مهدي طارمي در اين فصل از مسابقات باشگاهي در پورتو و ليگ قهرمانان اروپا عملکرد فوقالعادهاي دارد. دو فاکتور خيلي مهم در اين زمينه وجود دارد. اول درک متقابل و دوم انسجام تيمي است، زماني که اعضاي يک تيم از پشت يک عينک بازي را ببينند به درک کاملي از هم ميرسند و ويژگيها و تواناييهاي يکديگر را به خوبي در ابعاد تاکتيکي، تکنيکي، فيزيکي و جنبههاي روانشناختي متوجه ميشوند. اين موارد باعث موفقيت يک بازيکن در زمين ميشود. هوش فوتبال خيلي اهميت دارد. در گذشته علي دايي را داشتيم که توانسته بود در بالاترين سطح فوتبال اروپا گلزني کند. منظور اينکه وقتي بازيکني ميتواند در چنين سطحي گلزني کند يعني قابليتهاي مهمي، چون هوش بالا، مهارت عالي و درک متقابل از ويژگيهاي طارمي در ميان هم تيميهاي او وجود دارد و او هم ميداند چگونه خود را در موقعيتهاي درستي قرار دهد. طارمي به عاليترين شکل از هوش خود استفاده ميکند و با تمرکز بالا آنچه به وي گفته شده را در زمين به اجرا در ميآورد. اين بازيکن که پيشرفت قابل توجهي کرده در تيمملي ايران به زمين ميرود اما مطمئن باشيد شانسي نخواهد داشت براي اينکه بتواند در بهترين تورنمنت ملي فوتبال جهان بدرخشد و در جامجهاني نمايشي فوقالعاده همانند زمان حضور در پورتو داشته باشد. چون درک متقابل وجود ندارد و بازيکن نميتواند آنطور که در پورتو بازيهاي فوقالعادهاي انجام ميدهد در تيمملي مشابه آن را پياده کند. در تيمملي اين قابليت وجود ندارد تا به راحتي به يک سوم دفاعي رقبا نزديک شويم و بتوانيم پاس سازندهاي را براي طارمي فراهم کنيم که بتواند اثرگذاري بالايي داشته باشد و ضربه نهايي را به حريفان بزند. اين موارد در فوتبال مدرن وجود دارد اما در تيمملي ما با وجود لژيونرهايي که داريم چنين نمايشي را نميتوانيم انتظار داشته باشيم چون از سطح اول دنيا عقب هستيم و به اندازه کافي زمان در اختيار مليپوشان نيست تا بتوانند شناخت کافي را از يکديگر به خصوص طارمي که آمادهتر از سايرين است مقابل ارائه عملي کنند. بازيکناني نظير ليونل مسي و کريستيانو رونالدو هم نتوانستند با تيمملي خود فاتح جامجهاني شوند چون رقبايي پيدا ميشوند که با برجستهترين ساختار دفاعي اجازه فتح جام را از تيمهاي ستارههايي چون مسي و رونالدو ميگيرند. اين مهرههاي ارزنده در سطح باشگاهي بهخاطر آنکه تواناييهاي کمنظيري دارند خود را از چنگ برنامههاي تدافعي رقبا رها ميکنند و اثرگذاري لازم را براي تيمهاي باشگاهي خود دارند. در سطح ملي فرصت کافي وجود ندارد تا بازيکنان بتوانند خود را مسي و رونالدو هماهنگ کنند. مليپوشاني که در کنار اين مهرهها هستند بهترين بازيکنان دنيا نيستند که بتوانند چنين ستارههايي را همانند زماني که در رده باشگاهي هستند تغذيه کنند و بازيسازي لازم را براي آنها انجام دهند. همچنين بتوانند از سازندگي لازم مسي و رونالدو به عاليترين شکل بهره ببرند. ضمن اينکه براي رسيدن به هدف بزرگي چون کاپ قهرماني جامجهاني تمرکز تيمها به مراتب بالاتر است و فرصت کمتري به ستارههاي برجسته رقيب داده ميشود.