آرمان ملي- حميد شجاعي: بسياري بر اين باورند که اگر با مردم برخورد از سر اقناع صورت گيرد شايد ديگر شاهد اعتراضاتي در گوشه و کنار کشور نباشيم. برخي معتقدند که دولت اساسا بخشي از جامعه که معترض هستند را نميبيند و به مطالباتشان توجهي ندارد. اگر نگاهي يکسان و متوازن به همه نگاههاي موجود در جامعه صورت گيرد؛ مطالباتشان احصا گردد و صدايشان شنيده شود به جاي اعتراض براي رسيدن به اهداف و حل مشکلات؛ شاهد ايجاد بستر گفتوگو در جامعه خواهيم بود. شکي نيست که بهبود شرايط جامعه و حرکت رو به جلو در گرو ارتباط مثبت حاکميت و ملت است و هرچه در اين راستا تلاش اقناعآميز صورت گيرد بيشتر ميتوان به تحقق توسعه و پيشرفت سازنده در کشور اميدوار بود.
مواجهه اقناعي با جامعه
نگاهي به تحولات و اتفاقات اخير جامعه نشان ميدهد که مردم نسبت به برخي عملکردها در برخي حوزهها ناراضي هستند و اين نارضايتي خود را نيز به انحاي مختلف بروز ميدهند که شايد نمود کامل آن را بتوان در اعتراضات خياباني مردم ديد. البته نکته مهم اينجاست که بايد ابتدا آسيبشناسي شود که اين اعتراضات از چه جهت و بر چه مبنايي است، مردم چه مطالباتي دارند و سپس نسبت به حل و فصل آن يا نوع مواجهه با اين اعتراضات تصميم گرفت. آنچه مسلم است و بسياري از کارشناسان امر و جامعهشناسان بدان اذعان دارند؛ اينکه براي حل مشکل و ايجاد آرامش در جامعه بايد صداي مردم شنيده و به خواستههايشان توجه شود. لذا بايد به اين نکته توجه داشت که امروز با تغيير نسلي صورت گرفته با جامعهاي يکدست مواجه نيستيم که بتوان با يک رويکرد واحد با آنها برخورد کرد. امروز با جامعهاي متکثر با تفکرات گوناگوني مواجهيم که هر کدام به مسائل مختلف در کشور نوع نگرش متفاوتي دارند. بنابراين بايد دولت و مسئولين به نحوي با اقشار و لايههاي مختلف در جامعه برخورد کنند که کليت جامعه اين احساس را داشته باشد که نه تنها کنار زده نميشود؛ بلکه ديده شده و صدايش نيز شنيده ميشود. قدر مسلم اگر اين اتفاق رخ دهد و ارکان حاکميت بتوانند اين اعتماد سازي را ميان لايههاي مختلف جامعه ايجاد کنند با يک رويکرد اقناعي ميتوان با جامعه بهطور مثبت و موثري به تعامل پرداخت و با حل و فصل مطالبات و حرکت بر مدار قانون شرايط به مراتب بهتري را رقم زد. اگر همه مسائل بر حسب منافع ملي پيش برود و قانون اساسي نصبالعين قرار گيرد قطعا شاهد عملکردها و روندي رو به جلو در جهت توسعه و پيشرفت خواهيم بود. قدر مسلم راه برون رفت از اين شرايط نوعي وحدت و اجماع ملي آن هم با همه جريانات و ديدگاههاي مختلف است که همه در راستاي اعتلا و پيشرفت کشور قدم بردارند.
برخي همين که کار را بدتر نکنند هنر کردهاند
يک استاد فلسفه با بيان اينکه تقريبا دو قرن است که جامعه ايران دوقطبي شده است و به عبارتي ما دو ملت در يک کشور هستيم، گفت: بخشي از اين ملت در عالم سنت و بخشي در عالم مدرن زندگي ميکنند. قدرت سياسي فقط سنتيها را ميبيند و نوگراها را شهروند اصلي خود حساب نميکند. همين ناديده گرفته شدن سبب اعتراض نسلهاي جديدي از اين نوگرايان شده است. بيژن عبدالکريمي با تاکيد بر اينکه در ايران شکاف اجتماعي وجود دارد گفت: اين شکاف بين دو بخش از سنتگراها و نوگراهايي که حرف يکديگر را نميفهمند و همچنين شکاف بين بخشي از طبقه متوسط و نوگرا وجود دارد. اين شکاف بايد ترميم شود. وي بيان کرد: جوامع ديگر تکثر و تنوع آرا وجود اما حول منافع ملي وحدت دارند. ايران همچون يک ماشين با دو موتور است که يک موتور ميخواهد ماشين را به سمت راست براند و يک موتور ميخواهد ماشين را به سمت چپ براند. عبدالکريمي بيان کرد: اگر حاکميت و گفتمان انقلاب در جهت رفع اين شکاف در طبقه متوسط در اقشار نوگرا نباشد، دچار مشکل خواهد شد، اما اگر بتواند اين بخش را به سمت خود جلب کند موتور جامعه به سمت توسعه خواهد رفت. اين استاد دانشگاه در خصوص راه پاسخگويي دولت به مطالبات مردم اذعان کرد: برخي مسئولان همين که کار را بدتر نکنند هنر کردهاند. وقتي وزير آموزش و پرورش اعلام ميکند که برخي دانشآموزان بازداشت شده را به کانونهاي اصلاح تربيت ميفرستيم؛ جايي که بزهکاران را ميفرستند اين مثل بنزين روي آتش ريختن است. عبدالکريمي عنوان کرد: مشکل اساسي اين است که سنت گرايان، ديگري را نميبينند و اصلا وجود ديگري را احساس نميکنند که در اين جهان ديگراني وجود دارند که مثل ما فکر نميکنند و نميخواهند مثل ما زندگي کنند. البته از اين سو نيز بخشي از جامعه آنچنان راديکاليزه و دو قطبي شده است که آنها هم احساس نميکنند يک ديگري وجود دارد و بخشي از جامعه در عالم سنت زندگي ميکند و گرايش سنتي دارد. وي با تاکيد بر اينکه دولت بايد بهشدت بر روي اصل 27 قانون اساسي کار کند و شرايطي فراهم کند که مردم اجتماعاتي داشته باشند، توصيه کرد: اگر نيروهاي امنيتي و پليس مراقب اين اجتماعات باشند ديگر کسي به معترضان آسيب نميزند. وي تصريح کرد: بايد نگاه تغيير کند و گفتمان جديدي خلق شود. گفتماني که خواهان جذب حداکثري مردم به سوي گفتمان انقلاب باشد.