آنچه نسبت به دولتهاي گذشته و شعارهايي که داده ميشود چيزي است که ديگر نخنما شده است. يعني کافي است شعارهايي که در تبليغات انتخاباتي داده ميشد را نگاه کنيد و با آنچه که اکنون در صحن عملي جامعه رخ داده و با واقعيات جامعه مقايسه کنيد تا مشخص شود که تمام اين حرفها که ميشود تا چه حد حقيقت عيني يافته است. مردم نيز همه اين مسائل را به خوبي ميفهمند اما دولت و حاميان فکر ميکنند با فرافکني و گفتار درماني که بگويند چه کرديم مردم تحت تاثير قرار ميگيرند. در حالي که دوره اين حرفها گذشته و در طول اين حدود يک سال نشان داده شده که به جهت مديريتي انتقاداتي به نحوه مديريتشان وارد است. اگر بخواهيم به يک نمونه مشهود اينگونه مديريت اشاره کنيم که خود مردم نيز از آن آگاهند و خود مديران نيز اگر مقداري به کارهاي خود بينديشند ميفهمند که به لحاظ مديريتي در چه وضعيتي قرار دارند. يک پروژه اربعين که مطرح کردند و از اول هم گفتند که تا 5 ميليون جمعيت را ميخواهيم ببريم تمام امکانات کشور را هم بسيج کردند تا اين کار را انجام دهند. خب؛ همه ابعاد اين پروژه از قبل معلوم بود و قبلا هم اين پروژه تجربه شده بود و چيزي نبود که در خصوص آن تجربهاي نداشته باشيم چرا که در سالهاي گذشته نيز در دولت آقاي روحاني 3ميليون نفر به راهپيمايي اربعين رفتند. لذا ابعاد مساله و مشکلات و کاستيها هماهنگيها و آمادگيها همه مشخص بوده که چه بايد باشد. اما آقايان آمدند يک ماه مردم را به گونهاي ترغيب کردند که يک سفر کاملا ايدهال، بسيار راحت و کم هزينه دارند و سعي کردند که به هر قيمتي مردم را متقاعد کنند. در طول اين مدت نيز از سوي همه دستگاهها از جمله صداو سيما قول دادند که همه مشکلات حل خواهد شد. ولي ببينيد وقتي جمعيت عبور کرده از مرز از يک ميليون که گذشت چه فاجعهاي به بار آمد و اين گونه مشکلات براي مردم و زوار عزيز در اين سو و آن سوي مرز رخ داد. لذا اين مديريتي است که تمام توان کشور را در اختيار داشته است. نکته اينجا است که کارها که چند سال طول ميکشد به تدريج خود را نشان ميدهد. وقتي در پروژهاي کوتاه مدت اينگونه عمل ميشود ديگر پروژههاي ملي و سخت که جاي خود را دارد. به جاي اينکه صرفا با شعار پيش بروند مقداري روي زمين بيايند و واقعيتها را ببينند و افراد لايق و کاردان را به کار بگيرند. اگر مديران قبلي هم بد عمل کردند بد بودند خب مديران جديد بايد عملکرد بهتري داشته باشند.