بارها تحلیلگران اشاره کردند و گفتند که آنچه مربوط به مذاکرات میشود در این ماهها یک حالت خاص و ویژهای دارد که به کوشش برای حداکثر امتیازگیری مربوط میشود. این یک بخش مهم مساله است. البته طبیعت آمریکاییها این بوده که در همه مذاکراتی که در دنیا داشتند دادن امتیاز برایشان امر آسان و سهلی نبوده و نیست. از طرفی بسیاری از مواردی هم که صحبت از عقبنشینی یا امتیازدهی آنها پیش میآید بسیار سعی میکنند که یا طرف مقابل را دچار این توهم کنند که در حال عقبنشینی هستند یا وعده توخالی برای عبور از مذاکرات مطرح کنند. البته نه در مذاکرات با ایران در چهل سال گذشته که آمریکاییها در هر مذاکراتی حاضر شدند این روند را دنبال کردند. هیچ گاه امتیازدهی برای آنها سهل نبوده، بلکه دشوار بوده و این طبع سلطهطلبانه و سیطرهطلبانه آنها بر همه مذاکراتشان سایه انداخته است. مساله دیگری که اکنون مطرح است این دو لابی مختلف است. با این چانهزنیها آنها میتوانند از صهیونیستها باجگیری کنند و به ارتجاع منطقه نیز وعدههایی دهند که خشنودی آنها را جلب کنند. همین خودش سبب استفاده صدها میلیون دلاری آمریکاییهاست. از طرف دیگر صهیونیستها نیز با سایهای که بر دولت آمریکا انداختهاند پیوسته تک تک مقامات آمریکا را تحت نوعی سیاست هویج و چماق قرار دادهاند که اگر با ایران موافقت کنید با چماق با شما روبهرو میشویم و تنبیهاتی شامل حال شما میشود اما اگر مخالفت کردید شما را حمایت میکنیم. حتی وزیر خارجه آمریکا از این امر نگران است که از عقب نشینی صحبت کند که مبادا در کنگره با مخالفت صهیونیستها مواجه شود. لذا اگر به سیاست آمریکاییها در پشت صحنه نگاه کنیم چنین چیزی است. حتی خود نیکسون رئیسجمهور اسبق آمریکا که سیاست مستقلی را در آمریکا اتخاذ کرد برای او پروندهای تحت عنوان واترگیت ساختند و او را از قدرت انداختند و معاونش را روی کار آوردند. این چیزی است که نهادینه شده و ما نباید به صورت سطحی به مسائل نگاه کنیم بلکه باید از دریچه واقعیتهای موجود نگاه کنیم. متأسفانه برخی از تحلیلگران آنچه را که در رسانههای آمریکایی میگویند باور میکنند. در حالی که در پشت صحنه چیز دیگری است. حتی خود آقای بایدن نیز در مواردی که میخواست جدای از ساختار حاکم تصمیم بگیرد آنها برایش تصمیم گرفته و نمیگذاشتند. لذا این اجتنابناپذیر است که هر رئیسجمهور آمریکا در مبارزات انتخاباتی خود حتما سفری به اسرائیل داشته باشد و سعی کند که کلاه کنیسه صهیونیستها را بر سر بگذارد. چنانکه خود آقای بایدن گفت که من یک صهیونیستم و میخواست با این کار برای آنها خوشرقصی کند. از طرفی اروپاییها نیز با مشکلات انرژی که دارند اما از آن خوی سلطهگری خود پایین نمیآیند. بنابراین پشت این مذاکرات چنین واقعیتهایی است. این است که غربیها بر سریک دوراهی قرار گرفتند. از سویی ناگزیر به توافقند، چراکه به آن نیاز دارند. از طرف دیگر اگر بپذیرد که تحریمها را بشکند در درازمدت یعنی چهل و سه سال در قبال ایران اشتباه کرده که این کار را برای آنها خیلی سخت خواهد کرد.