ضربالمثلي در ادبيات فارسي وجود دارد که «جز راست نبايد گفت و هر راست هم نبايد گفت» به نظر ميرسد در شرايط فعلي جز راست با مردم چيزي نگوييم آري اکنون تنها راستگويي و صداقت است که موجب افزايش اعتماد عمومي ميشود. فقدان اعتماد ريشه برخي از چالشهاي امروز جامعه است. ايجاد اعتماد بسيار سخت است اما بر هم ريختن قواعد اعتمادساز بسيار آسان است. به طوري که به يک اظهار نظر يا اعتماد نابجا يا وعده يا قولي که عملياني نميشود، اعتماد مردم کاهش مييابد. انقلاب اسلامي که به پيروزي رسيد اعتماد عجيبي بين اکثريت مردم و دولت برخاسته از انقلاب وجود داشت. هرآنچه دولت ميگفت مردم ميپذيرفتند و دولت نيز تمام تلاش خود را بر اداره جنگ و معيشت مردم متمرکز کرده بود. شايد جوانان امروز باور نکنند اما در آن روزها مسابقه خدمت به مردم در ميان مسئولان وجود داشت و مردم هم باور داشتند که دولتمردان براي آنها کار ميکنند. امام(ره) رئيسجمهور وقت و نخست وزير هرگاه در صدا و سيما حاضر ميشدند همه پاي تلويزيون و راديو مينشستند و لذت ميبردند. با کمال تاسف هر مقدار از سالهاي اوليه انقلاب فاصله گرفتيم اين اعتماد در بين مردم و مسئولين کمرنگ شد. مسئولين بايد نسبت به اطلاعرساني نامناسب به مردم حساس باشند. برخورد توام با صداقت با مردم موجب ميشود اعتماد جامعه به دولتمردان افزايش يابد. همچنين مسئولين بايد در ابتدا تدارک يک اقدام را ديده و در نهايت به مردم وعده دهند که فلان اقدام صورت خواهد گرفت و در سر وقت نيز به وعدههاي خود عمل کنند. اينکه به مردم وعده داده شود که تورم کاسته خواهد شد اما چنين نميشود و اين بر اعتمادمردم تاثير منفي ميگذارد. همچنين مسئولين بايد عملا پايبند به اخلاق باشند به طوري که ظاهر و باطن مديران براي مردم يکي باشد. در اين صورت است که مردم در سختترين شرايط پشت دولت خواهند ايستاد.