شناخت ناکافي از تراکم کالري انواع موادغذايي، اصليترين دليل عدم موفقيت در انواع رژيمهاي لاغري است. وزن يک موازنه است، بين کل کالري دريافتي که از مصرف موادغذايي روزانه دريافت ميشود با کل کالري که روزانه در بدن مورد استفاده قرار ميگيرد. با مصرف ميزان اندکي از بعضي از انواع موادغذايي کالري بسياري بهدست ميآيد که اصطلاحا ميگوييم دانسيته کالري آن زياد است؛ بالاترين دانسيته کالري غذايي مربوط به چربيهاست؛ هر گرم چربي 9 کيلو کالري انرژي دارد در صورتيکه هر گرم پروتئين يا نشاسته 4 کيلو کالري انرژي دارد. توجه به اين نکته مهم است که دستهاي از چربيها مانند روغن، کره و خامه، با چشم ديده ميشوند و دستهاي ديگر ديده نميشوند و بهصورت پنهان در بعضي از خوراکيها وجود دارند (آبگوشت، حليم، آش....) بهطوريکه يک ليوان سوپ چرب ممکن است کالري بيشتري از کل غذاي اصلي داشته باشد. در يک الگوي غذايي سالم توصيه ميشود بين 55 تا 65 درصد کل کالري مورد نياز يک فرد از مواد خوراکي نشاستهاي يا کربوهيدراتي تامين شود و اين باور غلط است که با کاهش يا عدم مصرف نان و برنج رژيم لاغري بگيريم. اگر مدتي موادغذايي شور بخوريم حساسيت گيرندههاي چشايي کاهش مييابد و مجبوريم ميزان نمک غذا را افزايش دهيم. در اين صورت توصيه به کاهش تدريجي نمک غذا ميشود تا حساسيت چشايي بهتدريج افزايش يابد. کربوهيدراتها تنها در غذاهاي نشاستهاي مانند نان، برنج و ماکاروني وجود ندارند، بلکه سبزي، صيفي و ميوهها نيز حاوي کربوهيدرات هستند. با وجود اينکه 55 تا 65 درصد کالري مورد نياز بدن از کربوهيدراتها تامين ميشود، تنها 8 الي 10 درصد اين کربوهيدراتها بايد شامل قند و شکر باشد. (از قند ساده تا قند ميوهها). قابل ذکر است که مصرف خرما، کشمش، انجير و..... به مراتب بهتر از قند و شکر است؛ زيرا حاوي انواع مختلفي از موادمعدني و ويتامينها هستند. آبميوهها و نکتارهاي مصنوعي حاوي ميزان بسيار زيادي شکر هستند. با داشتن کالري بسيار بالاي آبميوههاي طبيعي، ترشح انسولين تحريک ميشود و فرد بلافاصله احساس گرسنگي خواهد کرد. چربيهايي که از طريق خوراکيهاي صنعتي وارد بدن ميشوند بدترين نوع چربي و از نوع اشباع هستند. اين چربيها داراي يک آستانه مصرف هستند که نه تنها زمينهساز چاقي و اضافهوزن هستند، بلکه با استرس اکسيداتيو ايجاد شده، بدن را با آسيبهاي سلولي و آبشارهاي التهابي روبهرو خواهند کرد که حتي در ابتدا با آزمايشات پاراکلينيکي نيز قابل تشخيص نخواهد بود.