بستن
کد خبر: ۱۰۴۲۷۴۲

قلم برای نویسنده؛ کتاب برای جامعه

قلم برای نویسنده؛ کتاب برای جامعه
عابدین پاپی شاعر و منتقد ادبی


نویسنده کسی است که می‌نویسد اما هر چیزی را نوشتن، نویسندگی نیست‌. قلم، نویسنده و جامعه یک مثلث متساوی الاضلاع هستند که اگر یکی از این ضلع‌ها حضور نداشته باشد؛ درواقع نه شکلی هندسی صورت می‌گیرد و نه کتابی خلق می‌شود. نویسنده کسی است که برای جامعه می‌نویسد؛ نه برای دل خود. نویسنده به ضمیر منفصل «من» می‌ماند که به دنبال چنین مفهومی است «من برای جامعه و جامعه برای من» و چنین گزاره‌ای یک گفت‌وگومندی به‌شمار می‌رود که از جنبه چندصدایی
(polyphonic) هم بهره‌مند است. نویسندگی به انواع مختلفی تقسیم می‌شود که می‌توان به نثرنویسی، نظم‌نویسی‌، طنزنویسی، رمان‌نویسی، داستان‌نویسی، هجونویسی، فیلمنامه‌نویسی، نمایشنامه‌نویسی ، نقد‌نویسی و ... اشاره کرد. پل والری، شاعر سمبولیست فرانسوی بر این اصل اعتقاد داشت که در نثر، کلمات راه می‌روند اما در شعر، می‌رقصند. او بین نویسنده و نویسا تفاوت قائل بود؛ زیرا اعتقاد داشت که نویسنده کسی است که برای نوشتن، می‌نویسد و نوشتن برای او فعل لازم بود (یعنی نوشتن برای او هدف است) و نویسا، کسی است که هدفش از نوشتن القای بیانی یا آموزش مطلبی است و عملش قائم به «موضوع» آن عمل است. یعنی نوشتن برای او فعل متعدی و کار او تولید نوعی کالاست و خواننده را با مفاهیم منجمد در حد مصرف‌کننده باقی می‌گذارد. هرکاری که پی آمدش کارکردی کارآمد باشد را نویسنده انجام می‌دهد و کارِ نویسا، انجام کاری است که وجود دارد و تنها نویسا، موجودیت آن را خواه خوب و یا بد، کشف و پردازش می‌کند. در قدیم، براساس شواهد و قرائن به کسی که نثر می‌نوشت، نویسنده می‌گفتند و این نثر شامل کلیه‌ آثار منثور از قرن چهارم تا دوران معاصر به زبان فارسی دری می‌شود و از دیدگاه بافت و بیان می‌توان به نثر معمولی‌، نثر ادبی، نثر علمی و فلسفی، نثر تئوکراسی‌، نثر عرفانی، نثر تاریخی، نثر ادبی و داستانی، نثردیوانی و... اشاره کرد. با این تعابیر، موضوع محل بحث و نظر مرتبط با «قلم برای نویسنده، کتاب برای جامعه» است. این موضوع از نوعی گفت‌وگومندی برخوردار است که هرکدام از این موارد به تنهایی نقشی را در نوشتن برعهده گرفته‌اند. تا قلمی نباشد، نویسنده‌ای نیست و تا نویسنده‌ای نباشد، قلمی وجود ندارد. رابطه قلم و نویسنده، یک رابطه‌ دوسویه و دوبویه است . هر‌کسی که یادداشت‌های روزمره‌ زندگی و کسب و کار خود را می‌نویسد هم نوعی نویسنده محسوب می‌شود، اما کسی را که کتابی می‌نویسد و به مناسبات اجتماعی و مطالبات فکری و زبانی مردم در قالبی پرشور و پرسوز، توجه ویژه‌ای دارد، می‌توان نویسنده برشمرد. نویسنده تا می‌نویسد، زنده است و کتاب او بعد از مرگش، نقش نویسنده را درجامعه بازی می‌کند . فرق بین نویسنده و کتاب نویسنده در این است که نویسنده تا زمانی که می‌نویسد و در قید حیات است، برای کتابش تصمیم می‌گیرد و البته در جهاتی هم کتاب راه‌های دیگری را در جامعه پیدا می‌کند؛ ولی با مرگ نویسنده، افسار کتاب به دست جامعه می‌افتد. اگر نویسنده در متن خویش دارای چندگانگی مفهوم و چندپارگی زبان باشد، به همان اندازه قدرت جامعه‌پذیری کتاب بالا می‌رود. نویسنده دو نوع نوشتن را تجربه می‌کند یکی خود را نوشتن است که اغلب این نوشته‌ها مرتبط به حسب‌الحال‌نویسی است که البته در جامعه‌ ما کم‌رنگ است و دیگر جامعه را نوشتن است. به نویسنده‌ای که جامعه را می‌نویسد، نویسنده اجتماعی و در جوانبی هم کاریزما می‌گویند. از سویی دیگر نویسنده می‌تواند دارای دو «من» باشد. یکی منِ فردی است و دیگر منِ اجتماعی. در منِ فردی، نویسنده بیشتر خودش را در گذار مکان و گذر زمان می نویسد و نوعی فردگرایی در متن پیداست که ایجاد این رویکرد فردگرایانه در ذهن نویسنده بستگی به فراز و فرودهای نویسنده در سیر جامعه دارد و ممکن است که نوشتارهایش پارادکسیکال باشند و یا گروتسک محورکه در هر شرایطی نوشتارها بر پایه‌ها و سایه‌های زیست اجتماعی و زیست فکری نویسنده در حرکت‌اند. در من اجتماعی، نویسنده از آن خودنویسی به سمت جامعه‌نویسی و جامع‌نویسی حرکت می‌کند. من اجتماعی نویسنده نوعی من همگراست که نویسنده خودش را با جامعه همگام و همگون می‌کند. نویسنده در من اجتماعی، جامعه را با رویکردی جامعه‌شناسانه مورد مداقه و مطالعه قرار می‌دهد و تلاش می‌‌کند تا که با زبان و فرهنگ جامعه ارتباطی تنگاتنگ برقرار کند و جامعه را با زبانی متفاوت توأم با بایستگی و همبستگی به تصویر بکشد. جامعه نیز به‌سان نویسنده از من فردی و من اجتماعی برخوردار است؛ به‌طوری که با خواندنِ یک کتاب با دو برداشت شخصی و اجتماعی از کتاب تصادم دارد. برداشت جامعه از مفاهیم یک کتاب بستگی به ذهنیّت سیال و کُندِ نویسنده دارد که به چه اندازه جامعه را در کتابش با خود همراه کرده و یا احیانا به سمت و سیاقِ خودگویی سوق داده است. ابزار نویسنده برای آفرینش یک کتاب کلمات هستند. کلمات در هر سطر از یک صفحه با هم مونولوگ و دیالوگ برقرار می‌کنند و صنعت واژه گُزینی از جانب نویسنده در متن بسیار مهم است؛ زیرا که آشتی کلمات در یک سطر و یا در مجموع در صفحات یک کتاب خود منجر به پی‌آمدی کارآمد و یا ناکارآمد می‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی