مهمترین دلایل اعتراضات اخیر را در چه مسائلی میدانید؟آیا ریشه این اعتراضات اقتصادی است یا اجتماعی؟
در اعتراضاتی که در دی ماه سال96 و آبان98 رخ داد ریشه اعتراضات اقتصادی بود و با توجه به شرایط اقتصادی که بر کشور حاکم شده بود حضور حاشیهنشینان در اعتراضات قابل پیش بینی بود. به همین دلیل اغلب تحلیلگران و صاحب نظران ریشههای اعتراضات در سال96 و98 را اقتصادی میدانستند. با این وجود در اعتراضات اخیر موضوع اقتصاد مطرح نیست و یا اگر مطرح است نقش محوری ندارد بلکه اعتراضات در شرایط کنونی ریشه اجتماعی دارد. اغلب کسانی که امروز در خیابانها حضور دارند متولد اواخر دهه هفتاد و دهه هشتاد هستند و سنی بین17 تا25 سال دارند. در اعتراضات اخیر برخلاف دو اعتراض گذشته که اقشار ضعیف جامعه در خیابان حضور پیدا کرده بودند امروز طبقه متوسط وارد صحنه شده و مطالبات خود را که بیشتر اجتماعی است مطرح میکند. ما باید بپذیریم که دغدغههای طبقه متوسط با طبقه پایین جامعه متفاوت است و به همین دلیل باید با رویکرد دیگری به مطالبات آنها پاسخ داد. نسلی که امروز وارد صحنه شده دوران انقلاب و سالهای ابتدایی انقلاب را مشاهده نکردهاند و امروز که وارد صحنه شدهاند خواستهها و مطالبات خاص خود را دارند. مطالبه اصلی نسل جدید این است که ما میخواهیم
در انتخاب سبک زندگی خودمان تصمیم بگیریم. نسل جدید عنوان میکند که باید آزادانه انتخاب کند. این موضوع نیز فردی نیست و بلکه اجتماعی است.
چگونه میتوان با نسل جدید گفتوگو کرد و مطالبات آنها را در دستور کار قرار داد؟
من معتقدم میشد رویکردی در پیش گرفت که اعتراضات اخیر به شکل محدودی پایان پیدا کند و باب گفتوگو باز شود. با این وجود این اتفاق رخ نداد و برخی اقدامات نسنجیده دامنه آن را بیشتر کرد و باعث تشدید اعتراضات شد. در مرحله نخست باید مسئولان مربوطه که در اینجا وزیر کشور بود وارد میدان میشد و با اعتراض کنندگان باب گفتوگو را باز میکرد. ما باید این واقعیت را بپذیریم که چه ما بخواهیم و چه نخواهیم آینده کشور در اختیار این نسل قرار دارد و به همین دلیل باید به خواستههای این نسل احترام بگذاریم. نسلی که امروز در خیابان اعتراض میکند باید چند دهه بعد کشور را مدیریت کند و به همین دلیل باید اجازه داد برای زندگی خود تصمیم بگیرند. مشکل از اینجا آغاز شده که برای حجاب قانون وضع کردهاند.سوال این است که آیا در گذشته که برای ممنوعیت ماهواره قانون وضع شد آیا کسی این قانون را رعایت کرد؟بنده در این زمینه یک مثال میزنم که به خوبی وضعیت را نشان میدهد. من چندی پیش در بلوار کشاورز تهران قدم میزدم و صحنهای را مشاهده کردم که به خوبی وضعیت امروز کشور را نشان میدهد. در بلوار کشاورز تهران ساختمان قوه قضائیه وجود دارد. نکته جالب این
است که در مجاورت ساختمان قوه قضائیه ساختمانهایی وجود دارد که در اغلب پنجرههای آنها دیش ماهواره وصل شده است. در این صحنه هم متهم و مجرم و هم قاضی و قانون در کنار یکدیگر مشاهده میشدند. نکته جالب این بود که هر دو همدیگر را میبینند اما از کنار هم عبور میکنند و حرفی هم به هم نمیزنند. این وضعیت نشان میدهد که با مسائل فرهنگی نمیتوان به صورت سلبی برخورد کرد و بلکه مسائل فرهنگی نیازمند ظرافت و دقت است. برخورد با مسائل فرهنگی نیازمند منطق، حوصله و صبر است.
آیا در برخورد با معترضان صبر و حوصله کافی مورد استفاده قرار گرفت؟
متأسفانه در این زمینه شاهد درایت کافی نبودیم و مشاهده کردیم برخی به جای اینکه پای صحبت معترضان بنشینند برخورد سلبی را آغاز کردند و اقداماتی انجام دادند که وضعیت را تشدید کرد و کنترل آن سخت شد. اگر با دختر یا پسر نوجوان و جوان با نرمی و ملاطفت صحبت کنید حتما نتیجه بهتری به دست خواهید آورد تا اینکه برخورد سلبی را در دستور کار قرار بدهید. آیا میتوان نسل جدید را با برخورد سلبی با دین آشتی داد؟ بدون تردید پاسخ به این سوال منفی است و بلکه اگر چنین اتفاقی رخ بدهد دین زدگی در بین این نسل جدید ایجاد میشود. اگر با یک نوجوان و جوان برخورد تندی صورت بگیرد باعث خواهد شد که دوستان و نزدیکان وی نیز تحت تأثیر قرار بگیرند. من معتقدم اگر تدبیر درستتری صورت میگرفت میتوانستند اعتراضات را به شکلی مهار کنند که دامنه آن فراگیر نشود. اتفاق بسیار ناراحت کنندهای که رخ داد حمله به دانشگاه صنعتی شریف بود. براساس قانون نیروی انتظامی حق ورود به دانشگاه را ندارد. کسانی که وارد دانشگاه صنعتی شریف شدهاند یا تحت لوای قانون و به عنوان مأمور قانون وارد این دانشگاه شدهاند یا به صورت خودسر مبادرت به این کار کردهاند که در هر دو حالت
اقدام اشتباهی است و پیامدهای منفی برای جامعه و دانشگاههای کشور داشت. کما اینکه این اتفاق نیز رخ داد و پس از این واقعه تجمعات دیگری نیز در دانشگاههای دیگر در حمایت از دانشجویان دانشگاه شریف صورت گرفت. نباید عدهای هزینهای را به جامعه تحمیل کنند که همه ارکان نظام مجبور باشند این هزینه را پرداخت کنند.
دانشگاه صنعتی شریف به عنوان یکی از نهادهای معتبر علمی و یکی از مراکز اصلی نخبگان کشور است. این اقدام چه پیامدهای اجتماعی بههمراه داشت؟
واقعیت این است که دفاع از کسانی که به دانشگاه شریف حمله کردند توجیهی ندارد. نکته مهمی که در این زمینه وجود داشت این است که این اتفاق بازتاب خوبی در بین رسانههای جهان نداشت. مسئولان نباید اجازه میدادند این نیروها وارد حریم دانشگاه میشدند. ما باید به سمتی حرکت کنیم که آرامش را به جامعه بازگردانیم نه اینکه کاری کنیم که وضعیت شکل وخیمتری به خود بگیرد. کشورداری نیازمند تعقل و خرد جمعی است. مسئولان باید در مقابل معترضان تحمل خود را بالا ببرند. کسی که فرزندش وارد مقر گشت ارشاد شده حتما معترض و عصبانی است. آیا میتوان با چنین فردی برخورد سلبی کرد؟ بدون ترید پاسخ منفی است. باید با چنین فرد و افرادی گفتوگو کرد و مشکلات آنها را شنید. کسی که نمیتواند چنین شرایطی را تحمل کند باید کنار برود و کسی جای وی را بگیرد که از تحمل و سعه صدر کافی برخوردار است. مسئولان باید در مقابل نسل جدید سعه صدر داشته باشند و با متانت و درایت با آنها برخورد کنند.
اتفاقی که در شرایط کنونی رخ داده محدودیت اینترنت و فیلتر شبکههای اجتماعی بوده است. آیا این موضوع میتواند به افزایش اعتماد بین معترضان و مسئولان جامعه کمک کند؟
محدود کردن اینترنت و شبکههای اجتماعی دارای چند پیام است. نخستین پیام این است که هنگامی که افراد جامعه به موبایل خود مراجعه میکنند و مشاهده میکنند با محدودیت اینترنت مواجه هستند احساس میکنند جامعه ناامن است و به همین دلیل در زمینه اینترنت محدودیت ایجاد شده است. این سخن به معنای این است که مسئولانی که دستور محدودیتهای اینترنتی را دادهاند به دست خود نارضایتی را در جامعه پمپاژ میکنند. نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که در شرایط کنونی بسیاری کسب و کارهای اینترتی در کشور وجود دارد که با محدودیتهایی که برای اینترنت به وجود آمده بسیاری از این کسب و کارها با مشکل مواجه شدهاند. دولت آقای رئیسی به مردم وعده داد که سالی یک میلیون شغل در کشور ایجاد خواهد کرد. در شرایط کنونی سوال این است که آیا دولت موفق شده یک میلیون شغل در کشور ایجاد کند و یا اینکه برای مشاغل اینترنتی نیز چالش ایجاد شده است؟ واقعیت این است که امروزه بسیاری از مسائل زندگی مردم ارتباط مستقیمی با اینترنت دارد و اگر اینترنت محدود شود بسیاری از مسائل روزمره مردم با مشکل مواجه میشود. محدودیت اینترنت نیز نوعی برخورد سلبی با مردم و
بلکه پاک کردن صورت مسأله است. اگر قرار است به مطالبات نسل جدید و مردم پاسخ مناسبی داده شود راهش محدود کردن اینترنت نیست و بلکه کاری کرد که زندگی مردم شرایط بهتری به خود بگیرد.