سالهاي انتهاي دهه 80 بود که خشکي درياچه اروميه براي چندمين بار ابتدا تبديل به تيترهاي خبري رسانهها و بعد موضوع اعتراضات مردمي شد. آن سالها که دانشجوي شاخهاي از دانش طبيعتشناسي بودم خوب به ياد دارم در يکي از دروس تخصصيمان، استاد از دانشجويي خواست ترتيب يک کنفرانس کلاسي درباره درياچه اروميه و وضعيت فعلي آن را بدهد و به ذکر مشکلات آن بپردازد. آن زمان نزديک به 40 درصد درياچه از بين رفته بود و وضعيتش اسفبار و حالش وخيم معرفي ميشد. گفتني است، از سال 1375 که روند خشکسالي اين درياچه زيبا آغاز شد، از 30 ميليارد متر مکعب تنها 3 ميليارد و 110 ميليون مترمکعب آب باقي مانده است. درحاليکه حجم آب اين درياچه سال گذشته 5 ميليارد و 290 ميليون مترمکعب بود و اين يعني پايان حيات سي ميليون ساله درياچه اروميه از زماني که از درياي پاراتتيس جدا شد و تولد يافت. نتايج حاکي از آن است که مساحت درياچه اروميه از 5366 کيلومتر مربع در سال 1976 نزديک به 5 دهه گذشته به 633 کيلومترمربع در سال 2015رسيد. چندي پيش دوباره موضوع خشک شدن کامل درياچه نقل محافل رسانهاي شد؛ خبرگزاري ايسنا نه تنها از وخامت اوضاع بلکه اين بار درباره به خطر افتادن سلامتي ساکنان استانهاي آذربايجانهاي شرقي و غربي نوشت. خبر حاکي از آن بود که ذرات موجود در ريزگردهاي نمکي درياچه اروميه حاوي ترکيبات کلسيم، آهن، آلومينيوم و منيزيم هستند. کلسيم موجود در محيط خطر ابتلا به سنگ کليه، گرفتگي مجاري کليه و رگهاي خوني را بالا ميبرد. همچنين آهن موجود در اين ريزگردها نيز ممکن است منجر به ورم و بروز آسيبهاي چشمي شود و جذب آن از طريق تنفس طولانيمدت، التهاب ريه را در پي دارد. اما درباره آلومينيوم وضع از اين هم بدتر است و حتي تنفس کوتاهمدت ذرات حاوي آلومينيوم باعث سرفه، تحريک شش و صدمه به دستگاه تنفسي ميشود و تنفس منيزيم موجود در ريزگردها هم باعث افسردگي، گيجي و ضعف عمومي ميشود. اگرچه خشکي درياچه اروميه طيف گستردهاي از بيماريها يا اختلالات را موجب ميشود اما مهمترين و شايعترين اين اختلالات متوجه ريه، مري، سيستم عصبي و دستگاههاي داخلي خواهد شد. حال اين وضعيت را با درياچه همسايه که مقايسه ميکنيم ميبينيم گويا قرار است درياچه وان که تنها در 289 کيلومتري درياچه اروميه قرار دارد حالا حالاها زنده بماند و خبري از خشکي نيست بنابراين تغييرات اقليمي را نميتوان به عنوان دليل اصلي خشکي درياچه اروميه دانست در واقع متهم شماره يک اين فاجعه زيست محيطي تدبير و مديريت غلط آن از سوي مسئولان دولتي است که اجازه بهرهبرداري از منابع آب کشاورزي بيرويه را دادند. گفتني است، وضعيت درياچه وان به دو دليل عمق بيشتر آن و مديريت بهتر منابع آب و کشاورزي در حوضه نسبت به وضعيت درياچه اروميه بهتر است. در حوضه درياچه اروميه به دليل برداشتهاي غيرمجاز از منابع آبي و توسعه بيرويه اراضي کشاورزي تامين حقابههاي زيست محيطي محقق نميشود. به اعتقاد کارشناسان جلوگيري از توسعه کشاورزي و انجام کشاورزي پايدار در سطح حوضه اروميه، از راهحلهاي اصلي احياي درياچه است همچنين جلوگيري از ساخت سدهاي جديد در حوضه درياچه و تداوم توقفهاي انجام شده در اين زمينه بايد همچنان ادامه داشته باشد. نکته قابل ذکر ديگر اين است که در صورت خشک شدن کامل درياچه بايد منتظر طوفانهاي نمک تا حوالي شهرهاي شمال شرقي کشور باشيم. در واقع توفان نمک درياچه و گستره آن به استانهاي تهران، قم، خراسان شمالي، خراسان رضوي و سمنان هم ميرسد و در بهترين حالت حدود 6 ميليون نفر از جمعيت ساکن در حاشيه اين درياچه را مجبور به ترک منطقه خواهد کرد.