بستن
کد خبر: ۱۰۴۵۲۶۸
اشرف بروجردی در گفت‌وگو با «آرمان ملی»:

پاسخ ندادن به مطالبات مردم باعث بروز نارضایتی در جامعه می‌شود

پاسخ ندادن به مطالبات مردم باعث بروز نارضایتی در جامعه می‌شود
آرمان ملی- سهیل ثابت: جامعه طی دو ماه گذشته با التهاباتی روبه‌رو بوده که از دیدگاه کارشناسان و تحلیلگران سویه‌ها و علل و عوامل مختلفی داشته است. برخی معتقدند که این اتفاقات مانند گذشته سویه‌های اقتصادی دارد و وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم باعث شده تا بازهم با حضور در خیابان نارضایتی خود را بروز دهند، اما برخی دیگر بر این باورند که این اعتراضات مثل گذشته رنگ و بوی اقتصادی ندارد و سویه‌های اجتماعی آن پررنگ‌تر است. برخی نیز مسائل فرهنگی را پیش می‌کشند اما آنچه مسلم است این اعتراضات بر هر مبنایی که باشد نشان می‌دهد که جامعه پیگیر مطالبات خود است. حال مطالبات اقتصادی، اجتماعی و... منتظر است که دولت و حاکمیت این مطالبات را پاسخ گفته و مرتفع کنند. این در حالی است که دولت‌های مختلف رفته و آمده‌اند اما مطالبات مردم چندان مورد توجه قرار نگرفته و همین مساله موجبات نارضایتی را فراهم آورده است. لذا به نظر می‌رسد که اگر دولت صدای جامعه را بشنود و در یک تعامل دوسویه قرار گیرد بهتر و بیشتر می‌توان به عبور و برون رفت از این شرایط امیدوار بود. در این راستا برای بررسی علل و عوامل اتفاقات اخیر، نوع تعامل دولت و ملت و لزوم تحقق مطالبات مردم «آرمان ملی» با اشرف بروجردی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو مجمع زنان اصلاح‌طلب به گفت‌وگو پرداخته است که می‌خوانید.

شرايط و تحولات اخير جامعه را چگونه ارزيابي مي‌کنيد و اساسا راه برون رفت از اين شرايط را چه مي‌دانيد؟

اگر نگاهي به عقبه تحولات اجتماعي و مطالبات مردم بيندازيم کاملا مشهود و محسوس است که دولت‌ها به مطالبات مردم جواب نداده‌اند همين باعث شده تا مطالبات مردم با هر بهانه‌اي بروز و ظهور پيدا کند. اگر سيکل تحولات اخير و مطالبات و اقداماتي که مردم در طلب مطالبات خود داشته‌اند بررسي کنيم کاملا مشهود است که در همه اين مقاطع و سنواتي که مردم خواستار مطالبه خود بودند و با تجمعاتي خواسته‌هاي خود را مطرح کردند حدفاصل اين مطالبه‌گري‌ها کمتر ‌شده و مطالبه مردم گسترش بيشتري پيدا کرده است. پس اگر بخواهيم به ديد آسيب‌شناسي به قصه نگاه کنيم مي‌توانيم به اين نتيجه برسيم که پاسخ ندادن به خواست مردم و بي‌توجهي به خواسته‌هاي آنها باعث مي‌شود که فاصله زماني مطالبات کمتر شود و دامنه آن افزايش پيدا کند و هم نوع برخورد مردم تغيير کند. چيزي که در اين سنوات به خوبي آن را احساس کرديم. بنابراين مي‌خواهم بگويم که اگر قرار بر اين است که مطالبات کاهش پيدا کند و به عبارتي مردم کمتر به خيابان‌ها بيايند راهش اين است که به خواسته‌هاي مردم پاسخ داده شود. اگر دولت و حاکميت واقعيت‌ها را ببينند براساس آن نيز مي‌توانند به خواسته‌ها و مطالبات مردم پاسخ دهند. لذا اگر رويه به همين صورت پيش برود و پاسخي به مطالبات مردم داده نشود مطمئنا نارضايتي مردم باقي خواهد ماند. ولي ما دلمان مي‌خواهد که اين قصه به نحوي جمع شود و مردم بتوانند آرامش را تجربه کنند. حال اينکه اين آرامش چگونه حاصل مي‌شود مسئولان بحث گفت‌وگو را مطرح کرده‌اند اما حاصل گفت‌وگو چيست و در کجاست؟ بستر گفت‌وگو را در صدا و سيمايي مي‌بينيم که بايد متعلق به همه گروه ها و نحله‌هاي فکري باشدتا حرف خود را مطرح کنند نه حرف عده‌اي خاص.

با اين تفاسير راه‌حل چيست؟

من معتقدم راه حل اين است که بايد حرف را درست فهميد. يعني دولتمردان ما حرف مردم را درست درک کرده و بفهمند نه اينکه صرفا بشنوند. بايد اين درک ايجاد شود و به مطالبات مردم پاسخ مثبت بدهند. پاسخ دادن به اين مساله نيز اينگونه است که فرصت‌هاي برابري در همه حوزه‌ها براي مردم ايجاد کنند تا همه به نوعي در حل مشکلات کشور سهيم باشند و کشور به خوبي اداره شود. امروز نخبگان زيادي در حوزه‌هاي مختلف داريم که به انحاي مختلف کنار رفته‌اند و از آنها استفاده نمي‌شود. همين نوع نگرش‌ها و بي‌توجهي‌ها به خواسته مردم، افزايش لجام گسيخته قيمت کالاها و نيازهاي اوليه مردم، بي‌توجهي به مساله مسکن مردم، خورد و خوراک و معيشت مردم است که موجب مي‌شود بذر نا اميدي در بين آحاد جامعه کاشته شود. من ده‌ها تلفن در شبانه‌روز دارم که مردم گلايه‌هاي خود را در خصوص وضعيت اقتصادي و معيشتي سخت و بغرنج خود مطرح مي‌کنند. طبيعي است که وقتي دولت نتواند نيازهاي ابتدايي و اوليه مردم را تامين کند و قيمت کالاها به‌قدري بالا باشد که مردم توان و قدرت خريد نداشته باشند سر به نارضايتي و اعتراض مي‌گذارند. دولت اگر مي‌خواهد که سطح مطالبات مردم را کاهش دهد و از حجم نارضايتي‌ها کم کند بايد نظارت جدي روي نيازهاي اوليه مردم داشته باشد. با تزريق مقدار کمي پول به حساب مردم و از آن طرف گران شدن چند برابري کالاها و مايحتاج ضروري مردم دولت نمي‌تواند کاري از پيش ببرد. نگاهي به اخذ ماليات‌ها بيندازيد مي‌بينيد بر سر هر چيزي از برق، آب، گاز، عوارض ماشين و... از مردم ماليات مي‌گيرند. شاهد مثالي برايتان مي‌آورم. من چندي پيش به خارج از کشور براي فرصت مطالعاتي مي‌خواستم بروم اما ديدم فرودگاه امام خميني(ره) صف 3 متري براي ورود به سالن اصلي دارد. وقتي صف را دنبال کنيد مي‌بينيد که در نهايت از پرواز جا مي‌مانيد، اما اگر کسي نخواهد از پرواز جا بماند برخي مي‌گويند در ازاي اخذ 600 هزار تومان شما را از گيت ديگري مي‌بريم. اين چه رويکردي است. اين نوع رويکردها باعث مي‌شود که به اين فکر دامن زده شود که دولت به فکر مردم نيست. اين يک نمونه بود که گفتم و ده‌ها نمونه از اين قبيل اقدامات مي‌توان برشمرد. اينها همه مساله و باعث فشار بر مردم است.

اساسا فکر مي‌کنيد بايد چه اقداماتي صورت گيرد که ميزاني از رضايتمندي در جامعه ايجاد شود؟

دولت بايد رويکرد خود را در قبال مردم تغيير دهد و برنامه اقتصادي درست‌تري براي حل مشکلات اقتصادي و معيشتي مردم داشته باشد. دولتي که مدعي است مسکن مردم را تامين مي‌کند بايد اين کار را در عمل انجام دهد. طي چند روز اخير رشد تصاعدي قيمت دلار را نگاه کنيد که چگونه تا مرز 37 هزارتومان رفت و برگشت. مردم اگر چيزي هم بخواهند بخرند فروشنده سريع افزايش قيمت اجناس و کالاها را به افزايش قيمت دلار ارتباط مي‌دهد. البته تقصير با فروشنده هم نيست، چراکه آنها نيز با قيمت دلار آزاد کالاهاي خود را وارد مي‌کنند و طبيعي است که براي فروش محصولات خود قيمت بسيار بالاتري از خريد خود به مردم ارائه دهد. اگر قرار باشد که مردم در اين وضعيت بغرنج اقتصادي بمانند و شرايطشان تغيير نکند که نمي‌شود. بايد اگر هم قرار است تغييراتي ايجاد شود مردم آن را در زندگي خود حس کنند. مردم حق دارند که بتوانند در اين کشور زندگي کنند. در زمان پيروزي انقلاب، ايران سي تا سي و پنج ميليون جمعيت داشت اما اکنون پس از چهل و سه سال 85 ميليون جمعيت در کشور داريم. خب دولت‌ها با شعارهايي که دادند خواهان افزايش جمعيت شدند. پس دولت بايد بتواند حداقل‌ها را براي يک زندگي آرام براي مردم فراهم و مردم را تامين کند. دولت بايد کار کند تا مردم ببينند و حس کنند. دولت زماني مي‌تواند به فکر باشد که بتواند همه چيز را براي مردم به اندازه درآمدشان تامين کند و خط فقر پايين بيايد.

تصور مي‌کنيد که تمــــام نارضايتي‌هاي مردم صرفا سويه‌هاي اقتصادي دارد؟

خير؛ اما بنياد و زيرساخت نارضايتي مردم اقتصادي است. بله البته در شاخ و برگ نارضايتي‌هاي مردم ده‌ها مساله ديگر نيز وجود دارد اما مساله مهم که با عبارتي نخ تسبيح به شمار مي‌رود بحث مسائل اقتصادي است. چرا بايد جامعه به اينجا برسد؟ قرار بود اخلاقيات در جامعه حکمفرما شود. الان همه در جامعه عصباني هستند. اين‌ها به چه دليل است؟ غير از اينکه دولت‌ها با عملکرد بد اقتصادي اين شرايط را فراهم ‌کردند؟ مردم فقط از حاکميت و دولت توجه مي‌خواهند که به خواسته‌شان برسد، تامين‌شان کند، در زندگي آرامش داشته باشند و اين فاصله طبقاتي که در جامعه ما شکل گرفته کاهش پيدا کند.

از ديدگاه شما نبايد حلقه واسطي ميان جامعه و حاکميت وجود داشته باشد تا صداي مردم را به حاکميت برسانند و اين حلقه واسط بايد از چه کساني تشکيل شود؟

بخشي از جامعه که دلسوزند امروز خانه‌نشين هستند. همين رويکردي که در قبال نيروهاي نخبه در جامعه شکل گرفته و به حاشيه رفته‌اند در خصوص برخي دلسوزان و چهره‌هاي تاثير‌گذار نيز ادامه داشته و همين رويکرد باعث شده تا برخي که شايد چندان کارآمدي لازم را هم نداشته باشند برخي امور را به‌دست گيرند. لذا طبيعي است که با اين نوع رويکردها مردم احساس نارضايتي کنند. اگر قرار است که حاکميت با جامعه و مردم تعامل مثبت داشته باشد بايد وفاق ملي را شکل دهد.

بسيار مطرح مي‌شود که مساله گفت‌وگو بايد از مکان‌هاي گفت‌وگو انديشه محوري مثل دانشگاه‌ها و احزاب صورت گيرد؛ اساسا ديدگاه شما در اين خصوص چگونه است؟

دانشگاه‌ها که امروز چندان مورد تفقد قرار نمي‌گيرند براي اينکه برخي اساتيد خبره و صاحب نظر را به نحوي بازنشسته کردند. احزاب نيز که با مشکلات مختلفي مواجه‌اند.يک حزب هم که بخواهد کار کند هزار علامت سوال جلويش مي‌گذارند. من معتقدم راه‌حل پايان دادن به اين اعتراضات آغاز گفت‌وگو با معترضان نه اغتشاشگران است، ولي تاکنون با اينکه برخي مسئولان به لزوم گفت‌وگو اشاره کرده‌اند، اما گفت‌وگوي درستي شکل نگرفته است. راهکار ديگر براي پايان اعتراضات اين است که تغييراتي در مديريت‌ها ايجاد شود که بتواند پاسخگوي مطالبات مردم باشد.

از نظر شما جريان‌هاي سياسي تا چه ميزان مي‌توانند در اين ميان تاثير‌گذار باشند؟

به نظر من جريان‌هاي سياسي اگر رسانه داشته باشند کارهاي بسياري مي‌توانند انجام دهند. مهم‌ترين ابزار اطلاع‌رساني به مردم صدا وسيما است که امام (ره) گفت دانشگاه است. اما امروز مي‌بينيم که روند جاري در صداو سيما چگونه است و امور چگونه پيش مي‌رود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی