آرمان ملي: وقايعي که از 28 شهريور تا نيمه دوم مهرماه 1401 در ايران رخ داد، زنگها را به صدا درآورد. رئيسجمهور با حضور در رسانهملي از لزوم گفتوگو سخن به ميان ميآورد. جريانهاي سياسي از اصلاحطلب تا اصولگرايان سنتي و اعتداليون از لزوم توجه به خواستههاي مردم از معيشت تا جايگاه اجتماعي آنها حرف ميزنند. متخصصين علوم اجتماعي نيز در ارتباط با علت ريشهها و درخواستهاي جوانان و نوجوانان تحليلهاي مختلف ارائه ميدهند. به نظر ميرسد براي فهم از آنچه در متن جامعه به وجود آمده نيازمند مفاهمه بيشتر بين مردم و دولت هستيم. آغاز ورود به اين مسير از پروژه آشتي ملي ميگذرد. امري که امروز هرچند مخالفاني در دل جريان تندرو دارد اما بديعي است و به نظر ميرسد در اين ارتباط بايد تلاشهاي جدي از سوي دولت، احزاب سياسي و افراد داراي جايگاه در بين مردم صورت گيرد. هر مقدار مفاهمه بين مردم و مسئولان به وجود آيد عبور از شرايط سخت و ايجاد آرامش در کشور آسانتر ميشود. «آرمان ملي» در ارتباط با لزوم ايجاد آشتي ملي با علي صوفي، فعال سياسي اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است. صوفي معتقد است: «در گذشته ضرورت ايجاد فضا براي آشتي ملي از سوي سيدمحمد خاتمي مطرح شد اما با واکنش مثبتي مواجه نشد. اين روزها ضرورت ايجاد آشتي ملي بيش از گذشته وجديتر از قبل احساس ميشود.»
شرايط کنوني کشور به گونهاي است که براي عبور از آن نيازمند نوعي آرامش هستيم، چگونه اين آرامش را ميتوان در جامعه ايجاد کرد؟
اکنون نيازمند آشتي ملي هستيم. البته چند سالي است که آشتي ملي به عنوان يک ضرورت مطرح است اما در دولت فعلي نوعي يکدستي در مديريت شکل گرفته است. آن روزي که به سوي يکدستسازي پيش ميرفتند برخي از فعالان سياسي و اجتماعي اعلام کردند که از اين وضعيت، احساس خطر ميکنند. فعالان سياسي مرتبا اعلام ميکردند که مشکلات کشور در حال افزايش است. اين افزايش مشکلات از زمان احمدي نژاد به وجود آمد و تا به امروز ادامه دارد. از سوي ديگر مردم هم بهخاطر شرايط کشور ديگر اهميتي به موضعگيريهاي دولتمردان نميدادند و مشارکت مردم در انتخابات کاهش يافت. يکدستسازي حاکميت آثاري را بههمراه آورده و هر از چندگاهي بروز سياسي و اجتماعي پيدا ميکرد. آشکارترين آن هم نه اعتراضات فعلي بلکه عدم مشارکت بالا در انتخابات 98 و1400 بود و دلسوزان نظام در آن مقطع بارها بر گفتوگو و همدلي و وفاق ملي تأکيد کردند اما صداي آنها شنيده نشد. آشتي ملي از سوي سيدمحمدخاتمي مطرح شد اما با واکنش مثبتي مواجه نشد. اين روزها ضرورت آشتي ملي بيش از گذشته و جديتر از قبل احساس ميشود.
چگونه بايد به سمتي جامعه را هدايت کرد که نوعي گفتوگو در کشور ايجاد شود؟
برخي ازجوان و نوجوان دهههشتادي فکر ميکند که نمايندگان در دولت و مجلس کار خاصي براي آنها انجام نميدهند. از اين منظر به صحنه آمدند و با اعتراض آنها کشور آرامش نسبي خود را براي چند هفته از دست داد. از اين جهت است که ضرورت وفاق ملي بهشدت احساس ميشود. دولتمردان بايد از شرايط فعلي به مثابه يک فرصت استفاده کنند و صرفاً وقايع موجود را تهديد نبينند.
چگونه ميتوان از آنچه اتفاق افتاده و برخي آن را تهديد ميدانند به گونهاي استفاده کرد که خروجي مثبتي به نفع منافع ملي داشته باشد؟
امروز با پديده اجتماعي نادر، نوظهور و پر انرژي مواجه هستيم. از اين منظر نبايد به سادگي از کنار آن گذشت. پديدههاي اجتماعي فعلي هيچ تشابهي با پديدههاي اجتماعي قبلي ندارد و نه شباهتي به اعترضات 88 دارد و نه شباهتي به اعتراضات 96 و98 دارد. جامعه در حالگذار است و مرحله به مرحله انگيزه خود را تغيير داده است و آرمانهاي جديدي را مطرح کرده است. در نتيجه اگر به درستي تحولات اخير را درک کنيم و با بخش متعارف معترضان وارد مفاهمه شويم، سود خواهيم برد. خواستههاي اخير به هيچ وجه براندازانه نيست و در چارچوب همين قانون اساسي ميتوان به مطالبات موجود پاسخ گفت.
آيا خط کشي بين خواستههاي موجود و اغتشاش وجود دارد؟
سازمان مجاهدين خلق، سلطنت طلبها و براندازها به خوبي ميدانندکه خواست آنها با خواستههاي واقعي که در داخل مطرح ميشود فرسنگها فاصله دارد. فرصت خوبي است و اگر دولت با يک ساز و کار مانند گفتوگو با اين بخش از مردم صحبت کند عملا مخالفان قسم خورده را از دور خارج کرده است. آقاي رئيسجمهور هم اعلام کرده که بايد مطالبات دهههشتاديها را شنيد. از اين منظر وقتي از دهه هشتاديها سخن به ميان ميآيد به اين معناست که دولت خواهان گفتوگو با اين نسل است. همچنين معترضين داراي ايدئولوژي خاصي نيستند و چون با همه جاي دنيا ارتباط دارند، نگران آينده خود هستند و خواهان اصلاح وضع موجود به سمت يک زندگي مطلوبند.