آرمان ملي: روزنامه کيهان با انتشار مطلبي با عنوان «چرا پوشش براي زن واجب است»، سعي کرده به توجيه امر پوشش براي بانوان بپردازد هرچند که اين توجيه بيشتر ذهن را به اين سمت پيش ميبرد که پوشش بانوان نه براي خود آنها که براي مردان سودآور است چراکه فحواي کلامش اين است که «با اينکه زنان با نگاه تحريک نميشوند اما خود را کاملا بپوشانند که مرداني که تحريک شدن، ذاتي آنها و امر طبيعيشان است، دچار گناه نشوند.» نگاهي به نوشته اين روزنامه مياندازيم: کيهان، نوشته: «اين پرسش همواره مطرح ميشود که چرا بايد موهاي زنان پوشيده باشد در حالي که موهاي مردان از اين حکم مستثناست» و توضيح داده است: «تحقيقات و تجربههاي علمي نشان ميدهد آناندازه که مرد از نگاه کردن بهاندام و تن زن تحريک ميشود، زن از مشاهده اندام مرد تحريک نميشود. در همين زمينه در روانشناسي جنسي نيز ثابت شده است که در حالي که تمامي سطح بدن زن براي مرد محرک است، در مرد چنين نيست. اين گونه تفاوتها هم نگاه مرد را محدود ميکند و هم پوشش زن را.» به نوشته کيهان: «يکي از نکات مهمي که در اين مساله پوشش موي زنان يا پوشش همه تن زن بجز صورت و رخسار و نظاير آن بايد توجه داشت، تفاوتهاي جسمي و روحي زن و مرد و واکنش به محرکهاي مختلف جنسي در ميان زن و مرد است.» اين رسانه نوشته است «اين مساله را پروفسور «ريک» روانشناس مشهور آمريکايي بيان ميکند که دنياي مرد با دنياي زن به کلي متفاوت است. (نگاه کنيد مطهري، مرتضي؛ نظام حقوق زن در اسلام، قم: انتشارات صدرا، چاپ 27، 1378، ص 166)» و ادامه داده: «تحقيقات علمي در فيزيولوژي و روانشناسي در باب تفاوتهاي جسمي و روحي زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرکهاي چشمي شهوتانگيز، حساستر از زنانند و بر عکس، زنان در مقابل محرکهاي لمسي حساسيت بيشتري دارند. يکي از محققين در اين خصوص مينويسد: آستانه حس لمس و درد در زنان از زمان تولد پايينتر از مردان است يعني زنان به درد و لمس حساس ترند... در عوض مردان بينايي بهتري دارند. اين مزيتهاي جنسي در استعداد حسي، آموخته يا اکتسابي نيست، بلکه از زمان کودکي آشکار است... مردان بالغ، به محرکهاي بينايي شهواني حساسيت بيشتر دارند. اين نقطه ضعف مرد در زندگي روزمرهاش همواره به چشم ميخورد و به صورتهاي گوناگون از جمله تهيه عکسها، مجلات و فيلمهاي سکسي مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد. زنان به محرکهاي لمسي حساسيت بيشتر دارند. اين تفاوت حساسيت از همان اوايل و تحت تأثير «اندروژنها» شکل ميگيرد. اصطلاح «چشم چراني» که براي اين ويژگي مردان به کار ميرود، زاييده حساسيت مردان نسبت به محرکهاي بينايي شهواني است. چون برد حس بينايي زياد است يعني چشم ميتواند از فاصله نسبتا دور تحت تأثير محرکها قرار گيرد و از اين گذشته وسعت زيادي از محيط در آن واحد ديده ميشود، از سوي ديگر ترشحاندروژنها، صورتي يکنواخت دارد و هيچ عامل طبيعي آن را قطع نميکند، مردان به صورتي گستردهتر تحت تأثير محرکهاي شهواني قرار ميگيرند و از اين نظر فعال ترند.» کيهان ادامه داده: «از سوي ديگر، چون حس لامسه، برد زياد ندارد و فعاليتش محدود به تماس از نزديک است و از اين گذشته هورمونهاي جنسي زن به صورت دورهاي ترشح ميشوند و بهطور متناوب عمل ميکنند، تأثير محرکهاي شهواني بر زن، صورتي بسيار محدود دارد و از اين نظر فعاليت زنان بسيار کم است. (دکتر بهزاد محمود؛ تفاوتهاي زن و مرد از نظر فيزيولوژي و روانشناسي؛ مجله نگين، شماره 134، تيرماه 1355، ص 24 به نقل از غلامعلي حداد عادل؛ فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، تهران: سروش، چاپ پنجم، 1372، صص 63 - 64)»و نتيجه گرفته که «بنابراين همانطور که تحقيقات و تجربههاي علمي نشان ميدهد آناندازه که مرد از نگاه کردن بهاندام و تن زن تحريک ميشود، زن از مشاهده اندام مرد تحريک نميشود. (حداد عادل، همان، ص 64) در همين زمينه در روانشناسي جنسي نيز ثابت شده است که در حالي که تمامي سطح بدن زن براي مرد محرک است، در مرد چنين نيست. اين گونه تفاوتها هم نگاه مرد را محدود ميکند و هم پوشش زن را. (کتاب sehtolc fo ygolohcusP ehT، ص 107)» کيهان گفته که «بر اساس اين تفاوتهاست که اسلام در حوزه احکام، نگاهي متفاوت به زن و مرد دارد. از آنجا که احکام در اسلام بر اساس مصالح و مفاسد است که برخي را به شکل علت و يا فلسفه احکام از آن آگاهيم و برخي ديگر همچنان بر ما پوشيده مانده است نميتوان به صرف عدم آگاهي از علت و فلسفه حکمي، آن را ناديده گرفت و به کناري نهاد. بر اين اساس تا زماني که از علت و حکمت حکمي آگاهي نيافتيم بايد به شکل تعبدي بدان عمل کنيم، زيرا به اين باور رسيدهايم که احکام و آموزههاي قرآن و عترت بيرون از دايره مصالح و مفاسد نيست و هر امر و نهي ريشه در مصلحت يا مصالح و يا مفسده و يا مفاسدي دارد. شيخ صدوق در عللالشرايع روايتي را از امام رضا(ع) نقل ميکند که آن حضرت در ضمن پاسخ به مسالهاي فرمودند: علت جعل حرمت براي نگاه مردان به موهاي زنان، تحريک کنندگي و تهييج خانمان برانداز و نامشروع مردان به اين واسطه است. (الشيخ الصدوق، علل الشرايع؛ ج 2، قم: مکتبه الداوري، صص 564 - 565) البته طبق دستور خداوند متعال در قرآن، هم زن و هم مرد بايد از نامحرم چشم فرو بندند و اين امر به مصلحت آنهاست. »