در کشور ما که عموما با شعار مردمسالاري زندگي کرده و رشد پيدا کرديم و خود نمايندگان هم از اين طريق وارد مجلس ميشوند، ولي متأسفانه تحمل نداريم که سازمانهاي مردمنهاد مانند فدراسيون فوتبال براي خودشان تصميم بگيرند. ما بايد براي تصميم مجمع فدراسيون فوتبال که بهعنوان بالاترين رکن فدراسيون است احترام گذاشته و تصميمات آن را به رسميت بشناسيم. اين در حالي است که نزديک به 75 روز تا جامجهاني يک از بزرگترين پديدههاي ورزشي قرن است، باقي مانده است. اين رويداد نزديک به 5 ميليارد بيننده دارد ما بايد دنبال آن باشيم که توانايي ملتمان را در قالب اين مسابقات بروز داده و به دنيا به اثبات برسانيم نه اينکه هر لحظه به اختلافات دامن بزنيم. نمايندگان محترم بهواسطه حضور مجمع خيلي در فوتبال اجازه نفوذ ندارند، ناچارا همه چيز را از چشم وزارت ورزش ديده و پيگيري ميکنند. من از بزرگان مجلس بهويژه رئيس محترم آن خواستارم ضمن احترام به قانون اساسي و رعايت تفکيک قوا از قوهقضائيه بخواهند که نظر سريع و صريح خود را اعلام نمايد. فراموش نکنيم طبق قانون اساسي اصل بر برائت افراد است مگر اينکه بنا بر حکم محکمه جرم به اثبات برسد نمايندگان محترم بايد به مفهوم پرونده باز توجه کنند. چندي قبل هم با سر وصداي فراوان پرونده قطوري در کميسيون اصل 90 و با اسم و رسم اتهاماتي به رئيس وقت فدراسيون فوتبال وارد کردند، ولي منتهي به هيچ حکم مجرميتي نشد. خوب است بررسي شود سرنوشت رئيس آن کميسيون پر سروصدا به کجا انجاميد و آن همه هياهو براي چه بود. به هرحال بايد همه ما تمرکزمان را روي موفقيت تيمملي فوتبال قرار بدهيم. وزارت ورزش در ضعيفترين دوران مديريتش قرار دارد. ما از نظر ورزشي گفتيم که فردي بيايد که خودش ورزشي باشد اما بايد بيشتر توجه ميکرديم که در مورد توان مديريت دقت بيشتر بشود. ما بايد در اين حوزه تجديدنظر کنيم. شورايعالي ورزش ميتواند تصميماتي بگيرد که جنبه قانوني داشته باشد. مثلا قانون جامع باشگاهداري. شورايعالي بايد هر چه زودتر طرح جامع باشگاهداري را به تصويب برساند، اما چون حوزه رياست و وزارت ورزش به جايگاهي براي افرادي تبديل شده است که از ساير دستگاههاي اجرايي جا ماندهاند و در اينجا سمت دريافت ميکنند و فقط بهدنبال تبريک، تسليت و سفر هستند.