مهدي مطهرنيا در گفتوگو با «آرمان ملي»:
راه طولاني توافق «وين» تا «نيويورک»
آرمان ملي- احسان اسقايي: رئيس جمهور به نيويورک سفر کرده است؛ سفري که به نظر ميرسد از منظر ديپلماسي عمومي، مثمرثمر باشد اما ثمرات اين سفر زماني افزايش خواهد يافت که سازمان ملل متحد به ميز مذاکره براي حل مشکلات پيشروي پرونده هستهاي بدل شود. همگان منتظرند تا ببينند رئيسي در نخستين حضور خود در مجمع عمومي سازمان ملل چه مسائلي را مطرح کند و چه طرح و پيشنهادي را از سوي ايران ارائه مينمايد. در همين راستا براي بررسي سفر رئيسجمهور به نيويورک و ديدارهاي احتمالي «آرمان ملي» با مهدي مطهرنيا، آيندهپژوه سياسي و تحليلگر مسائل بينالملل به گفتوگو پرداخته است که ميخوانيد.
عملکرد رئيسجمهور در طول يکسال گذشته در سياست داخلي و خارجي را چگونه ارزيابي ميکنيد و آيا حضور رئيس جمهور در مجمع عمومي سازمان ملل متحد ميتواند به پيشراني براي تحقق بازگشت به برجام تبديل شود؟
يک چهارم دوره رياستجمهوري رئيسجمهور فعلي به اتمام رسيده اما دولت نتوانسته به وعدههاي خود در زمينه اقتصادي عمل کند. پرونده بسيار مهم برجام اکنون توسط آمريکاييها با بنبست روبهرو است و آمريکاييها بر اين باور هستند که ايران با خواستههاي فرابرجامي خود زمينه به بنبست رسيدن مذاکرات موسوم به برجام را فراهم آورده است. اين موارد در چارچوب تحريمها، اصطکاک فراوان در عرصه منطقهاي و تقابلهاي آشکار بين ايران و واشنگتن در عرصه بينالمللي، اقتصاد ايران را شکننده کرده است. مسائل اقتصادي و معيشتي عامل اصلي بسياري از مسائل محسوب ميشود. در چنين بافت موقعيتي تهديد متوجه سفر رئيسي به نيويورک آن است که او در اين سفر تنها به اعلام مواضع جمهوري اسلامي ايران بسنده کرده و مانند رؤساي جمهور ديگر که قبل از او وارد سازمان ملل متحد شداند، از تريبون سازمان ملل متحد تنها به عنوان تريبون اعلام مواضع جمهوري اسلامي بهره ببرد و اين اعلام مواضع منطبق با گفتمان انقلاب اسلامي بر اساس چالش برانگيزي اين گفتمان در برابر نظم موجود بينالمللي ائتلاف فزونتري را ميان ايالات متحده آمريکا و متحدانش عليه تهران ايجاد کند.
تا چه ميزان اين تهديدها ميتواند به چالش در پيش روي سفر ابراهيم رئيسي در مقر سازمان ملل متحد، تبديل شود؟
برخي حاشيههاي ايجاد شده قبل از سفر رئيسجمهور ايران به نيويورک ميتواند سايه خود را بر اهداف سفر رئيسي گستردهتر نمايش دهد. قبل از سفر رئيسجمهور به نيويورک شاهد موضعگيري نمايندگان رئيسجمهور آمريکا و سناتورهاي آمريکايي و همچنين رقباي دولت مستقر در واشنگتن بوديم که خواهان عدم صدور ويزا براي رئيسجمهوري ايران بودند. به نظر ميرسد با توجه به شرايط ايجاد شده در ايران پيرامون فوت مهسا اميني در ارتباط با وضعيت داخلي کشور، اين موضوع نيز به چالشي رسانهاي براي رئيسجمهوري ايران اسلامي تبدل خواهد شد. اين نگرانيها در ارتباط با سفر ابراهيم رئيسي به مجمع عمومي سازمان ملل متحد وجود دارد.
باوجود اين موارد رئيسجمهور به دنبال دستاوردهايي از سفر به نيويورک هستند. آيا آن دستاوردها امکان تحقق دارد؟
بر اساس آنچه از مصاحبه مطبوعاتي ابراهيم رئيسي مشخص شده، ديداري بين رئيسي و بايدن صورت نخواهد پذيرفت و ديدارهاي جنبي با رهبران جهان نيز هنوز مشخص نيست. از اين رو بايد در انتظار بود و ديد که آيا دستاوردي بيش از دستاوردهاي به وجود آمده در سفر رؤساي جمهور ايران به مجمع عمومي سازمان ملل متحد حاصل خواهد آمد؟ از سفر رجايي به عنوان اولين رئيسجمهور انقلابي تا سفر رئيسي به نيويورک، رؤساي جمهور زيادي به مجمع عمومي سازمان ملل متحد سفر کردهاند و با بيان سخنرانيهايي تلاش داشتند زمينههاي اثرگذاري ايران بر جامعه ملل متحد را در سازمان ملل بيش از پيش فراهم سازند اما ارزيابي و ارزشيابي سفرهاي رؤساي جمهور قبل نيز نشان دهنده دستاوردي عظيم در اين سفر نبوده است.
وزير امور خارجه و معاونش همراه رئيسجمهور در نيويورک خواهند بود؛ تا چه ميزان امکان دارد اين دو نفر بتوانند در حاشيه مجمع عمومي به رايزنيهاي برجامي مشغول شوند؟
به هر حال اين مورد دور از انتظار و دسترس نيست اما هرگونه مذاکره با طرفهاي گوناگون در ارتباط با پرونده هستهاي ايران نهايتا به واشنگتن بازميگردد و گفتوگوها در نيويورک در نهايت بايد منجر به عقب نشيني آمريکا از مواضع خود يا عقب نشيني تهران از مواضع خود شود. به نظر ميرسد هيچ کدام از آنها در مقاومتي که در برابر هم دارند حاضر به عقبنشيني از مواضع خود نيستند و از طرف ديگر هر کدام از دولتهاي مستقر در تهران هم براي بازگشت به برجام از مواضع اصولي خود عقبنشيني کنند با شکست در آينده نزديک روبهرو ميشوند. ايران خواهان برداشته شدن همه تحريمها و راستي آزمايي آنها و تضمينهاي بينالمللي در جهت باقي ماندن آمريکا در برجام است و علاوه بر آن رفع اتهامات پادماني را طلب ميکند. آمريکا نيز خواهان آن است که تحريمهاي هستهاي برداشته شود. اين مورد در توان دولت بايدن نيست و دولت بايدن انتخابات مهمي در حدود 5 هفته آينده را از سر خواهند گذراند و احتمالا به زودي کنگره را به جمهوري خواهان تحويل خواهد داد. حتي اگر دموکراتها بتوانند کنگره را حفظ کنند در ارتباط با پرونده هستهاي ايران، همين کنگره موجود با اکثريت دموکرات نشان داده است که با جمهوري خواهان در هماهنگي هستند. از اين رو بايد ديد ديدارهاي باقري کني و اميرعبداللهيان در چنين فضايي بدون کوتاه آمدن از مواضع تهران يا آمريکا ميتواند بنبست موجود را بشکند؟ به نظر ميرسد اين مورد سخت است و از وين تا نيويورک ممکن است راهي طولاني وجود داشته باشد.