مدارس غيردولتي فاقد وجاهت قانوني است. البته غيرقانوني بودن تدريس مردان در دبيرستان دخترانه جديد نيست و از سالها پيش اين ممنوعيت وجود داشته است. با اين اوصاف بعضي از مدارس غيرانتفاعي و مدارس فرزانگان از دبيران مرد براي دروس تخصصي استفاده ميکردند که از اين به بعد و با اين بخشنامه جديد اين مدارس هم نميتوانند با نيروي غير همجنس همکاري کنند. مهدي نظري دبير ادبيات با سالها سابقه تدريس در مدارس فرزانگان و غيرانتفاعي نمونه معتقد است اين قانون جديد براي دانشآموزان دختر مشکلات زيادي درست ميکند و باعث ميشود آنها مجبور شوند از محيط امن مدرسه بيرون بيايند و دنبال يک کلاس درس در آموزشگاههايي باشند که خدا ميداند مجوز درست و حسابي و رسمي دارند يا نه. نظري در ادامه ميگويد: وقتي اين قانون را تصويب ميکنند از حال و روز دانشآموز خبر ندارند. دانشآموز چند سال زير نظر آن دبير درس خوانده و وقتي که ميخواهد نتيجه بگيرد و کنکور بدهد بايد بگردد دنبال يک دبيري که همان درسها را به او بدهد. ما سالها در محيط امن مدرسه در يک کلاس 30 يا چهل نفره به بچهها درس ميداديم. همه چيز تحت کنترل مدير بود و هيچ تخلفي هم انجام نميشد. يعني بچهها در يک محيط کاملا امن به نام مدرسه با حضور دبير مرد درس ميخواندند. اما حالا چه اتفاقي ميافتد؟ دانشآموز بدون دبير ميماند و بايد از يک طرف شهر راهي يک سمت ديگر شهر بشود تا يک آموزشگاه پيدا کند. دانشآموز را سرگردان ميکنيم و به جاي اينکه در سالهاي پاياني درسش که بايد به او آرامش بدهيم او را نگران و آواره ميکنيم تا بتواند درس مورد نظرش را در يک آموزشگاه ادامه بدهد. آن دانشآموز با خيال راحت در مدرسه خودش و زير نظر مدير و ناظم بهتر درس ميخواند يا آواره اين آموزشگاه و آن آموزشگاه غير معتبر شود؟» به گفته خبرآنلاين، البته اين امکان هم وجود دارد که مثل 20 سال گذشته که خيلي از مديران مدارس قوانين را دور ميزدند باز هم براي منافع مدرسه قانون را دور بزنند و دوباره از دبيران مرد دعوت به کار کنند. نظري در اين باره ميگويد: «متأسفانه تعداد دبيران خانم براي دروس تخصصي خيلي کم است. به همين دليل بعضي از مديران مجبور هستند براي موفقيت مدارس تحت مديريتشان از دبير مرد استفاده کنند. هر مديري هم در اين سالها براي استفاده از مدير مرد براي خودش ترفندي داشته است. مثلا وقتي دبير مرد به سر کلاس ميرفت به او ميگفتند وقتي بازرس آمد در کلاس را باز نکنيد. يا اينکه وقتي بازرس ميآمد ما را پشت کامپيوتر مينشاندند و ميگفتند کارمند مرد آوردهايم که نمرهها را رد کند يا حساب و کتابهاي مدرسه را انجام بدهد. ما هم درس ميداديم و ميرفتيم. مهم اين بود که بچهها درس بخوانند. ليست آخر سال را هم به نام دبيران زن امضا ميکرديم. مثلا خود من در يک مدرسه اسمم مژده بود در يک مدرسه ديگر نازنين بودم. موضوع اين است که هم مدرسه و هم معلم مرد ميدانستند که به هم دروغ ميگويند.» اما آيا معلم غيرهمجنس براي دانشآموزان غيرشرعي است؟ هرچند آموزش و پرورش درباره ضرورت اين تصميم و دلايلش توضيحاتي نداده اما گمانها حول موضوع ايرادات شرعي ميچرخد، مسالهاي که در گفتوگو با يک کارشناس مذهبي مطرح ميشود.