بستن
کد خبر: ۱۰۴۴۲۹۹

هرگز نمی‌توانم دست به داوری «الناز» بزنم

هرگز نمی‌توانم دست به داوری «الناز» بزنم

اين شب‌ها سريال «بي‌همگان» به کارگرداني بهرنگ توفيقي و اصغر هاشمي از شبکه 3 سيما در حال پخش است. در اين اثر که مهران مهام تهيه‌کنندگي آن را بر عهده دارد بازيگران مطرحي چون: مهدي سلطاني، کاظم هژيرآزاد، نسرين بابايي، ميترا رفيع و... نقش‌آفريني مي‌کنند. ميترا رفيع در «بي‌همگان» نقش دختري در آستانه ازدواج را بازي مي‌کند که در راه رسيدن به اهدافش با موانعي مواجه شده است. «الناز» با توجه به شباهتي که با جوانان امروزي دارد، يکي از محبوب‌ترين شخصيت‌هاي اين سريال است. «ايرنا» با «ميترا رفيع» درباره کيفيت حضورش در اين سريال و پيچيدگي‌هاي اين نقش گفت‌وگويي انجام داده است که در ادامه مي‌خوانيد.

پس از «ازسرنوشت» چگونه به پروژه «بي‌همگان» پيوستيد؟

از پاييز 1398 تا پاييز 1400 به مدت دوسال مشغول بازي در پروژه‌اي ديگر به نام «گيلدخت» بودم. حدود بيست روز بود که توليد و فيلمبرداري آن کار به پايان رسيده بود و در سفر در حال استراحت بودم. روزي آقاي ميثم بيدقي دستيار اوّل آقاي بهرنگ توفيقي با من تماس گرفتند و قرار بر اين شد که براي گفت‌وگو به دفتر آقاي مهام بروم. در ديدار اول، با آقايان توفيقي، سلطاني، مهام و نويسنده آقاي جلالي در مورد فيلمنامه و نقش صحبت کرديم و آقاي توفيقي داستان را کامل و شنيدني برايم بازگو کردند. همان جلسه منجر به بستن قرارداد و پيوستن من به پروژه «بي‌همگان» شد.

آيا شما اين سريال را يک اثر عاشقانه مي‌دانيد يا به‌عنوان يک مساله اجتماعي؟

سريال «بي‌همگان» درامي اجتماعي و خانوادگي‌ است و از آنجا که عنصر تشکيل‌دهنده‌ خانواده و جامعه انسان‌ها هستند و عشق يکي از پديده‌هاي بديهي در وجود انسان است؛ پس اين اثر مي‌تواند يک درام عاشقانه نيز تلقّي شود. پس درام اجتماعي و درام عاشقانه منافاتي باهم ندارند. من به‌عنوان بازيگري که نقش الناز را بر عهده دارد، روي يکي از شانه‌هايم بارعاطفي و عاشقانه‌ نقش است و روي شانه‌ ديگرم بار اجتماعي و خانوادگي. به‌هرحال الناز يوسفيان، دختري جوان و آگاه و امروزي‌ که از قضا عاشق است.

تصور مي‌کنيد بعدها مخاطبان شما را با نقش «الناز» بشناسند؟

هر اثر هنري که سهمي در آن داشته باشم، مي‌خواهد ايفاي يک نقش در سريالي چند ده قسمتي باشد، يا يک تابلوي نقاشي که روي ديوار خانه‌مان است؛ عزيزان من هستند و برايم ارزشمندند. مگر کارهايي که براي مشق‌کردن و براي تمرين خلق شده باشند. اينکه نقش الناز تا چه اندازه باورپذير بوده و تا چه اندازه به دل مخاطب نشسته باشد را نمي‌توانم اندازه‌گيري کنم و تصميمش با مخاطب است. ولي ترجيح مي‌دهم ذهن مخاطب را از نقشي که اين لحظه به عهده دارم سرشار کنم و بعداز اتمام سريال، وقتي نقش تازه‌اي را آماده‌ نگاه مخاطبان داشتم، آنها با لوح و ضميري سفيد به سراغم بيايند و دوباره با من و نقش تازه‌ام روبه‌رو شوند. اين طبيعي است که مردم بازيگران را تا مدتي به‌نام اولين کاراکتري (شخصيتي) که با آن معرفي شده‌اند به ياد بياورند و من با اين مساله مشکلي ندارم.

برداشت شما از شخصيت «الناز» چيست؟ آيا او را به جوانان امروزي نزديک مي‌دانيد؟

در پاسخ سوالتان صرفا درباره‌ وجود انسان‌هايي که ما به اِزاي واقعيِ الناز هستند و در جامعه‌ ما و در کنار ما در حال زندگي هستند صحبت مي‌کنم. بله؛ هر دام از ما در موقعيت‌ها و لحظاتي الناز بوده‌ايم. در جامعه‌ ما وجود دارند دختران يا پسراني که همواره براي رسيدن به مطلوب صادقانه تلاش کرده‌اند و از جان و آسايش و زمانشان چشم پوشيده‌اند؛ اما به‌دليل مشکلاتي که مثل گياهان خودرو سر راه آنها سبز مي‌شوند، ناکام و ناآرام باقي مي‌مانند. جواناني که همواره به‌واسطه‌ «چشم ناظر» کنترل و از هدفشان و خواست اصلي قلبشان دور مي‌شوند، حالا اين چشم ناظر مي‌تواند خانواده باشد، مي‌تواند سيستم آموزشي باشد يا هر سيستمي. به‌هر حال منظور من اين است که النازها فراوانند؛ جوانان جسور و پرشوري که همه را مثل خودشان صاف و صادق مي‌بينند، ولي مختصاتي که در حوزه‌ اختيار و اراده‌ي آنها نيست، زندگي را برايشان به‌گونه‌اي ترتيب مي‌دهد که از مطلوب فرسنگ‌ها دور بمانند.

آيا رفتارهاي الناز را تاييد مي‌کنيد؟ بزرگ‌ترين اشتباه او را چه مي‌دانيد؟

من به‌عنوان کسي که ماه‌ها با «الناز» زندگي کرده‌ام و مسئول حضور او در شرايط مساعد و غيرمساعد بوده‌ام، هرگز نمي‌توانم به‌طور جدّي دست به داوري‌کردنِ او بزنم. چرا که من جزئي از الناز هستم. درباره‌ شناسايي اشتباه اين دختر، اولا بسيار زود است و حتّي اگر چيزي بگويم منجر به لورفتن خط داستاني مي‌شود. اما مساله من اين است که انسان‌ها بنا به عواطف، مختصات شخصيتي و خاستگاه فرهنگي و اجتماعي‌شان تصميماتي را در شرايط حساس مي‌گيرند که منحصربه‌خودشان است و نمي‌توانيم بگوييم فلان کار اشتباه بوده و به‌همان کار، صحيح… Ñǘå åííÒ ÞØÚí äíÓÊ æ åÑÒ ˜Óí äãíÊæÇäÏ ÌÇí ÏíÑí ÈÇÔÏ.

به‌نظر شما در مساله اختلاف نسل‌ها راه‌چاره چيست؟

من در موقعيت و تخصصي نيستم که به چنين پرسشي پاسخ بدم، چون تحليل اين مباحث نيازمند تخصص و علم جامعه‌شناسي و روانشناسي است و تخصص من چيز ديگري است. امّا به‌هرحال به‌عنوان بازيگري که بايد از تمام ابعاد روانشناسي و جامعه‌شناسي نقشم مطّلع باشم، بايد بگويم وقتي شما مي‌فرماييد «راه‌چاره چيست» حس مي‌کنم فرزندان و مادر- پدرها در معضلي غير قابل حل گرفتار آمدند؛ در صورتي‌که به عقيده من راه بيرون آمدن از هر سوءتفاهمي «گفت‌وگوکردن» است.

در آينده چه آثاري را از شما شاهد خواهيم بود؟

تا به امروز به اميد خدا مي‌توانم وعده‌ پخش سريال «گيلدخت» را بدهم. همان پروژه‌اي که پيش از «بي‌همگان» کار کرده‌ام. اکنون آن سريال در حال گذراندن مراحل پساتوليد و اصلاح رنگ و صداگذاري‌ است. گيلدخت ملودرام عاشقانه‌اي است که در عهد قجر رخ مي‌دهد. عاشقانه‌اي کلاسيک و قهرمان‌محور که داستان زندگي دختري به‌نام گلنار است که نقش‌آفريني‌اش به عهده‌ من بوده ‌است. چند روزي بعداز اتمام فيلمبرداري «بي‌همگان» استراحت کردم و حالا در حال بررسي سه نقش هستم که 2 تا از آنها را بيشتر از آن ديگري دوست دارم. در ادامه هم هر چه خدا بخواهد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی