کشورهاي اروپايي با توجه به اينکه انتخاباتشان بر اساس دموکراسي است و هيات حاکمه و رئيسجمهور و مجلس انتخابي است نسبت به افکار عمومي بسيار حساس هستند و بايد به افکار عمومي خودشان پاسخگو باشند. لذا به نظر ميرسد که دولتهاي اروپايي نميتوانند افکار عمومي داخلي خود را ناديده بگيرند و لذا بر مبناي خواستههاي آنها عمل ميکنند. اين روزها با توجه به فعاليت مخالفان ايراني در خارج از کشور، تظاهراتي که انجام دادند و تبليغات وسيعي که در رسانههاي خارجي نسبت به وضعيت داخلي ايران انجام شده شرايط به نحوي پيش رفته که اين افکار عمومي بسيار قدرتمند است و اجتناب ناپذير است که اين دولتها و خصوصا جامعه اروپا در مجموع نسبت به اين افکار عمومي حساس باشند. پيش از اين نيز آمريکاييها بيش از 800 تحريم عليه ايران وضع کردهاند و چيز تازهاي نيست و اساسا شايد برخي تحريمها چندان بر مبادلات اثرگذار نبوده و نمادين باشد و صرفا پاسخي به افکار عمومي در جوامع غربي است. از طرفي موضع ايران در قبال برجام و احياي آن مقداري ضعيفتر شده است. لذا هر گونه مذاکراتي هم در چند وقت آينده انجام شود احتمالا از نظر افکار عمومي بينالمللي، اتحاديه اروپا و آمريکا ايران تا حدي در موضع ضعف خواهد بود. البته اين امکان هم وجود دارد که اروپاييها به دنبال امتياز گيري هم باشند. يعني به رغم اينکه شايد تا پايان دسامبر احتمالا مذاکرات ديگري هم براي به نتيجه رساندن برجام و اعلام توافق انجام شود در عين حال اين تحريمها به منزله فشار بيشتر به دولت ايران است تا ايران از خواستههايي که داشته مثل بستن پرونده پادمان و... به گونهاي صرف نظر کند و بر اساس همان متني که مورد توافق بوده و تا حدودي هم به توافق نزديک شده بود پيش رفته و طرفين اعلام توافق کنند. هر چند به نظر ميآيدکه موضع روسيه نيز چندان قدرتمند نيست که بتواند ايران را پشتيباني کند؛ يا اينکه بر اساس خواستههاي ايران پافشاري کند. در نتيجه اين تحريمهايي که اخيرا از سوي اروپاييها عليه برخي اشخاص و نهادهاي ايراني اعمال شده صرفا پاسخي به افکار عمومي اروپايي و سپس فشار آوردن به ايران براي پايين آمدن از برخي خواستههاست که در مذاکرات بعدي از موضع پايينتري وارد شود.